سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟


هدایت‌گر فعال یا کنترل‌گر منفعل؟

دکتر کامران ندری استاد دانشگاه امام صادق(ع) در هفته‌های اخیر بازار ارز دچار بحران ارزی یا به بیان دیگر التهاب شدید ناشی از هجمه‌های سفته‌بازانه است. هجمه‌های سفته‌بازانه در صورت موفقیت آمیز بودن منجر به کاهش شدید ارزش پول ملی یا از بین رفتن ذخایر ارزی یا افزایش نرخ سود بانکی می‌شود که در حال حاضر دو مورد نخست در اقتصاد کشور اتفاق افتاده و وقوع مورد سوم نیز در صورت تداوم وضع موجود محتمل و شاید گریزناپذیر است.

تورم مزمن که ناشی از کسری بودجه پیدا و ناپیدای دولت و سلطه مالی دولت بر بانک مرکزی و در سنوات اخیر بیشتر ناشی از مشکلات بانکی است، همراه با تمایل سیاست‌گذار به ثابت نگه داشتن نرخ اسمی ارز را شاید بتوان علت بنیادین وقوع بحران ارزی در کشور دانست. به بیان دیگر، عدم قبول هزینه‌های اصلاحات مالی و بانکی از سوی دولت‌ و محدودیت‌های شدید درآمدی در بودجه در نهایت منجر به استفاده مستقیم یا غیرمستقیم دولت و شبکه بانکی از منابع بانک مرکزی می‌شود که در بلندمدت نتیجه‌ای جز تورم ندارد. تورم در ذات خود با ثابت ماندن هر نرخی به ویژه نرخ ارز دربلندمدت در تعارض است و دیر یا زود می‌تواند منجر به بحران ارزی شود. بنابراین، شرط لازم و گزینه بهینه اول برای ممانعت از وقوع بحران‌های ارزی در وهله نخست اصلاحات بانکی، اصلاح ساختار بودجه‌بندی کشور و خروج اقتصاد از فاز تورمی با اعطای استقلال به بانک مرکزی است. اگر دولت‌ به هر دلیلی از اصلاحات بودجه‌ای و بانکی طفره رود، گزینه کم‌هزینه‌تر بعدی افزایش تدریجی نرخ ارز متناسب با نرخ تورم است و بالاخره اگر دولت،‌ اصلاحات را نپذیرد و در عین حال همچنان بر ثابت ماندن نرخ ارز اصرار ورزد، لاجرم باید منتظر بحران ارزی باشد که این روزها شاهد آن هستیم.

از طرف دیگر، عاملی که به بحران ارزی در ماه‌های اخیر دامن زد و تا حدودی بحران ارزی را جلو انداخت، عدم موضع‌گیری صریح و به موقع دولت در مورد نرخ ارز است. عدم سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟ موضع‌گیری صریح و قاطع موجب تردید فعالان اقتصادی نسبت به توانایی دولت در کنترل نرخ ارز می‌شود. در واقع، فقدان سیاست ارزی شفاف و گمانه‌زنی‌های متفاوت در مورد نرخ ارز سبب شد بر خلاف چند سال قبل زمزمه احتمال تغییر نرخ ارز در اقتصاد اوج بگیرد و موجی از نااطمینانی در بازار ارز به‌وجود آید. نااطمینانی و بلاتکلیفی در بازار ارز، اقتصاد را به یک وضعیت به تعبیر اقتصاددانان «چند‌تعادلی» سوق می‌دهد که در آن زمینه برای بروز حملات سفته بازانه مهیا است و متاسفانه با وجود اینکه تراز ارزی دولت در سال جاری بهبود داشته است، وقوع حملات سفته‌بازانه اقتصاد را در دام تعادل نامطلوب گرفتار کرد.

عوامل دیگری نیز در تشدید وخامت اوضاع مؤثر بوده‌اند. همزمانی سرگردانی سیاست‌گذار درخصوص تعیین نرخ ارز با سیاست کاهش نرخ سود بانکی بند مهار نقدینگی را سست کرد. در سنوات قبل، تاثیر رشد بالای پایه پولی و نقدینگی بر تورم با نرخ سود بالا مهار شده بود که البته پیش‌بینی‌ها نشان می‌داد که نه نظام بانکی و نه اقتصاد تحمل تداوم نرخ‌های بالا را ندارد. متخصصان اقتصادی انتظار داشتند که با اعمال اصلاحات اساسی در ساختار سیاست‌گذاری پولی و نظارت بانکی زمینه برای کاهش درون‌زای نرخ سود بانکی فراهم شود، اما متاسفانه باز تعلل دولت در این زمینه راهی جز توسل به اقدامات دستوری برای پایین آوردن نرخ سود باقی نگذاشت. در حالی که علل و اسباب اصلی بالا بودن نرخ سود همچنان در حال ریشه دواندن بود، سیاست‌گذار به‌عنوان تنها راهکار ممکن به سیاست‌های دستوری متوسل شد و یکی از مهارهای طبیعی و خودانگیخته کنترل نقدینگی را از روی قهر و اجبار تضعیف کرد. غول نقدینگی که میزان آن تقریبا برابر با تولید ناخالص داخلی کشور به قیمت‌های جاری است و به دلیل بالا بودن نرخ سود، سرعت گردش آن تقلیل یافته و به خوابی میان مدت فرورفته بود، کم‌کم در حال بیدار شدن است و آماده است که در دستان سفته‌بازان بحران ارزی بیافریند.

علاوه بر این، اعتراضات اجتماعی و تشدید تهدیدات لفظی آمریکا مبنی بر لغو برجام و بازگشت دوباره تحریم‌ها نیز احتمال موفقیت حملات سفته‌بازانه را افزایش داده است و می‌توان گفت که بخش خصوصی و بخش شبه دولتی قدرتمند در اقتصاد را به این صرافت انداخته که کنترل بازار و تثبیت نرخ ارز توسط دولت تقریبا ناممکن و زمینه برای کسب سودهای سوداگرانه مساعد است. در چنین شرایطی همه چیز برای موفقیت حملات سفته‌بازانه و تبدیل سپرده‌های بلندمدت بانکی به دارایی‌های ارزی به‌عنوان پس انداز مهیا است و وقوع بحران ارزی اجتناب‌ناپذیر است.

همان‌طور که در بخش اول این نوشتار اشاره شد، بحران ارزی در نهایت بسته به شدت حملات سفته‌بازانه با ترکیبی از افزایش نرخ ارز، کاهش ذخایر ارزی و احیانا افزایش نرخ سود بانکی به یک نقطه تعادل می‌رسد که البته نتیجه محتوم آن تورم، هدر رفتن ذخایر ارزی و لطمه به تولید است. در واقع بحران ارزی جز سه راه علاج اقتصادی فوق و تا حدودی برخوردهای امنیتی با معامله‌گران ارز درمان موثر دیگری در میان‌مدت ندارد. آنچه مهم است جلوگیری از وقوع مجدد بحران ارزی است. اگر اصلاحات لازم در ساختار بودجه دولت و نظام بانکی در جهت کنترل رشد پایه پولی و به تبع آن نقدینگی صورت نگیرد و دولت سیاست ارزی مشخص و قابل اعتماد نداشته باشد، بروز مجدد بحران ارزی به‌صورت دوره‌ای بسیار محتمل است، به ویژه اگر با شوک‌های ناشی از اعمال تحریم‌ها و ناآرامی‌های داخلی همراه باشد. نکته آخر اینکه چه خوب است دولت با ایجاد تغییرات ساختاری مبتنی بر آموزه‌های علم اقتصاد بتواند در بازارها به ویژه بازارهای کلیدی مثل بازار پول و بازار ارز ایفا‌کننده نقش یک هدایت‌گر فعال باشد؛ نه کنترل‌گر منفعل.

درآمد غیرفعال چیست؟

درآمد غیرفعال چیست؟ در این آموزش در مورد درآمد غیر فعال و نحوه کسب آن و تفاوت آن با سایر درآمدها توضیح خواهیم داد. با ما همراه باشید.

فهرست مطالب و عناوین

درآمد غیرفعال چیست؟

درآمد غیرفعال شامل درآمد حاصل از اجاره ملک ، مشارکت محدود یا هر نوع شغل و کسب و کار دیگری است که هیچ فردی به طور فعال در آن مشارکت ندارد. معمولاً درآمد غیرفعال مشمول مالیات است.

برخی تحلیلگران درآمد پورتفولیو را به عنوان درآمد منفعل می‌دانند و بنابراین سود از معامله و سود سهام را درآمد غیرفعال محسوب می‌کنند.

درآمد غیرفعال برای به دست آوردن و حفظ نیاز به تلاش اندکی دارد یا هیچ تلاشی نیاز ندارد. هنگامی که یک کارمند تلاش کمی برای ایجاد درآمد انجام می‌دهد ، از آن به عنوان درآمد منفعل پیشرونده یاد می‌شود.

یک سرمایه‌گذاری با درآمد غیرفعال ، زندگی سرمایه‌گذار را از چند جهت ساده‌تر می‌کند ، به ویژه هنگامی که رویکرد عملی انتخاب می‌شود. چهار گزینه سرمایه‌گذاری با درآمد غیرفعال عبارتند از: املاک و مستغلات ، وام های همتا به همتا ، سهام سود سهام و صندوق‌های شاخص.

این چهار گزینه سطوح مختلف ریسک و تنوع را پوشش می‌دهد.

مانند هر نوع سرمایه‌گذاری مالی ، سنجش بازده مورد انتظار یک فرصت درآمد غیرفعال در مقابل احتمال ضرر (ریسک) ضروری است.

درک درآمد غیرفعال

به طور خلاصه ، درآمد غیرفعال عبارت است از گردش پول در فواصل منظم و بدون نیاز به تلاش قابل توجه برای ایجاد آن.

سه نوع فعالیت منفعل وجود دارد:

جریان نقدی از طریق درآمد اموال ، از جمله سود مالکیت سرمایه ، اجاره از طریق مالکیت منابع مانند درآمد اجاره ، جریان نقدینگی از یک ملک یا هر املاک و مستغلات و از طریق تملک دارایی‌های مالی.

فعالیت‌های مرتبط با تجارت ، که در آنها فردی در کسب و کار دیگری سرمایه‌گذاری می‌کند ، اما مشارکت عملیاتی نمی‌کند.

حق امتیاز ، یعنی پرداخت‌هایی که توسط یک شرکت (دارای مجوز) به شرکت یا فرد دیگری (صاحب امتیاز) برای استفاده از مالکیت معنوی شرکت دوم (موسیقی ، فیلم ، کتاب) انجام شده است.

پیشنهاد وارن بافت برای سرمایه گذاری در سال 2021

پیشنهاد وارن بافت برای سرمایه گذاری در سال 2021

می‌دانیم که وارن بافت بهترین سرمایه‌گذار جهان است و این که ثروت خود را با تحلیل کسب‌و‌کارها و خریدن آنها در زمان کاهش قیمت کسب کرده‌ است استراتژی او را می‌توان بدین صورت خلاصه کرد:

صبر و صبر و صبر، تا زمانی که فرصت مناسب پدیدار شود و زمانی که چنین فرصتی برای خرید یک شرکت بزرگ با تخفیف پدیدار شود، او مقدار زیادی خرید می‌کند با هدف این که سهام آن را برای دهه‌ها نگه دارد این استراتژی باعث شده او سهام شرکت‌هایی مانند کوکاکولا، اپل، بانک آمریکا، و امریکن اکسپرس، را خریداری کند در طول سالیان متمادی، تمامی این موقعیت‌ها برای وارن بافت عملکرد بسیار خوبی داشته‌اند.

راز وارن بافت در سرمایه گذاری

رمز واقعی موفقیت وارن بافت لزوما استراتژی‌اش نیست بلکه این تز است که برخی افراد کلا نباید صاحب سهام باشند، چون به سبب نوسانات قیمت بیش از حد عصبی می‌شوند و اگر قرار است به خاطر پایین رفتن سهام خود کارهای احمقانه انجام دهند پس نباید کلا صاحب سهام باشند.

اینطور نیست که هر وقت سهام پایین رفت بخواهید آنرا بفروشید اگر خانه خود را 20,000 دلار بخرید و کسی به شما بگوید آنرا 15,000 دلار می‌خرد، آنرا نمی‌فروشید. شما به خانه یا کالای دیگر خود نگاه می‌کنید و این تصمیم را می‌گیرید. ولی برخی مردم از نظر روانی یا احساسی آمادگی داشتن سهام را ندارند.

من فکر می‌کنم اگر درباره این سهامی که می‌خرید به عنوان بخشی از یک کسب‌و‌کار اطلاعات کسب کنید بهتر توان این کار را پیدا می‌کنید جالب است که وارن بافت (بهترین معامله‌گر سهام جهان) می‌گوید که اگر رویکرد صحیح به این کار ندارید نباید آنرا انجام دهید.

وارن بافت میگوید من باور دارم که سخن از رویکرد صحیح و اهمیت آن ممکن است کمی کلی و مبهم به نظر برسد ولی واقعیت دارد؛ حرفم را باور کنید چون علتی که عده زیادی سهامداران پول خود را از دست می‌دهند این نیست که کسب و کارهای خوبی را پیدا نمی‌کنند، بلکه بیشتر آنها کسب‌و‌کارهای خوبی را پیدا می‌کنند ولی علت این که پولشان را از دست می‌دهند این است که احساسی رفتار می‌کنند و سرانجام دست به خرید و فروش در زمان اشتباه می‌زنند!

راهکار وارن بافت برای حذف احساسات در سرمایه گذاری

پس چاره چیست اگر می‌خواهید سرمایه گذاری کنید ولی صرفا نمی‌توانید احساسات خود را کنترل کنید؟

اشکالی ندارد اگر قبول کنید که چنین فردی هستید یعنی این که بپذیرید نخواهید توانست احساسات خود را از دایره سرمایه‌گذاری جدا کنید خب خبر خوب این است که در دهه‌های اخیر رویکرد سرمایه‌گذاری پدیدار شده که محبوبیت زیادی یافته است نام این رویکرد، «سرمایه‌گذاری منفعل» یا صندوق قابل معامله است. که از طریق ای تی اف (ETF) ها و منابع ایندکس انجام می‌شود. به زبان ساده، شما سهامی را می‌خرید که این سهام در واقع نماینده انواع مختلفی از دارایی‌ها در کل بازار است.

پس قضیه بدین صورت است که شما فقط هر سال وارد می‌شوید و در بازار دست به خرید می‌زنید حالا چه صعودی باشد چه نزولی شما هر سال این کار را انجام می‌دهید برای سال‌ها و سال‌ها دهه‌ها و دهه‌ها و اتفاقی که رخ می‌دهید این است که عامل احساس را از سرمایه‌گذاری خارج می‌کنید.

چون دیگر شما سعی نمی‌کنید زمان صحیح برای خرید یا فروش سهام را انتخاب کنید دیگر سعی نمی‌کنید شرکت‌های درست را برای خرید و فروش انتخاب کنید. به جای آن صرفا دارید از بازار حمایت کلی می‌کنید و هر سال در آن وارد می‌شوید سرانجام در یک بازه زمانی طولانی بازده میانگین این روش، برابر با بازده میانگین کل بازار خواهد بود و از دید من نکته عجیب این رویکرد به بازار سهام این است که وارن بافت، که بهترین سرمایه‌گذار فعال جهان است این روش را برای بیشتر سرمایه‌گذاران پیشنهاد می‌کند.

وارن باف میگوید من قضیه را از سال ۱۹۴۲ بررسی کردم، زمانی که اولین سهام خود را خریدم از آن زمان ما در کل ۱۴ رئیس‌جمهور داشته‌ایم که هفت نفرشان جمهوری‌خواه و هفت‌ نفرشان دمکرات بوده‌اند، ما جنگ‌های جهانی را داشتیم، ما یازده سپتامبر را داشتیم، ما انواع رخدادهای مختلف را پشت سر گذراندیم.

و بهترین کاری که شما در ۱۱ مارس سال ۱۹۴۲ می‌توانستید انجام دهید (زمانی که من اولین سهام خود را خریدم) این بود که صرفا یک ایندکس فاند (صندوق شاخص) بخرید و هیچگاه به سرتیتر اخبار نگاه نکنید، هیچگاه به سهام دیگر فکر نکنید، و انگار که مزرعه‌ای خریده باشید و آنرا به کشاورزی سپرده‌ باشید. و بگذارید او مزرعه را برای شما اداره کند.

سود سرمایه گذاری در ایندکس فاند

من زمانی در جمعی گفتم که: اگر شما ده‌هزار دلار در ایندکس فاندی سرمایه‌گذاری کنید که سود سهام شما را نیز سرمایه‌گذاری می‌کند بنظرتان مبلغ سرمایه شما به چه میزان میرسید؟ (و سپس مکث کردم تا مخاطبان حدس بزنند تا چه حد می‌رسد) و معلوم شد که تاکنون به ۵۱ میلیون دلار می‌رسید! و تنها چیزی که می‌بایست باور کنید این بود که آمریکا قرار است جنگ را ببرد و با همان آهنگی که از سال ۱۷۷۶ داشته پیشرفت کند و این که کسب‌و‌کارهای آمریکایی مانند خود آمریکا به پیشروی خود ادامه می‌دهند نیازی نبود که نگران این باشید که چه سهامی بخرید و نیاز نبود فکر کنید که چه زمانی به بازار وارد یا خارج شوید حتی نیاز نداشتید بدانید که قرار است بانک مرکزی آمریکا وجود داشته باشد. حالا هر نوع نهادی که باشد و در هر صورت آمریکا به کار خود ادامه می‌داد.

بدین علت است که وارن بافت این استراتژی را توصیه می‌کند چون جنبه روانشناختی را از سرمایه‌گذاری شما خارج می‌کند و دیگر نیاز به داشتن رویکرد صحیحی که گفتیم نیست دیگر نیاز نیست بدانید چه سهامی را باید بخرید و نیاز نیست نگران زمان ورود و خروج از بازار باشید و با همه این اوصاف، باز هم می‌توانید نتیجه عالی بگیرید، اگر صبور باشید این دومین عامل مهم در سرمایه‌گذاری موفق است.

سود مرکب در سرمایه گذاری

اولا نیاز است رویکرد صحیحی به آن داشته باشید، و دوما باید صبور باشید و به آن زمان بدهید تا میوه بدهد منظورم را اشتباه نفهمید، دوره‌هایی وجود دارد که ممکن است مثلا بازار برای ۱۰ سال بهبودی پیدا نکند برای مثال از دوران ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۸ بازار هیچ کاری انجام نداد و سود شما صفر بود ولی اگر ۱۰ سال دیگر نیز صبر می‌کردید آنگاه سود ۱۸۷ درصدی داشتید! به علاوه نرخ رشد ترکیبی سالانه پنج درصد!

پس ممکن است ‍۱۲ سال سود کلی صفر باشد ولی در ۲۲ سال سود به ۱۷۸ درصد برسد پس نتیجه می‌گیریم که اگر با میانگین هزینه دلاری خود این سفر را آغاز کنید این استراتژی پیوسته کار می‌کند این دقیقا منظور وارن بافت از این حرف است پس من ایندکس گسترده‌ای را می‌خرم ولی نه به صورتی که در هر زمان تکه‌ای از آن را بفروشم. من این کار را در طول بازه‌ای از زمان انجام می‌دهم چون ماهیت ایندکس فاند بدین صورت است که شما باور دارید کسب و کار کلی در آمریکا در طولانی‌مدت عملکرد خوب یا مناسبی خواهد داشت نمی‌دانید که کدامین کسب‌و‌کارها برنده خواهند بود و نمی‌دانید چه زمانی وقت برنده شدن است و این به هیچ وجه مسئله‌ای نیست می‌شود که دانش کافی برای انتخاب برنده‌ها نداشت فقط گاهی می‌شود که برای این کار اطلاعات کافی داشته‌باشم و قطعا نمی‌توانم کل لیست را بررسی کنم تا برنده‌ها را انتخاب کنم و با خودم بگویم که فلانی برنده است و فلانی نیست. و به همین صورت.

پس مهم این است که اگر حس می‌کنید معقول است پول خود را برای بلندمدت در کسب‌و‌کاری بگذارید دست به سرمایه‌گذاری بلندمدت بزنید و با شرط‌بندی روی موردی خاص در زمانی خاص دست به قمار نزنید و یادتان باشد میانگین‌گیری از هزینه دلار (Dollar cost averaging) کاری است که باید انجام دهید، چون از شما در برابر دو خطر محافظت می‌کند:

خطر این که تحت تاثیر احساسات خود قرار بگیرید!

خطر چرخش‌های ناگهانی در کل بازار

پیشنهاد وارن بافت برای سرمایه گذاران

چنین چرخش‌هایی می‌توانند بسیار شدید باشند علت این است که اگر در بلندمدت کار کنید هر سال دارید وارد می‌شوید و به آهستگی ولی پیوسته سود شما برابر با سود میانگین بازار می‌شود پس روی برنامه خود کار کنید و هر سال و هر دهه این کار را ادامه دهید در کل بدین علت است که وارن بافت این استراتژی را دوست دارد و پیش از این که استراتژی سرمایه‌گذاری خودش را توصیه کند، این استراتژی را توصیه می‌کند او برای مدتی طولانی این باور را حفظ کرده است در بخشی از نامه خود در ۱۹۹۶ به سهامداران، وارن بافت نوشت که برای بیشتر سرمایه‌گذاران چه سازمانی چه فردی بهترین راه مالکیت سهم‌هاست:

این است که از طریق ایندکس فاندی اقدام کنند که کمترین کارمزد را می‌گیرد افرادی که این مسیر را بروند می‌توانند مطمئن باشند که با در نظر گرفتن کارمزدها و هزینه‌هایی که اکثر حرفه‌ای‌های عرصه سرمایه‌گذاری دریافت می‌کنند، به سود خالص دست پیدا می‌کنند اگر این رویکرد را دنبال کنید شواهد تایید می‌کند که به احتمال زیاد عملکردی بهتر از ۷۰ تا ۸۰ درصد سرمایه‌هایی خواهید داشت که به صورت فعال توسط حرفه‌ای‌ها مدیریت می‌شوند.

اینجا در ایالات متحده 78 درصد از سرمایه‌های فعال در پنج سال اخیر عملکردی بهتر از شاخص SP 500‌ نداشته‌اند. در استرالیا، ۸۰ درصد سرمایه‌های فعال در پنج سال اخیر نتوانسته‌اند عملکردی بهتر از شاخص SPASX 200 داشته باشند.

در واقع وارن بافت آنقدر مطمئن بود که عملکرد صندوق‌های فعال بدتر از صندوق‌های شاخص است که با شرکت پروتجه پارتنرز (Protege Partners) یک میلیون دلار شرط بست که در طول دوره ۱۰ ساله گزینه‌هایی مشخصی از بین صندوق‌های پوشش ریسک (Hedge fund) عملکردی بدتر از شاخص SP 500 داشته باشند. و همین طور نیز شد، و وارن بافت شرط را برد، بافت حتی به فردی مانند لبران توصیه به خرید صندوق‌های شاخص می‌کند.

لبران: اولین سوالم این است که بعد از این در چه چیزی سرمایه‌گذاری کنم و آیا می‌توانید من را راهنمایی کنید؟

بافت: فکر کنم کسی مانند لبران که قبلا با او در این باره صحبت کرده‌ایم

مجری: با لبران در این باره صحبت کرده‌اید؟

بافت:‌ بله، هر از گاهی فکر می‌کنم که بهتر است برای باقی مدت کاری‌اش و همچنین پس از آن، با توجه به قدرت خرید و دیگر موارد صرفا سرمایه‌گذاری ماهانه در یک صندوق شاخص کم‌هزینه بسیار معقول خواهد بود فکر کنم که باید در موقعیت خود ذخیره نقدی قابل توجهی داشت و هر چیزی که به آنها آسودگی خیال می‌دهد. و سپس بعد از آن، مالکیت تکه‌ای از آمریکا به صورت تکه‌ای متنوع که در طول زمان خریداری شود و برای ۳۰ یا ۴۰ سال نگهداری شود حتما عملکرد خوبی خواهد داشت و در طول سالیان باعث می‌شود درآمد فرد بالاتر برود و واقعا هم نیاز نیست درباره مسائل مختلف نگران بود.

پس ببینید، وارن بافت بهترین سرمایه‌گذار جهان، به بیشتر افراد سرمایه‌گذاری منفعل را پیشنهاد می‌کند البته بدین معنا نیست که او باور دارد این بهترین استراتژی برای پول درآوردن است در غیراین صورت خودش این کار را انجام می‌داد ولی واقعا فکر می‌کند که برای بیشتر افراد این بهترین استراتژی کسب پول از سرمایه‌گذاری است بدین علت که مهم‌ترین عاملی که منجر به زیان سرمایه‌گذاران فعال می‌شود، رویکرد آنهاست که آنها را از معادله خارج می‌کند.

وقتی سرمایه‌گذار منفعل باشید دیگر نیاز نیست رویکرد درستی داشته باشید صرفا نیاز است استراتژی میانگین‌سازی هزینه دلاری را دنبال کنید و همچنین باید این کار را مستمر انجام دهید.

چگونه سرمایه گذاری کنیم؟

سرمایه گذاری مطمئن‌ترین راه برای ایجاد ثروت در طول زمان است. اگر در دنیای سرمایه گذاری تازه وارد هستید، ما برای کمک به شما در شروع کار اینجا هستیم. قبل از اینکه پول خود را که به سختی به دست آورده‌اید را در خرید خودرو سرمایه گذاری کنید، باید درک اساسی از استفاده بهینه از پول داشته باشید. در اینجا برخی از بهترین روش‌ها برای سرمایه گذاری آورده شده اند:

  • سهام: سرمایه گذاری در سهام برای موفقیت آینده فردی ضروری است. وقتی در سهام یک شرکت سرمایه گذاری می‌کنید، در کنار آن‌ها سود می‌کنید.
  • اوراق قرضه: همانطور که قرض گرفتن پول برای اکثر مردم بخشی از زندگی آن‌ها است، شرکت‌ها و شهرداری‌ها نیز با استفاده از اوراق قرضه وام می‌گیرند.
  • صندوق‌های شاخص: این نوع سرمایه گذاری محبوب، شاخص بازار را دنبال می‌کند و می‌تواند به تعادل نمونه کارها کمک کند.

به هر روی، برای درک بهتر سرمایه گذاری مناسب با مقاله دیگری از ذهن همراه باشید.

چگونه سرمایه گذاری کنیم؟

چگونه سرمایه گذاری کنیم؟

برای نحوه سرمایه گذاری درست باید برخی از موارد مهم به شرح زیر را در نظر بگیرید:

۱- مدل سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟ سرمایه گذاری

چه مدت می‌خواهید پول خود را به سرمایه گذاری اختصاص دهید؟ در جهان سرمایه گذاری دو پایگاه مهم اعم از «سرمایه گذاری فعال» و «سرمایه گذاری منفعل» وجود دارد.

ما معتقدیم که هر دو مدل شایستگی‌های خود را دارند، به شرطی که شما روی برنامه‌های بلندمدت تمرکز کنید و فقط به دنبال سود کوتاه‌مدت نباشید. اما مدل، بودجه، تحمل ریسک و علایق ممکن است اولویت شما برای یک نوع سرمای هگذاری باشد.

سرمایه گذاری فعال به معنای صرف وقت برای تحقیق در مورد سرمایه گذاری‌های خود و ساخت و نگهداری نمونه کارهای خود است. اگر قصد خرید سهام جداگانه از طریق کارگزاری آنلاین را دارید، سعی کنید یک سرمایه گذار فعال باشید. برای موفقیت در یک سرمایه گذاری فعال، به سه چیز نیاز دارید:

  • زمان: سرمایه گذاری فعال به تکالیف زیادی نیاز دارد. شما باید در مورد فرصت‌های سرمایه گذاری تحقیق کنید، برخی از تجزیه و تحلیل‌های اساسی را انجام دهید و پس از خرید آن‌ها را در جریان قرار دهید.
  • دانش: اگر نمی‌دانید چگونه سرمایه گذاری‌ها را تجزیه و تحلیل کرده و در مورد آن‌ها به درستی تحقیق کنید، نمی‌توانید موفق شوید. حداقل باید با برخی از اصول چگونگی تجزیه و تحلیل سهام قبل از سرمایه گذاری آشنا باشید.
  • تمایل شخصی: بسیاری از افراد نمی‌خواهند به سادگی ساعت‌هایی را برای سرمایه گذاری خود صرف کنند و از آنجا که سرمایه گذاری‌های منفعلانه در طول تاریخ بازدهی بالایی داشته‌اند، هیچ مشکلی در این روش وجود ندارد. سرمایه گذاری فعال مطمئناً پتانسیل بازدهی بالاتری دارد اما باید بخواهید برای درست کردن آن وقت بگذارید.

سرمایه گذاری

از طرف دیگر، سرمایه گذاری منفعل معادل قرار دادن هواپیما بر روی خلبان اتوماتیک در مقابل پرواز دستی آن است. در طولانی مدت هنوز نتایج خوبی خواهید گرفت و تلاش مورد نیاز به مراتب کمتر خواهد بود. سرمایه گذاری در صندوق‌های سرمایه گذاری نمونه ای از این استراتژی است. می‌توانید از یک رویکرد ترکیبی استفاده کنید. به عنوان مثال، شما می‌توانید یک مشاور مالی استخدام کنید و از او برای ساخت و اجرای استراتژی سرمایه گذاری از طرف خود استفاده کنید.

سرمایه گذاری منفعل:

  • سادگی بیشتر، ثبات بیشتر، پیش‌بینی بیشتر
  • بازگشت متوسط
  • مزایای مالیاتی

سرمایه گذاری فعال:

  • کار بیشتر، خطر بیشتر، پاداش بالقوه بیشتر
  • شما سرمایه گذاری خود را انجام می‌دهید
  • تحقیقات زیاد و بالقوه‌ای برای بازدهی عظیم و تغییر دهنده زندگی

[su_box title=”همچنین بخوانید: ” style=”bubbles box_color=”#a631a8″ radius=”20″]

[su_animate type=”shake” duration=”0.5″] سرمایه گذاری در بورس [/su_animate]

۲- بودجه برای سرمایه گذاری

چه مقدار پول برای سرمایه گذاری دارید؟ ممکن است فکر کنید که برای شروع کار به مبلغ زیادی پول نیاز دارید، اما می‌توانید با ۵۰ میلیون سرمایه گذاری را شروع کنید (در ایران اکنون به دلیل عدم ثبات اقتصادی، سرمایه گذاری به صورت اصولی انجام نمی‌شود).

یک قدم مهم قبل از سرمایه گذاری، ایجاد «صندوق اضطراری» است. این پول نقدی است که به شکلی کنار گذاشته می‌شود که امکان برداشت سریع را فراهم می‌کند. تمام سرمایه گذاری‌ها اعم از سهام، صندوق‌های سرمایه گذاری مشترک یا املاک و مستغلات، دارای مقداری خطر هستند و شما هرگز نمی‌خواهید در مواقع ضروری مجبور به واگذاری (یا فروش) این سرمایه‌ها شوید. صندوق اضطراری شبکه ایمنی شما برای جلوگیری از این امر است.

سرمایه گذاری کردن

اکثر برنامه ریزان مالی پیشنهاد می‌کنند که مبلغ ایده‌آل برای صندوق اضطراری برای تأمین هزینه‌های شش ماه باید کافی باشد. اگرچه این مطمئناً یک هدف خوب است، اما شما قبل از سرمایه گذاری نیازی به این مقدار کنار گذاشته شده ندارید.

همچنین خلاص شدن از شَر هرگونه بدهی با سود بالا (مانند کارت‌های اعتباری) قبل از شروع سرمایه گذاری یک ایده هوشمندانه است. به این روش فکر کنید، بورس اوراق بهادار در طول دوره‌های زمانی طولانی بازدهی ۹ تا ۱۰ درصد سالانه داشته است. اگر پول خود را در این نوع بازده سرمایه گذاری کنید و همزمان ۱۶ یا ۱۸ درصد یا بالاتر APR به طلبکاران خود پرداخت کنید، خود را در موقعیتی قرار می‌دهید که در طولانی مدت دچار ضرر می‌شوید.

۳- قدرت ریسک در سرمایه گذاری

چقدر حاضر هستید ریسک مالی کنید؟ همه نوع سرمایه گذاری‌ها موفقیت آمیز نیستند! هر نوع سرمایه گذاری سطح خطر خاص خود را دارند، اما این ریسک اغلب با بازده ارتباط مستقیمی خواهد داشت. یافتن تعادل بین به حداکثر رساندن بازده پول و یافتن سطح ریسکی که با آن راحت هستید بسیار مهم است.

به عنوان مثال، اوراق قرضه بازدهی قابل پیش بینی با ریسک بسیار کم ارائه می‌دهند، اما بازدهی نسبتاً کمی در حدود ۲ تا ۳ درصد نیز دارند. در مقابل، بازده سهام بسته به شرکت و چهارچوب زمانی مختلف نیز می‌تواند متفاوت باشد، اما کل بازار سهام به طور متوسط ​​تقریباً ۱۰ درصد در سال بازده دارد.

سرمایه گذاری مناسب

حتی در دسته‌های گسترده سهام و سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟ اوراق قرضه نیز می‌تواند تفاوت‌های زیادی در ریسک وجود داشته باشد. به عنوان مثال، اوراق قرضه خزانه داری یا اوراق مشارکت دارای رتبه بندی AAA یک سرمایه گذاری بسیار کم خطر است، اما احتمالاً نرخ بهره آن نسبتاً کم خواهد بود. حساب‌های پس انداز حتی ریسک کمتری را نشان داده، اما پاداش کمتری را ارائه می‌دهند. از طرف دیگر، یک اوراق قرضه با بازده بالا می‌تواند درآمد بیشتری ایجاد کند اما با خطر بیشتری برای عدم قبول یا رد همراه است.

یک راه‌حل خوب برای مبتدیان استفاده از مشاور برای تنظیم برنامه سرمایه گذاری متناسب با تحمل ریسک و اهداف مالی است. به طور خلاصه، مشاور خدماتی را ارائه داده که توسط یک کارگزاری ارائه می‌شود و مجموعه ای از وجوه شاخص مبتنی بر سهام و اوراق قرضه را ایجاد می‌کند که برای به حداکثر رساندن بازده در حالی که سطح ریسک را متناسب با نیازها حفظ می‌کند، حفظ و نگهداری می‌شود.

[su_box title=”همچنین بخوانید: ” style=”bubbles box_color=”#a631a8″ radius=”20″]

کلام آخر

سرمایه گذاری ممکن است ترسناک به نظر برسد، خصوصاً اگر قبلاً این کار را نکرده باشید. با این حال، اگر بفهمید که چگونه می‌خواهید سرمایه گذاری کنید، چه مقدار پول باید سرمایه گذاری شود و چه تحمل ریسکی را می‌پذیرید، می‌توانید موقعیت خوبی برای تصمیم گیری هوشمندانه با پول خود داشته باشید که برای دهه‌های آینده به شما کمک می‌کند.

روانشناسی بازار چیست و چطور در سرمایه گذاری تاثیر می گذارد؟

روانشناسی بازار

برداشت مردم از بازار، مستقیما بر روند قیمت‌گذاری سهام تأثیر می‌گذارد. روانشناسی بازار یا همان Market Psychology احساسی کلی در بین فعالان بازار است که آنها را وادار به خرید یا فروش می‌کند. به همین دلیل، ما همواره با دو نوع روند کلی مواجه هستیم. یک ‌روند صعودی با احساس و انتظارات مثبت که با خوش‌بینی و امیدواری همراه است؛ در مقابل، روند نزولی که با احساس و انتظارات بدبینانه، با اضطراب و ترس ارتباط دارد. در این متن قصد داریم روانشناسی بازار را مورد مطالعه قرار دهیم و بدانیم که این مسئله چطور در سرمایه‌گذاری تأثیر می‌گذارد.

روانشناسی بازار چیست؟

همان‌طور که گفتیم، روانشناسی بازار به رفتارهای غالب و احساسات جمع شرکت‌کنندگان بازار در هر برهه از زمان، اشاره دارد. این اصطلاح اغلب توسط رسانه‌های مالی و تحلیل‌گران برای توضیح حرکت بازار استفاده می‌شود. به بیان دیگر، روانشناسی بازار رفتار کلی یک بازار را بر اساس عوامل عاطفی و شناختی در شبکه توصیف می‌کند و نباید آن را با روانشناسی معامله‌گری (trader psychology) اشتباه گرفت. روانشناسی معامله‌گری به همین عوامل اشاره دارد اما فقط یک فرد را مورد بررسی قرار می‌دهد. در واقع، روانشناسی معامله‌گری جنبه‌های مختلفی از شخصیت و رفتارهای فرد را نشان می‌دهد که بر اعمال معاملاتی او، تأثیر می‌گذارند.

درک بیشتر روانشناسی بازار

روانشناسی سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟ بازار به‌عنوان یک نیروی قدرتمند در نظر گرفته می‌شود و ممکن است با اصول یا رویدادهای خاصی توجیه شود. به‌عنوان ‌مثال، اگر سرمایه‌گذاران به‌طور ناگهانی اعتماد خود به ‌سلامتی اقتصاد را از دست بدهند و تصمیم بگیرند که از خرید سهام عقب‌نشینی کنند، شاخص‌هایی که قیمت‌های کلی بازار را دنبال می‌کنند، سقوط خواهند کرد.

طمع، ترس، انتظارات بیش از حد و شرایط شاخص بورس همه عواملی هستند که در روانشناسی کلی بازار نقش مهمی دارند. تاثیر این حالات ذهنی در «ایجاد خطر» و «ریسک‌کردن» به‌صورت دوره‌ای، یا به ‌عبارت ‌دیگر، دوره‌های رونق و سقوط در بازارهای مالی، کاملا مستند است.

چرا روانشناسی بازار اهمیت دارد؟

ماهیت روانشناسی بازار نشان می‌دهد که هر روند معینی، ممکن است بیش از سود یا زیان اساسی در ارزش سهام، نشانگر احساسات در بازار باشد. در کنار این مسئله، ما با توجه‌ به روانشناسی بازار، می‌توانیم شناختی از خودمان به‌عنوان یک سرمایه‌گذار نیز به‌دست آوریم. در اینجا خواهیم دانست که ما مدیریت سرمایه خود را به‌درستی انجام می‌دهیم یا یک سرمایه‌گذار احساسی هستیم.

روانشناسی بازار چیست

عوامل مهم در پیش بینی روانشناسی بازار سرمایه

برای پیش‌بینی درست روانشناسی بازار، باید توجه زیادی به رفتار معامله‌گران داشته باشیم. مهم است که بدانیم افراد با خوش‌بینی به تابلوهای بورس نگاه می‌کنند یا بدبینی در احساس آنها موج می‌زند. البته هر دو این احساسات در حالت افراطی، سبب زیان افراد خواهد شد. خوش‌بینی زیاد، حرص و طمع فراوان برای افراد به ارمغان آورده و ناامیدی و یأس نیز به عکس‌العمل‌های هیجانی منجر خواهد شد.

از طرفی، شاخص بورس نیز تأثیر قابل ‌توجهی بر این رفتارها دارد. زمانی که شاخص‌ها به‌شدت سقوط کرده، اعداد منفی و قرمز رنگ را نشان بدهند، افراد با دید منفی برنامه‌ریزی خواهند کرد که غالبا به خرید و فروش‌های سریع و هیجانی ختم می‌شود. بدیهی است که زمان مثبت بودن شاخص بورس و نمایان شدن رنگ‌های سبز، این داستان برعکس پیش خواهد رفت. به همین خاطر، مهم است که با داشتن یک استراتژی مشخص و برنامه‌ریزی‌شده، پیش‌بینی خود را بهبود بخشیم.

تأثیر تحقیقات روانشناسی بازار برای سرمایه‌گذاری

مطالعات زیادی در مورد تأثیر روانشناسی بازار بر عملکرد و بازده سرمایه‌گذاری انجام شده است. در این میان، نظرات اقتصاددان آموس توورسکی و روان‌شناس برنده جایزه نوبل، دانیل کانمن، بسیار مهم بوده است. آن ها اولین کسانی بودند که نظریه «بازار متداول و کارآمد» را به چالش کشیدند. آن ها این تصور را که انسان در بازارهای مالی همیشه بر اساس اطلاعات عمومی و مربوط به قیمت‌ها تصمیم منطقی می‌گیرد، قبول نکردند.

آن ها با رد این مفهوم، پیش‌گام حوزه اقتصاد رفتاری شدند. نظریه‌ها و مطالعات آن ها بر شناسایی خطاهای سیستماتیک در تصمیم‌گیری انسان متمرکز است که ناشی از سوگیری‌های شناختی مانند ترسِ ازدست‌دادن، تعصبات بیش از حد و ترس از عملکرد اشتباه است. کار آن ها به‌طور گسترده‌ای مورد پذیرش قرار گرفته و برای استراتژی‌های سرمایه‌گذاری، تجارت و مدیریت پرتفوی به‌کار رفته است.

روانشناسی بازار بورس

سرمایه‌گذاری در بازار بورس، یک تجارت پرریسک و اغلب، با پاداش بالا است. در حالی‌ که اکثر سرمایه‌گذاران کوچک این فرصت را در بازارهای سهام از دست می‌دهند، درصد کمی از سرمایه‌گذاران موفق به ایجاد ثروت گسترده از بازارهای سهام شده‌اند. مشکل چیست؟

همان‌طور که اشاره کردیم، نکته کلیدی در اینجا توجه به روانشناسی بازار بورس و رفتارشناسی سرمایه‌گذاران بورس است. توجه به روانشناسی این دو مسئله، مطالعه ذهن، نحوه عملکرد بازار و چگونگی تأثیر آن بر رفتار افراد را مورد توجه قرار داده است. بررسی روانشناسی این دو مهم، قسمت بزرگی از سرمایه‌گذاری در بورس سهام را تشکیل داده و اگر به‌خوبی درک شود، می‌تواند به جلوگیری از عقب‌ماندگی‌های مالی کمک کند.

در این بین، توجه به امور مالی رفتاری و ثبت علمی رفتارهای انسانی، توانسته است شکاف بین تئوری و عمل را در روانشناسی بازار بورس، از بین ببرد. در اصل، برای ورود و سرمایه‌گذاری در بازار بورس، تنها تکیه بر این اصطلاح که «برندگان متفاوت فکر می‌کنند» کافی نیست. اگر بدون دانش کافی از این اصل، خود را در وضعیتی قرار دهید که آینده‌تان را به خطر بیندازد، روزهای سختی پیش رو خواهید داشت. به همین دلیل است که تیم تخصصی دانشکده بورس با برگزاری دوره های آموزشی بورس، آماده خدمت‌رسانی به علاقه‌مندان این زمینه است.

چند نمونه از رفتارهای سرمایه‌گذاران در بازار بورس

از آنجایی ‌که روانشناسی رفتار سرمایه‌گذاران، با روانشناسی بازار بورس در هم‌ تنیده است، لازم دانستیم با مرور چند نمونه از آن ها، شما را با این محیط بیشتر آشنا کنیم.

سرمایه‌گذاران فعال

سرمایه‌گذاران فعال بازار سهام سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟ از استراتژی سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند که شامل خرید و فروش مداوم است. آن ها معمولا روندهای بلندمدت را کنار گذاشته و بر سودهای کوتاه‌مدت تمرکز می‌کنند.

سرمایه‌گذاران منفعل

سرمایه‌گذاران منفعل بورس برای مدت طولانی از استراتژی خرید و نگهداری استفاده می‌کنند و به دنبال سود بردن از تغییرات کوتاه‌مدت یا زمان‌بندی خاص در بازار نیستند.

سرمایه‌گذاران احساسی

سرمایه‌گذاران احساسی را در هر دو دسته قبلی می‌توان دید. این افراد، همواره در پی اخبارهای مربوط به سهام هستند و حتی با کوچک‌ترین خبرهای منفی، واکنش‌های لحظه‌ای و سریعی دارند. در برخی موارد حتی از بررسی قیمت سهام ترس دارند یا با سودی که هنوز تحقق نیافته، خوشحال می‌شوند. این افراد معمولا سرمایه‌گذاری مناسبی در بازار بورس ندارند.

سه کتاب روانشناسی بازار

کتاب معامله گر منضبط نوشته مارک داگلاس

نویسنده در این کتاب معتقد است که 80 درصد پیروزی ما در معاملات ریشه در مسائل روانی داشته و تنها 20 درصد آن مربوط به تحلیل‌های تکنیکال و فنی است.

کتاب جادوگران بازار نوین

کتاب متشکل از سخنان افرادی است که به‌طور فعال در بازار سرمایه کار می‌کنند و به‌طور مشترک، مهارت و انضباط را لازمه موفقیت در بازار سهام می‌دانند.

کتاب چرا می برید؟ چرا می بازید؟

نویسنده کتاب، fred C kelly، بر این باور است که برای موفقیت باید برخلاف جهت بازار حرکت کرد. او این ادعا را در 8 بخش مختلف توضیح داده است.

در نهایت، سرمایه‌گذاری فعال یا منفعل؟ روانشناسی بازار، تأثیر مستقیمی در سرمایه‌گذاری افراد در بازار بورس و سهام داشته و خواهد داشت. ازاین‌رو، با داشتن دانش کافی در مورد اینکه روانشناسی بازار چیست، خواندن چند کتاب روانشناسی بازار و استفاده از دوره‌های آموزشی بورس، مانند دوره تحلیل تکنیکال و دوره تحلیل بنیادی، می‌توانید بهترین تصمیم ها را در معاملات خود بگیرید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.