همه چیز درباره مارجین یا حاشیه


صورت مالی 9 ماهه 1400 | آکادمی آینده

مارجین چیست؟

مارجین یا حاشیه، وجه تضمین اولیه یا وجه مورد نیاز برای بازکردن یک معامله است که بر اساس لوریج محاسبه می گردد؛ اما برای درک بهتر مفهوم حاشیه یا مارجین (Margin)، ابتدا لوریج را فراموش کنید. اجازه دهید تصور کنیم که در بازار فارکس لوریجی در کار نیست، یا بگوییم حساب شما لوریج ۱:۱ دارد. بعد از بیان مفهوم اولیه، تاثیر لوریج در مارجین را نیز بیان می کنیم.

مارجین مقداری از پول است که در یک پوزیشن یا معامله، شرکت می کند. اینگونه تصور کنید که شما یه حساب ۲۰،۰۰۰ دلاری دارید و تصمیم دارید ۲۰۰۰ یورو در مقابل دلار آمریکا (EUR/USD) بخرید. برای خرید این ۲۰۰۰ یورو با فرض اینکه نرخ یورو به دلار آمریکا برابر ۱٫۴۳۴۵ باشد، شما چه میزان دلار آمریکا باید بپردازید؟ در واقع چه میزان مارجین نیاز دارید؟

وقتی نرخ در جفت ارز EUR/USD برابر ۱٫۴۳۴۵ است، یعنی ارزش هر یک یورو برابر ۱٫۴۳۴۵ دلار آمریکا می باشد، پس برای خرید ۲۰۰۰ یورو، شما باید ۲۸۶۹ دلار آمریکا بپردازید.

۲۰۰۰ یورو = ۲۰۰۰ × ۱۴۳۴٫۵
بنابر این
۲۰۰۰ یورو برابر ۲۸۶۹ دلار آمریکا است.

اگر شما یک پوزیشنِ خرید ۲۰۰۰ EUR/USD بگیرید. (یعنی شما ۲۰۰۰ یورو در مقابل دلار آمریکا خریده اید) پس مقدار ۲۸۶۹ دلار از کل ۲۰،۰۰۰ دلار موجودی حساب فرضی شما، بلافاصله در این معامله درگیر می شود. وقتی شما حجم معامله (Volume) را به طور مثال روی ۰٫۰۲ لات قرار می دهید (هر لات، یکصد هزار واحد از ارز سمت چپ می باشد، پس در اینجا ۰٫۰۲ لات یعنی ۰٫۰۲ × ۱۰۰،۰۰۰ = ۲۰۰۰ واحد از ارز سمت چپ که در مثال ما برابر ۲۰۰۰ یورو می گردد) و روی دکمه خرید کلیک می کنید. برای خریدِ این ۲۰۰۰ یورو ۲۸۶۹ دلار از حساب شما پرداخت می همه چیز درباره مارجین یا حاشیه شود که این مبلغ مارجین نامیده می شود.

اکنون مفهوم لوریج را وارد بحث می کنیم، بیایید فرض کنیم که حساب شما لوریج یک به صد (۱:۱۰۰) دارد. در این حالت برای خرید همان دو هزار یورو در مقابل دلار آمریکا که در حالت قبل بررسی کردیم، شما باید یک صدم (یک از صد واحد ۱:۱۰۰) مقدار پول لازم را پرداخت کنید. در حالت قبل لوریج ۱:۱ بود که شما نسبت یک از یک واحد پول را باید پرداخت می کردید در واقع همه پول را باید پرداخت می کردید. بنابراین با لوریج ۱:۱۰۰، برای خرید ۲۰۰۰ یورو در مقابل دلار (۰٫۰۲ لات)، با همان نرخ ذکر شده در مثال قبل، شما باید یک صدم از ۲۸۶۹ دلار را پرداخت کنید که می شود ۲۸/۶۹ دلار.

استثنا: توجه داشته باشید که در سی اف دی کالا ها و شاخص ها مانند نفت، شاخص داوجونز و … مارجین یک میزان ثابت دارد و لوریج در آن تاثیری نمی کند. (جدول سی اف دی کالا) (جدول سی اف دی شاخص ها)

با یک مثال، بگویید محاسبه مارجین چگونه است؟

اگر در بازار فارکس بخواهید ۱ لات یورو در مقابل دلار آمریکا را در حساب تان به لوریج یک به صد (۱:۱۰۰) با نرخ ۱٫۴۳۴۵ معامله کنید، مقدار مارجین لازم برای انجام این معامله چقدر می باشد؟

هر لات یورو در مقابل دلار آمریکا، صد هزار یورو می باشد. (صد واحد از ارز سمت چپ در EUR/USD)
نرخ EUR/USD برابر ۱٫۴۳۴۵
۱۰۰ هزار × ۱٫۴۳۴۵ برابر ۱۴۳۴۵۰ است
پس یک لات یورو برابر ۱۴۳۴۵۰ دلار است. لوریج ما ۱:۱۰۰ است پس یک صدم آن را باید تامین کنیم. یعنی
۱۴۳۴۵۰ تقسیم بر ۱۰۰ برابر ۱۴۳۴٫۵۰ دلار.

پس یک پوزیشن با حجم یک لات EUR/USD در یک حساب با لوریح ۱:۱۰۰ به ۱۴۳۴٫۵۰ دلار مارجین نیاز دارد. برای اطلاعات بیشتر مفاهیم پایه فارکس را مطالعه کنید

مارجین یا حاشیه، وجه تضمین اولیه یا وجه مورد نیاز برای بازکردن یک معامله است.

در مثال این مقاله برای معامله‌ای که دو هزار دلار ارزش دارد، میزان مارجین را تعیین کرده‌ایم.

در سی اف دی کالاها و شاخص‌ها مانند نفت، شاخص داوجونز و … مارجین یک میزان ثابت دارد.

با بررسی حاشیه سود، سود خود را افزایش دهید

حاشیه سود | آکادمی آینده

حاشیه سود، یکی از شاخصه‌های اصلی فاندامنتالی برای سرمایه گذاری در یک شرکت است.

هنگامی که بخواهید تحلیل فاندامنتال (بنیادی) انجام دهید، دو رویکرد سر راه شما وجود دارد:

رویکرد اول، بررسی بالا به پایین هست و دیگری نگاه از پایین به بالا است. در رویکرد بررسی بالا به پایین، هنگامی که شما وارد تحلیل فاندامنتال یک پروژه شوید، ابتدا وضعیت جهانی (سیاسی، اقتصادی و…) را بررسی می‌کنید، سپس وضعیت اقتصاد داخلی، وضعیت صنعت و در پایان به بررسی شرکت مورد نظر خواهید پرداخت.

شما برای شناسایی پروژه های آینده‌دار باید از منابع اطلاعاتی گوناگون و معتبر استفاده کنید. و ما در این مقاله شما را با بهترین منابع آماری برای بررسی سابقه اقتصادی شرکت‌های مختلف آشنا می‌کنیم.

حاشیه سود که یکی از عوامل مؤثر در تحلیل بنیادی هست، که در این مقاله به بررسی کامل آن می‌پردازیم. همچنین نحوه محاسبه انواع حاشیه سود را بیان می‌کنیم.

در این مقاله می‌آموزید:

  1. آشنایی با انواع گزارش‌های مالی
  2. آموزش محاسبه حاشیه سود در معاملات
  3. کاربرد و تحلیل حاشیه سود
  4. تأثیر حاشیه سود بر معاملات

این مقاله برای چه کسانی مناسب است:

  1. افرادی که به بررسی گزارش‌های مالی و تحلیل فاندامنتال علاقه‌مند هستند.
  2. معامله‌گران و سرمایه گذاران بلند مدت.
  3. سرمایه‌گذاران حرفه‌ای که می‌خواهند شخصاٌ، یک پروژه ارزنده برای سرمایه‌گذاری را تحلیل کنند.

منابع مهم تحلیل شرکت برای تعریف حاشیه سود

قبل از تعریف اینکه حاشیه سود چیست، باید با برخی شاخصه‌های مهم در هر پروژه یا شرکت که در تحلیل اوضاع و شرایط آن مهم هستند آشنا شویم.

برای مثال زمینه فعالیت شرکت، مکان شرکت، نوع محصولات تولیدی، فروش محصولات و مشتریان شرکت، مواردی هستند که قبل از سرمایه گذاری در یک مجموعه باید اطلاعاتی درباره آنها کسب کنیم. یکی از این منابع، گزارش‌های مالی منتشر شده توسط خود شرکت است.

گزارش‌های مالی چیست؟

گزارش‌های مالی شرکت شامل گزارش هیئت مدیره، صورت‌های مالی و یادداشت‌های توضیحی هست که توسط شرکت تهیه و مورد استفاده مخاطبین قرار می‌گیرد. اساس و پایه تحلیل بنیادی، وابسته به این گزارشات است.

به عنوان مثال برای بازار بورس ایران، سامانه جامع اطلاع رسانی ناشران یا سایت کدال، سایتی معتبر و مورد اطمینان است که گزارشات مالی شرکت‌های بورسی در آن منتشر می‌شود.

در بازار ارزهای دیجیتال نیز وبسایت‌هایی مانند کوین مارکت کپ (Coinmarketcap)، گلاس‌نود (Glassnode)، کوین گلاس (Coinglass) و… به عنوان منابع اطلاعاتی موثق برای تحلیل شرایط مالی رمز ارزها استفاده می‌شوند.

معتبرترین منبع برای تحلیل شرایط اقتصادی، صورت‌های مالی شرکت‌ها می‌باشند. در صورت‌های مالی، وضعیت و عملکرد مالی شرکت‌ها در قالب اعداد و ارقام بیان می‌گردد. از جمله صورت های مالی مهمی که باید در نظر داشته باشید، ترازنامه و صورت سود و زیان است.

ترازنامه توانایی شرکت را برای برقراری تعادل بین دارایی‌ها و میزان بدهی‌اش به سایر نهادهای مختلف را نشان می‌دهد. میزان درآمد و مخارج شرکت در یک بازه زمانی مشخص در صورت حساب درآمد نمایش داده می‌شود. شما از طریق این صورتحساب متوجه می‌شوید شرکت درآمدی از دست داده است یا کسب کرده است و میزان نقدینگی شرکت برای خرید هر آنچه که برای بهبود یا گسترش لازم هست، مشخص شده است.

حاشیه سود چیست؟

در امور حسابداری و مالی، میزان سودآوری شرکت را نسبت به درآمد آن با استفاده از مارجین اندازه‌گیری می‌کنند. حاشیه سود خالص یا مارجین، یکی از نسبت‌های سودآوری هست و از تقسیم سود خالص بر درآمد یا فروش به دست می‌آید.

حاشیه سود به شکل درصدی بیان می‌شود و مشخص می‌کند هر شرکت به ازای هر 100 میلیون تومان فروش، چند میلیون سود به دست می‌آورد. برای مثال، اگر مارجین سود خالص شرکتی 20% باشد، مشخص می‌شود این شرکت در ازای هر 100 میلیون تومان فروش، 20 میلیون تومان سود خالص کسب کرده است.

محاسبه انواع حاشیه سود

حاشیه سود انواع مختلفی دارد. اصلی‌ترین آن‌ها حاشیه سود ناخالص، حاشیه سود عملیاتی و حاشیه سود خالص است. در این بخش از مقاله با انواع حاشیه سود آشنا می‌شویم و نحوه محاسبه آن‌ها را بیان می‌کنیم.

حاشیه سود ناخالص (GROSS PROFIT MARGIN)

برای محاسبه حاشیه سود ناخالص از فرمول زیر استفاده می‌کنیم.

حاشیه سود ناخالص | آکادمی آینده

حاشیه سود ناخالص | آکادمی آینده

حاشیه سود عملیاتی (OPERATING PROFIT MARGIN)

مارجین سود عملیاتی برای ارزیابی سودآوری شرکت از عملیات اصلی آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. در حقیقت به کنترل هزینه‌های عملیاتی در فرآیند سودآوری شرکت می‌پردازد.

هرچه این نسبت بالاتر باشد میزان سودآوری شرکت و توانایی آن در کاهش هزینه‌های عملیاتی بیشتر است. برای محاسبه آن از فرمول زیر استفاده می‌کنیم.

حاشیه سود عملیاتی | آکادمی آینده

حاشیه سود عملیاتی | آکادمی آینده

حاشیه سود خالص (NET PROFIT MARGIN)

مارجین سود خالص یکی از پرکاربردترین نسبت‌های مالی است که تحلیلگرهای مالی با استفاده از آن میزان سودآوری شرکت را با توجه به فروش یا درآمدهای شرکت همه چیز درباره مارجین یا حاشیه مورد ارزیابی قرار می‌دهند. هرچه این نسبت بیشتر باشد بیانگر بالاتر بودن میزان سودآوری شرکت و توانایی آن در کاهش کل هزینه‌های شرکت و به عبارتی کارایی بالای آن است. روش محاسبه مارجین سود خالص از طریق فرمول زیر است.

3 1

حاشیه سود خالص | آکادمی آینده

تحلیل حاشیه سود

از حاشیه سود کم و پایین، این‌طور تعبیر می‌شود که سوددهی شرکت چندان ایمن نیست. اگر شرکتی با حاشیه سود پایین، در فروش دچار افت شود، حاشیه سود آن حتی کمتر هم خواهد شد و ممکن است منفی شود.

مارجین سود پایین می‌تواند نکات خاصی درباره صنعتی که یک شرکت در آن فعالیت دارد یا شرایط کلان اقتصادی آشکار کند.

کم بودن حاشیه سود، می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که آن شرکت فروش کمتری از سایر شرکت‌ها در همان صنعت داشته است (سهم بازار کمتر) و یا اینکه صنعت مورد نظر، متأسفانه شرایط وخیمی دارد.

همچنین می‌توانند جنبه‌های خاصی از استراتژی قیمت‌گذاری یک شرکت را مشخص نمایند و نشان دهد که شرکت کالاهای خود را کمتر قیمت‌گذاری کرده است.

مارجین سود همچنین به نکاتی راجع به توانایی شرکت در مدیریت هزینه‌هایش اشاره دارد.

مخارج بالا نسبت به درآمد، ممکن است نشانگر این باشد که شرکت، به خاطر مشکلات مدیریتی، سعی در پایین نگه‌داشتن هزینه‌ها دارد. مخارج بالا ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتند، مثلاً شرکت، کارمندان زیادی استخدام کرده یا در فضایی بزرگ‌تر از نیاز فعالیت می‌کند و درنتیجه مجبور است پول اجاره زیادی بپردازد و… .

مقایسه بین حاشیه‌ سود شرکت‌ها

با وجود اینکه مارجین سود، نسبت مفید و محبوبی برای اندازه‌گیری سودآوری شرکت‌ها است، اما مانند هر معیار مالی دیگری دارای محدودیت‌هایی است که سرمایه گذاران باید آن را در نظر بگیرند.

افراد باید از این معیار فقط جهت مقایسه شرکت‌ها در یک صنعت خاص و با مدل‌های کسب و کار و سطح درآمدی یکسان استفاده نمایند. غیر از این، تفسیر مقایسه‌ای بین حاشیه‌های سود آن‌ها تقریباً بی‌معنی است.

فرض کنید شرکتی اجناس لوکس می‌فروشد. این شرکت، اغلب درصد سود بالایی در اجناس خود دارد، در حالی‌ که موجودی کالا و هزینه کم دارند یا درآمد متوسطی دارند اما از مارجین سود بالایی برخوردارند.

در شرکتی دیگر که تولیدکننده کالاهای اساسی هستند، به دلیل نیاز به نیروی کار و فضای بیشتر، درصد سود کمی داشته و موجودی کالا و هزینه نسبتاً بالایی دارند. ممکن است درآمد بالایی داشته باشند، اما حاشیه سودشان کم است.

آیا افزایش درآمد، موجب افزایش حاشیه سود می‌شود؟

معمولاً اعدادی مثل فروش یا درآمد، نمی‌توانند اطلاعات خاصی راجع به سودآوری شرکت در اختیار شما قرار دهند؛ یعنی نگاه کردن به درآمدهای یک شرکت اغلب کل جریان دارایی و نقدینگی شرکت را تعریف نمی‌کند. افزایش درآمدها خوب است، ولی افزایش درآمد به معنی افزایش حاشیـه سود شرکت نیست.
به‌طور مثال، فرض کنید درآمد یک سال شرکتی ۱۰۰ میلیارد تومان بوده و ۷۵ میلیارد تومان هزینه داشته باشد که حاشیه سود او ۲۵% می‌شود. (۲۵%=۱۰۰/(۷۵-۱۰۰)).

اگر در طول سال بعدی درآمدش به ۱۲۵ میلیارد تومان افزایش یابد و هزینه‌های آن به ۱۰۰ میلیارد تومان برسد، حاشیـه سود آن ۲۰% می‌شود (۲۰%=۱۲۵/(۱۰۰-۱۲۵)). همان‌طور که مشخص است بااینکه درآمد شرکت افزایش پیدا کرده، اما حاشیه سود شرکت به خاطر افزایش سریع‌تر هزینه‌ها نسبت به درآمد، کاهش یافته است.

عاملی مؤثر در کاهش حاشیه سود

کم شدن درآمد شرکت موجب کاهش حاشیه سود می‌شود.

فرض کنید درآمد و مخارج شرکتی در یک سال به ترتیب ۲۰۰ میلیارد و ۱۵۰ میلیارد تومان باشد. در این صورت مارجین سود آن ۲۵% خواهد بود. در سال بعد، شرکت یک تغییر ساختار انجام می‌دهد و مخارج خود را با حذف یک خط تولید کاهش می‌دهد، لذا درآمد کل هم کاهش می‌یابد. اگر درآمد و مخارج همه چیز درباره مارجین یا حاشیه شرکت در سال دوم ۱۵۰ میلیارد و ۱۲۰ میلیارد دلار باشد، مارجین سود آن ۲۰% خواهد شد.

در این مثال، اگرچه شرکت توانست هزینه‌های خود را به شکل قابل‌ توجهی کاهش دهد، ولی مارجین سود بیشتر از تصور تحت تأثیر قرار گرفت. چون درآمد سریع‌تر از مخارج با کاهش روبرو شد.

بررسی حاشیه سود در شرکت مهندسی صنعتی روان فن‌آور

از آنجایی که مبحث حاشیه سود در صورت های مالی نمادهای بورسی بهتر بیان می‌شود، برای درک آسان‌تر این مبحث، نمونه آن را در یک شرکت بورسی بررسی می‌کنیم.

مثال: می‌خواهیم مارجین سود خالص و عملیاتی را محاسبه کنیم. ابتدا نماد شرکت مورد نظر را در سایت کدال جستجو می‌کنیم. سپس از آیتم گروه اطلاعیه، گزینه اطلاعات و صورت مالی سالیانه و از آیتم نوع اطلاعیه، گزینه اطلاعات و صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای را انتخاب می‌کنیم.

4

صورت های مالی | آکادمی آینده

آخرین صورت سود و زیان (۹ ماهه ۱۴۰۰) برای شرکت مهندسی صنعتی روان فن‌آور را استخراج کرده‌ایم:

5

صورت مالی 9 ماهه 1400 | آکادمی آینده

حاشیه سود خالص شرکت برابر است با سود خالص تقسیم‌ بر فروش: ٪۱۱.۲۳- =۲۸۳۱۱-/۶۵۴۴-

حاشیه سود عملیاتی شرکت برابر است با سود عملیاتی تقسیم‌ بر فروش: ٪۱۹.۹۲-=۲۸۳۱۱/۵۶۴۲-

دوره ۶ ماهه ۱۴۰۰

6

صورت مالی 6 ماهه 1400 | آکادمی آینده

حاشیه سود خالص: ٪۸۸.۹۲- =۱۸۶۱۴-/۱۶۵۵۳-

حاشیه سود عملیاتی: ٪۸۵.۴۲- =۱۸۶۱۴/۱۵۹۰۱-

همان‌طور که مشخص است از میزان حاشیه زیان خالص و حاشیه زیان عملیاتی در دوره ۹ ماهه کاسته شده است. در حالت کلی محاسبه مارجین سود برای شرکت‌هایی که در حال ضرر کردن هستند، خیلی مفید نیست، چون آن‌ها هیچ سودی ندارند.

نتیجه گیری

در این مقاله به بررسی انواع حاشیه سود و تأثیرات کاهش و افزایش آن پرداختیم. یاد گرفتیم حاشیه سود (Profit margin) نسبتی است که سودآوری هر ریال از فروش را، محاسبه می‌کنند.

توجه محض به سودهای خالص، تصویری دقیق از عملکرد شرکت ارائه نخواهد داد. نسبت‌های مارجین سود، بجای برآورد کردن میزان دارایی‌ها، سهام و سرمایه‌گذاری‌های شرکت؛ مقدار پولی را که آن شرکت، از تمام درآمدهای حاصل از فروش محصولات، دارایی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها به دست خواهد آورد، مورد توجه قرار می‌دهد.

یک تحلیلگر بنیادی خوب باید مسلط بر مفاهیم آماری در صورت‌های مالی باشد و بتواند به درستی روابط بین اعداد و ارقام منتشر شده را درک نماید.

از جنبه‌های کیفی که نباید نادیده گرفته شود، مزیت رقابتی بودن و کیفیت مدیریت شرکت است. تحلیلگران می‌توانند اطلاعات اولیه را با رجوع کردن به وب‌سایت‌ کدال و یا جست و جو در اینترنت به دست آورند.

اگر در ترید و معامله‌گری مهارت دارید ولی هنوز نمی‌دانید که بر روی چه سهمی معاملاتتان را انجام دهید، آکادمی آینده به عنوان بهترین آموزشگاه آموزش ارز دیجیتال و آموزش فارکس پاسگوی تمامی سوالات شما عزیزان است.

مارجین (Margin) در فارکس + تکنیک ها

مارجین در فارکس

بنابراین، مارجین در معاملات فارکس دقیقاً چیست؟ مارجین وثیقه (یا تضمینی) است که یک معامله گر باید نزد کارگزار خود سپرده گذاری کند تا بخشی از ریسکی را که معامله گر برای کارگزار ایجاد می کند پوشش دهد. معمولاً کسری از موقعیت معاملاتی است و به صورت درصد بیان می شود. شما می توانید مارجین خود را به عنوان سپرده در تمام معاملات باز خود در نظر بگیرید.

مارجین مورد نیاز کارگزار فارکس شما حداکثر اهرمی را که می توانید در حساب معاملاتی خود استفاده کنید تعیین می کند. بنابراین، تجارت با اهرم نیز گاهی اوقات به عنوان “معامله با حاشیه” شناخته می شود.

هر کارگزاری نیازمندی‌های حاشیه CFD متفاوتی دارد و قبل از انتخاب یک کارگزار و شروع معامله با مارجین، درک این موضوع مهم است.

معامله با مارجین می تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد. این می تواند بر نتیجه معاملات شما تأثیر مثبت یا منفی بگذارد، به طوری که هم سود بالقوه و هم ضرر احتمالی به طور قابل توجهی افزایش می یابد.

نحوه محاسبه مارجین فارکس

فرض کنید یک کارگزار اهرم 1:20 را برای معاملات فارکس ارائه می دهد. این در اصل به این معنی است که برای هر 20 واحد ارز در یک موقعیت باز، 1 واحد ارز به عنوان مارجین مورد نیاز است. به عبارت دیگر، اگر اندازه موقعیت فارکس مورد نظر شما 20 دلار بود، مارجین آن 1 دلار خواهد بود.

بنابراین، در این مثال، حاشیه برابر با 1/20 یا 5٪ است.

برای نشان دادن این موضوع برعکس، اگر می‌دانستیم که یک کارگزار به مارجین 10 درصدی نیاز دارد، می‌توانیم محاسبه کنیم که برای هر 10 دلاری که می‌خواهیم معامله کنیم، باید 1 دلار مارجین عرضه کنیم. به عبارت دیگر، در این مثال، می‌توانیم معامله خود را 1:10 افزایش دهیم.

فری مارجین در فارکس چیست؟

ما اکنون پاسخی به این سوال داریم که “مرجین در معاملات فارکس چیست”، نحوه محاسبه و ارتباط آن با اهرم را درک کنید. اما مارجین آزاد در فارکس چیست؟

مارجین آزاد فارکس مقدار پولی است که در یک حساب معاملاتی برای باز کردن موقعیت‌های جدید در دسترس است. می توان آن را با کم کردن حاشیه استفاده شده از حقوق صاحبان سهام محاسبه کرد.

ممکن است اکنون به این فکر کنید که “حقوق صاحبان حساب چیست؟!”. حقوق صاحبان سهام مجموع مانده حساب و هرگونه سود یا زیان تحقق نیافته از هر موقعیت باز است. وقتی از مانده حساب صحبت می کنیم، در مورد کل پول سپرده شده در حساب معاملاتی صحبت می کنیم (این شامل مارجین استفاده شده برای هر موقعیت باز می شود). اگر هیچ معامله ای باز ندارید، ارزش حقوق صاحبان سهام برابر با مانده حساب معاملاتی است.

مفهوم موارد فوق این است که حاشیه آزاد فارکس در واقع شامل هر گونه سود یا زیان تحقق نیافته از موقعیت های باز است. این بدان معنی است که اگر یک موقعیت باز دارید که در حال حاضر سود دارد، می توانید از این سود به عنوان حاشیه اضافی برای باز کردن موقعیت های جدید در حساب معاملاتی خود استفاده کنید.

با یک مثال می توانیم اصطلاح حاشیه آزاد را بهتر درک کنیم.

مثال مارجین رایگان فارکس
فرض کنید یک حساب معاملاتی با موجودی 1000 دلار و حاشیه CFD 5 درصد داریم. ما می خواهیم موقعیتی را باز کنیم که هزینه آن 8000 دلار است. در نقطه شروع معامله، موارد زیر صادق است:

موجودی حساب = 1000 دلار
حاشیه = 400 دلار (5٪ از 8000 دلار)
حاشیه رایگان = 600 دلار (صاحب صاحب – حاشیه استفاده شده)
حقوق صاحبان سهام = 1000 دلار
اگر ارزش موقعیت ما افزایش یابد و به ما سود تحقق نیافته 50 دلار بدهد، می توانیم موارد زیر را مشخص کنیم:

موجودی حساب = 1000 دلار
حاشیه = 400 دلار
حاشیه رایگان = 650 دلار
حقوق صاحبان سهام = 1050 دلار
مارجین استفاده شده و مانده حساب تغییر نمی کند، با این حال، حاشیه آزاد فارکس و حقوق صاحبان سهام هر دو افزایش می یابند تا سود محقق نشده موقعیت باز را منعکس کنند. توجه به این نکته ضروری است که اگر ارزش موقعیت ما به جای افزایش 50 دلار کاهش می یافت، حاشیه آزاد و حقوق صاحبان سهام هر دو به یک میزان کاهش می یافتند.

سطح مارجین (مارجین لول) در فارکس چیست؟

سطح مارجین در فارکس مفهوم مهمی است که نسبت حقوق صاحبان سهام به حاشیه استفاده شده را به صورت درصد نشان می دهد. بنابراین، سطح حاشیه چگونه محاسبه می شود؟ فرمول سطح حاشیه به شرح زیر است:

سطح مارجین فارکس = (صاحب ارزش / حاشیه استفاده شده) * 100

کارگزاران از سطح حاشیه برای تعیین اینکه آیا معامله گران فارکس می توانند موقعیت های جدیدی داشته باشند یا خیر استفاده می کنند. سطح حاشیه 0٪ به این معنی است که حساب در حال حاضر هیچ موقعیت باز ندارد.

سطح مارجین فارکس 100% به این معنی است که ارزش ویژه حساب برابر با مارجین استفاده شده است. این معمولاً به این معنی است که تا زمانی که پول نقد بیشتری به حساب خود اضافه نکنید یا سودهای محقق نشده شما افزایش پیدا نکند، کارگزار اجازه هیچ معامله دیگری را در حساب شما نخواهد داد.

مثال محاسبه سطح حاشیه فارکس
تصور کنید که مانده حساب 10000 دلاری دارید و موقعیتی را باز می کنید که به مارجین فارکس 1000 دلار نیاز دارد.

اگر بازار بر خلاف شما حرکت کند و منجر به زیان تحقق نیافته 9000 دلاری شود، سهام شما 1000 دلار خواهد بود (یعنی 10000 تا 9000 دلار). در این شرایط، ارزش سهام شما برابر با مارجین شما است، یعنی سطح مارجین فارکس شما 100٪ است. این بدان معناست که دیگر نمی‌توانید موقعیت جدیدی در حساب خود باز کنید، مگر اینکه بازار بچرخد و سهام شما دوباره افزایش یابد یا پول نقد بیشتری به حساب خود واریز کنید.

در ادامه این مثال، بیایید تصور کنیم که بازار بر خلاف شما حرکت می کند. در این صورت، کارگزار به طور خودکار موقعیت های بازنده شما را می بندد. حدی که کارگزار پوزیشن های شما را می بندد بر اساس سطح مارجین است و به عنوان سطح توقف خارج می شود. سطح توقف از کارگزاری به کارگزاری دیگر متفاوت است.

هنگامی که سطح توقف خارج شود، کارگزار موقعیت های شما را به ترتیب نزولی می بندد و ابتدا از بزرگترین موقعیت شروع می شود. بستن یک موقعیت، حاشیه استفاده شده را آزاد می کند، که به نوبه خود باعث افزایش سطح حاشیه فارکس می شود که ممکن است آن را به بالاتر از سطح توقف خارج کند. اگر این کار را نکرد، یا بازار به حرکت علیه شما ادامه داد، کارگزار به بستن موقعیت ها ادامه خواهد داد.

نتیجه گیری

اکنون باید پاسخی به سؤال اصلی “حاشیه در معاملات فارکس چیست؟” و همچنین درک نحوه محاسبه آن و برخی از اصطلاحات مرتبط با آن – مانند سطح مارجین فارکس، داشته باشید.

حاشیه های CFD یک موضوع بحث داغ است. برخی از معامله گران استدلال می کنند که مارجین بیش از حد بسیار خطرناک است و به راحتی می توان دلیل آن را فهمید. با این حال، به سبک معاملاتی فردی و سطح تجربه معاملاتی بستگی دارد.

معامله با مارجین می تواند یک رویکرد سودآور برای معاملات فارکس و CFD باشد، با این حال، بسیار مهم است که تمام ریسک های مرتبط را درک کنید. اگر انتخاب می کنید با استفاده از مارجین فارکس معامله کنید، باید مطمئن شوید که دقیقاً نحوه عملکرد حساب خود را درک کرده اید. حتماً قرارداد مارجین بین خود و کارگزار انتخابی خود را به دقت بخوانید، اگر چیزی برای شما روشن نیست، باید از کارگزار خود بخواهید که توضیح دهد.

مارجین لول (Margin Level) در فارکس چیست؟

مارجین لول در فارکس چیست

شاید درک و شناخت اصطلاحاتی چون مارجین لول در بازار فارکس در ابتدای ورود به این بازار کمی سخت باشد و این موضوع کاملاً قابل درک است! در این مطلب از وب‌سایت حامی سرمایه که بخشی از دوره آموزش فارکس در مشهد آکادمی است، قصد داریم تا شما را با مارجین لول در فارکس آشنا کنیم تا کمی به شما عزیزان در راستای شناخت و درک شاخص‌ها و اصطلاحات بازار فارکس کمک شود. اگر شما نیز علاقه‌مندید تا در مورد این شاخص اطلاعاتی را به دست آورید، تا پایان این مطلب ما را همراهی کنید.

مارجین لول Margin Level چیست؟

مارجین لول یا همان سطح مارجین، شاخصی در معاملات به سبک مارجین تریدینگ است که وضعیت حساب معاملاتی را نشان می‌دهد. معمولاً پلتفرم‌های معاملاتی این دسته از شاخص‌ها را به‌صورت خودکار محاسبه می‌کنند و این اطلاعات را در اختیار تریدرها قرار می‌دهند و شما به‌عنوان یک تریدر نیازی به محاسبه دستی برای دستیابی به این اطلاعات نخواهید داشت.

margin level در فارکس چیست

درک مارجین لول در فارکس

می‌توان مارجین لول را به این شکل تعریف کرد: نسبتی از اکوئیتی (Equity) و مارجین استفاده‌شده (Used Margin) بر مبنای درصد. با مطالعه سطح مارجین یا همان مارجین لول ما به‌عنوان تریدر اطلاعاتی در مورد میزان نقدینگی موجود برای انجام معاملات جدید را به دست می‌آوریم. اگر سطح مارجین شما بالا باشد، به این معناست که شما Free Margin (مارجین آزاد) بیشتری برای انجام معاملات در اختیار دارید و اگر سطح مارجین پایین باشد، به این معناست که وضعیت مارجین آزاد شما چندان مناسب نیست. بروکرهای فارکس از این شاخص برای تعیین امکان ایجاد موقعیت‌های ایجاد استفاده می‌کنند. در اغلب بروکرها محدودیت سطح مارجین، 100 درصد است. معنای این جمله این است که اگر ارزش خالص حساب کاربری شما برابر یا کمتر از حاشیه مورداستفاده باشد، امکان بازکردن موقعیت جدیدی را ندارید. به این سطح که شما دیگر امکان ایجاد موقعیت جدیدی را ندارید، کال مارجین لول (Margin Call Level) می‌گویند.

فرمول محاسبه مارجین لول

همان‌طور که در بخش‌های قبلی نیز اشاره کردیم، سطح مارجین برابر است با نسبت مارجین استفاده‌شده به اکوئیتی بر مبنای درصد.

Margin Level = (Equity / Used Margin) * 100

margin level formula

برای اینکه درک بهتری از شاخص پیدا کنید، در ادامه به معرفی دو مؤلفه مؤثر در این فرمول می‌‌پردازیم.

مارجین استفاده شده چه مقداری است؟

برای درک بهتر مفاهیم، از مثال استفاده می‌کنیم. تصور کنید که قصد داریم یک موقعیت معاملات با هدف خرید در جفت یورو – دلار ایجاد نماییم. موجودی حساب ما پیش از باز کردن این معامله 1000 دلار است و حجم انتخابی ما نیز برابر است با 10 دلار (یک مینی لات). شرط حاشیه یا همان Margin Requirement نیز برابر است با 4 درصد. حالا سؤال این است که آیا مارجین موردنیاز چه میزانی است؟

Required Margin = Notional Value * Margin Requirement

باتوجه‌به شرط معاملاتی ذکرشده، مارجین 400 دلار خواهد بود. پس از محاسبه این موارد، حالا نوبت آن است که میزان مارجین استفاده شده Used Margin را محاسبه کنیم. باتوجه‌به اینکه هیچ موقعیت دیگری در حساب کاربری باز نیست؛ می‌توان نتیجه گرفت که Used Margin (حاشیه استفاده‌شده) برابر است با مارجین موردنیاز (Required Margin).

Required Margin = Used Margin

در این مثال مذکور، مارجین موردنیاز برابر با مارجین استفاده‌شده و برابر با 400 دلار است. گام بعدی محاسبه میزان اکوئیتی Eqiuity است.

اکوئیتی چه مقدار است؟

margin level چیست

اکوئیتی Equity را می‌توان به این شکل تعریف کرد: ارزش خالص حساب با محاسبه سود و زیان شناور.

در مثالی که به آن اشاره کردیم، اگر موقعیت ما صد دلار در سود باشد، می‌توان گفت که سود شناور برابر با 100 دلار است.

Equity = Account Balance + Floating Profits (or Losses)

همان‌طور که در ابتدا اشاره کردیم، بالانس حساب کاربری ما 1000 دلار بود و در حال حاضر نیز موقعیت ما 100 دلار در سود است. در این شرایط طبق فرمول اکوئیتی می‌توان بیان کرد که این مقدار برابر با 1100 دلار است.

محاسبه نهایی مارجین لول

در بخش‌های قبلی به معرفی دو فاکتور لازم برای محاسبه مارجین لول پرداختیم و حالا با دانستن مقادیر اکوئیتی و مارجین استفاده‌شده، می‌توانیم سطح مارجین را محاسبه نماییم. حال به مرور این فرمول می‌پردازیم:

Margin Level = (Equity / Used Margin) * 100

275% = (1100$/400$) * 100

باتوجه‌به این محاسبات، مارجین لول برابر است با 275 درصد.

محدودیت‌های ایجاد موقعیت جدید

معمولاً بروکرها و سیستم‌های تجاری مادامی به شما اجازه ایجاد موقعیت جدید را می‌دهند که مارجین لول حساب کاربری شما بیش از 100 درصد باشد و زمانی که این عدد به کمتر از 100 درصد برسد، دیگر امکان ایجاد موقعیت جدید را نخواهید داشت. در این مثال و معامله‌ای که صورت پذیرفت، مارجین لول 275 درصد بود و باتوجه‌به این قانون، ما می‌توانیم در این حساب کاربری به باز کردن معاملات جدید بپردازیم و موقعیت‌های جدیدی را ثبت کنیم. به زبان ساده‌تر، تا زمانی که سطح حاشیه حساب کاربری شما بالاتر از صد درصد باشد، چراغ انجام معاملات برای شما سبز است و بدون هیچ مانعی می‌توانید به انجام معاملات و ثبت موقعیت جدید بپردازید.

جمع‌بندی

با مطالعه این مطلب دریافتیم که سطح مارجین یا همان Margin همه چیز درباره مارجین یا حاشیه Level را می‌توان از نسبت ایکوئیتی Equity بر مارجین استفاده‌شده Used Margin به دست آورد و کاربرد این شاخص معاملاتی این است که شما به‌عنوان یک تریدر بتوانید با دید بهتری شرایط مالی حساب کاربری خود را بسنجید و بر اساس آن معاملات مدنظر را جلو ببرید. در این میان، بروکرها یا همان کارگزاری‌ها نیز برای جلوگیری از ضرر بیشتر خود و کاربرانشان اقدام به تعریف محدودیت‌هایی کرده‌اند که به شما اجازه نمی‌دهد، زمانی که مارجین لول حساب کاربری‌تان کمتر از صد درصد باشد، اقدام به ایجاد معامله جدید نمایید. به طور مثال، اگر اکوئیتی حساب شما 8000 دلار و حاشیه استفاده‌شده‌تان 1000 دلار باشد، مارجین لول یا سطح حاشیه حساب کاربری شما، 800 درصد خواهد بود و شما می‌توانید معاملات مدنظر خود را انجام دهید و موقعیت‌های جدیدی را در حساب کاربری‌تان ثبت نمایید. در پایان امید است که این مطلب موردتوجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.

لیکویید شدن به چه معناست و چگونه از آن جلوگیری کنیم؟

کال مارجین یا لیکویید شدن به ضرر کردن در یک حساب به اندازه موجودی و از بین رفتن کل سرمایه گفته می‌شود. این دو عبارت مفهوم یکسانی دارند ولی معمولا از اصطلاح کال مارجین در بازار فارکس و لیکویید در بازار رمز ارزها استفاده می‌شود. لیکویید شدن زمانی اتفاق می‌افتد که شما در بازار رمز ارزها با اهرم و لوریچ معامله می‌کنید و بدون رعایت قوانین معاملاتی و قراردادن حد ضرر و با تحلیل اشتباه، بازار برخلاف جهت تحلیل شما حرکت کرده و زیان هنگفتی به شما وارد می‌سازد.

معاملات اهرم دار معاملاتی هستند که در آن‌ها کارگزاری به معامله‌گرانش به میزان درخواست آن‌ها تا چندین برابر مبلغ سرمایه خود اعتبار می‌دهد و معامله‌گر قدرت معامله بیشتری در بازار ارز دیجیتال داشته باشد.
به این صورت معامله‌گر چندین برابر میزان دارایی خود معامله می‌کند و به همان میزان هم می‌تواند سود یا زیان کند. در این روش تمامی سود و زیان متعلق به معامله‌گر می‌باشد و کارگزاری برای سود چندین برابری معامله‌گر بهره‌ای از او دریافت نمی‌کند. اما از طرف دیگر کارگزاری معاملات معامله‌گران را زیر نظر داشته و آن ها فقط می‌توانند به میزان سرمایه‌ای که نزد کارگزاری دارند، ضرر کنند و کارگزاری به محض زیاد شدن زیان معامله‌گر، با چند بار تذکر تمام معاملات را با ضرر بسته و مبلغ اعتباری را که به معامله‌گر داده شده را برداشت می‌کنند و کل حساب معامله‌گر صفر می‌شود. به این صورت یک حساب معاملاتی لیکویید می‌شود.

اصطلاح لیکویید شدن کاربر در بازار ارز دیجیتال

به فرآیند برداشت سرمایه اولیه، به نفع صرافی طی پیش بینی غلط، در قراردادهای آتی لیکویید شدن می‌گویند. کلمه لیکویید در لغت به معنای آب کردن است. لیکویید شدن در بازار رمز ارزها بین تریدرها معنی متفاوتی با نقدینگی موجود در بازار را دارد. یک کاربر بر خلاف معنی مثبت رایج این اصطلاح، خبر خوبی نیست. در واقع با لیکویید شدن، همه یا بخشی از دارایی خود را از دست می‌دهد همه چیز درباره مارجین یا حاشیه و صرافی دارایی او را به حساب خود منتقل کرده است. اصطلاح صحیح برای این اتفاق مارجین کال شدن است.

اما این اتفاق چطور و چرا رخ می‌دهد؟

پیش‌بینی‌های غلط روند بازار و همچنین استفاده از معاملات مارجین (Margin Cantract) و قراردادهای آتی (futures contract) ممکن است باعث لیکویید شدن کاربر شوند.

چگونه می توانیم بگوییم یک بازار لیکویید است؟

سه اصل مهم وجود دارد که می تواند به لیکویید یا غیرلیکویید بودن بازار کمک کند:

  • حجم معاملات 24 ساعته
  • تعداد لیست (دفتر) سفارشات
  • اسپرد بید و اسک (bid-ask spread)

اسپرد بید و اسک، تفاوت بین کمترین قیمت درخواستی (اسک یا خرید) و بالاترین قیمت پیشنهادی (بید یا فروش) است.

لیست سفارشات ممکن است به دلیل عواملی مانند سفارشات limit و iceberg که همیشه در لیست سفارشات قابل مشاهده نیستند، منبع قابل اعتمادی نباشند.

هنگام ترید لیکوییدیتی بسیار مهم است، زیرا یک عامل مهم برای ورود یا خروج آسان از یک بازار خاص است.

جلوگیری از لیکویید شدن

هنگام استفاده از اهرم، تعداد انگشت شماری از گزینه‌ها برای کاهش شانس لیکویید وجود دارد. یکی از این گزینه‌ها با عنوان "توقف ضرر" شناخته می‌شود. توقف ضرر، که در غیر این صورت به عنوان "سفارش توقف" یا "توقف بازار" شناخته می‌شود، سفارش پیشرفته‌ای است که سرمایه‌گذار در صرافی رمزنگاری قرار می‌دهد و به صرافی دستور می‌دهد که دارایی را در صورت رسیدن به نقطه قیمتی خاص بفروشد.

هنگام تنظیم توقف ضرر، باید موارد زیر را وارد کنید:

  • قیمت توقف : قیمتی است که در آن دستور توقف ضرر اجرا می‌شود.
  • قیمت فروش: قیمتی است که در آن قصد فروش یک دارایی رمزنگاری شده خاص را دارید.
  • اندازه : چقدر دارایی خاصی را قصد فروش دارید.

اگر قیمت بازار به قیمت توقف شما برسد، دستور توقف به طور خودکار دارایی را به هر قیمت و مبلغ ذکر شده اجرا و به فروش می‌رساند. اگر معامله‌گر احساس می‌کند بازار می‌تواند به سرعت در برابر آن‌ها حرکت کند، ممکن است قیمت فروش را پایین‌تر از قیمت توقف تعیین کنند تا احتمال پر شدن آن (توسط معامله گر دیگری خریداری شود) بیشتر باشد.

هدف اصلی توقف ضرر محدود کردن ضررهای احتمالی است. اجازه دهید برای پیش بینی همه همه چیز درباره مارجین یا حاشیه چیز، دو مثال را در نظر بگیریم.

مثال 1 : یک معامله گر 5000 دلار در حساب خود دارد اما تصمیم می‌گیرد از یک حاشیه اولیه 100 دلار و اهرم 10 برابر برای ایجاد موقعیت 1000 دلاری استفاده کند. او توقف ضرر را در 2.5 درصد از موقعیت ورودی خود قرار می‌دهد. در این مورد، معامله‌گر می‌تواند به طور بالقوه 25 دلار در این معامله از دست بدهد، که تنها 0.5 of از کل حساب حساب او است.

اگر معامله‌گر از توقف ضرر استفاده نکند، در صورت افت 10 درصدی قیمت دارایی، موقعیت وی منحل می‌شود. فرمول تصفیه بالا را به خاطر بسپارید.

مثال 2 : یک معامله گر دیگر 5000 دلار در حساب تجاری خود دارد اما از حاشیه اولیه 2500 دلار و یک اهرم سه برابری برای ایجاد موقعیت 7500 دلار استفاده می کند. با قرار دادن توقف ضرر در 2.5 away دور از موقعیت ورودی خود، معامله گر می تواند 187.5 دلار در این معامله از دست بدهد، که 3.75 loss ضرر از حساب آنها است.

درس اینجا این است که در حالی که استفاده از اهرم بیشتر معمولاً بسیار خطرناک تلقی می‌شود، این عامل در صورتی که اندازه موقعیت شما بیش از حد بزرگ باشد، بسیار مهم می‌شود، همانطور که در مثال دوم مشاهده می‌شود. به عنوان یک قاعده کلی، سعی کنید ضررهای خود در هر معامله را کمتر از 1.5 درصد از کل اندازه حساب خود نگه دارید.

تعیین محل توقف ضرر

در معاملات حاشیه‌ای، مدیریت ریسک مسلماً مهم‌ترین درس است. هدف اصلی شما باید حفظ زیان در حداقل سطح باشد، حتی قبل از فکر کردن در مورد سود. هیچ مدل معاملاتی خطاناپذیر نیست. بنابراین، شما باید مکانیسم‌هایی را برای کمک به بقا در شرایطی که بازار مطابق انتظار پیش نمی‌رود، به کار گیرید.

قرار دادن صحیح توقف ضررها از اهمیت حیاتی برخوردار است و در حالی که هیچ قانون طلایی برای تعیین توقف ضرر وجود ندارد، اغلب گسترش 2 تا 5 درصد از حجم معاملات شما توصیه می‌شود. برخی از معامله‌گران ترجیح می‌دهند، ضررهای توقف را دقیقاً در پایین‌ترین میزان نوسان اخیر (به شرطی که آنقدر پایین نباشد که شما قبل از شروع آن تصفیه می‌شود) تعیین کنند.

ثانیاً، شما باید اندازه معاملات خود و ریسک مربوطه را مدیریت کنید. هرچه اهرم شما بیشتر باشد، شانس شما برای تصفیه بیشتر است. استفاده از اهرم بیش از حد شبیه قرار گرفتن سرمایه شما در معرض ریسک غیر ضروری است. علاوه بر این، برخی از صرافی‌ها تصفیه تهاجمی را مدیریت می‌کنند. برای مثال، BitMEX فقط به معامله‌گران اجازه می‌دهد تا BTC را به عنوان حاشیه اولیه نگه دارند. این بدان معناست که در صورت کاهش قیمت بیت کوین، میزان وجوه نگهداری شده در وثیقه نیز منجر به نقد شدن سریعتر می‌شود.

با توجه به ریسک مربوط به معاملات اهرم، برخی از صرافی‌ها به پایین‌ترین سطح دسترسی معامله‌گران حرکت کرده‌اند. هر دو Binance و FTX یکی از صرافی‌های رمزنگاری شده متمرکز هستند، که محدودیت‌های اهرم را از 100x به 20x کاهش می‌دهند.

سخن پایانی

بهتر است که در هر بازاری که سرمایه‌گذاری می‌کنیم، ابتدا میزان ریسک‌های سرمایه‌گذاری آن بازار را برآورد کنیم. هر دارایی دارای یک ضریب نقد شوندگی است که می‌تواند معیار مناسبی برای آن باشد که شما تصمیم به خرید و یا نگهداری و فروش آن بگیرید.

برای خودتان حدضرر و حدسود تعیین کنید و با استراتژی درست وارد بازار معاملات شوید. یادتان باشد که یک استراتژی خوب هم به تحلیل بنیادی و هم به تحلیل تکنیکالی یک سهم یا ارز بستگی دارد. حتما با کادر آموزشی آکادمی آسیا سرمایه در ارتباط باشید تا راه درست را به شما نشان دهند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.