نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری


بعد از این دیگر نماد شرکتی برای طولانی مدت بسته نخواهد ماند و در این صورت می توان از سازمان بورس مطالبه کرد

انواع روش های ارزش گذاری سهام

یکی از موضوعات مهم در مقوله سرمایه گذاری ، ارزش گذاری سهام است که به روش های مختلف صورت می پذیرد و در این نوشتار به انواع روش های ارزش گذاری سهام مخصوصا روش ارزش گذاری ذاتی سهام خواهم پرداخت.

به طور کلی ارزش گذاری سهام به دلایل متعددی از جمله تعیین قیمت پایه برای عرضه اولیه سهام شرکتها در بورس و محاسبه ارزش روز سهام صورت می پذیرد.

به طور کلی مفهوم ارزش برای سرمایه گذاران از اهمیت ویژه ای برخوردار است به این دلیل که تمامی سرمایه گذاران علاقه مند اند هر سهامی را به پایینتر از قیمت ذاتی خریداری کنند تا از تحصیل آن در کوتاه مدت و بلند مدت منتفع شوند.

بدیهی است خرید سهام به بالای قیمت ذاتی آن در بلندمدت منجر به شناسایی زیان خواهد شد.

در ارزشیابی سهام معمولا برخی از تحلیل گران ارزشیابی خود را بر پایه دارایی های شرکت قرار می دهند و برخی دیگر بر سودآوری شرکت تاکید دارند.

بنابراین به طور کلی دو روش برای تعیین ارزش سهام یک شرکت وجود دارد:

الف- ارزشگذاری بر اساس دارایی های شرکت

ب- ارزشگذاری بر اساس سودآوری شرکت

الف : روش های ارزشگذاری سهام بر اساس دارایی های شرکت

این روش ساده ترین روش ارزشیابی است. مبنای این روش دارایی های شرکت است. با توجه به اینکه دارایی های شرکت به روش های مختلف از جمله بهای تمام شده ، ارزش دفتری و ارزش روز ( تجدید ارزیابی شده ) ارزیابی می شود، برای سهام نیز ارزشهای متفاوتی ایجاد خواهد شد که در ادامه به انواع روش های ارزش گذاری سهام بر اساس دارایی های شرکت می پردازم.

۱-ارزش اسمی هر سهم (Par Value)

مطابق با مفاد ماده ۲۹ اصلاحیه قانون تجارت در شرکتهای سهامی عام مبلغ اسمی هر سهم نباید از ۱۰.۰۰۰ ریال بیشتر باشد و مطابق با اساسنامه نمونه شرکتهای بورسی ارزش اسمی هر سهم باید معادل ۱۰۰۰ ریال باشد.

۲-ارزش دفتری (Book Value)

ارزش دفتری هر سهم از تقسیم مجموع حقوق صاحبان سهام بر تعداد سهام منتشره بدست می آید.

با توجه به اینکه در ابتدای تاسیس هر شرکت ، حقوق صاحبان سهام تنها از رقم سرمایه تشکیل شده است بنابراین رقم اسمی هر سهم با ارزش دفتری هر سهم برابر خواهد بود اما با گذشت زمان با توجه به اینکه عملکرد شرکت منجر به ایجاد سود یا زیان انباشته و همچنین اندوخته قانونی و سایر اندوخته های دیگر خواهد شد بنابراین بعد از گذشت حداقل یک سال از فعالیت شرکت حقوق صاحبان سهام علاوه بر مبلغ سرمایه از سود( زیان ) انباشته و اندوخته ها و … تشکیل می گردد.

برای محاسبه ارزش دفتری هر سهم کافی است جمع حقوق صاحبان سهام را بر تعداد سهام منتشر شده شرکت تقسیم کنید، ضمنا توجه به این نکته ضروری است در شرایط تورمی ارزش دفتری هر سهم ارزش اطلاعاتی خود را از دست خواهد داد.

۳- ارزش سهام بر مبنای خالص ارزش داراییها (Net Asset Value)

ارزش سهام بر مبنای خالص ارزش داراییها که از تقسیم ارزش روز داراییها پس از کسر بدهی ها و سهام ممتاز بر تعداد سهام عادی بدست می آید ، یکی از معتبرترین روش های ارزشگذاری سهام بر اساس دارایی ها می باشد.

با توجه به اینکه در محاسبه NAV ارزش روز دارایی ها لحاظ می گردد ، بنابراین رقم محاسبه شده حاوی اطلاعات مهمی برای سرمایه گذاران است.

با توجه به اینکه محاسبه NAV هر سهم حاوی اطلاعات مهمی است در نوشتار جداگانه ای به تفسیر آن خواهم پرداخت.

۴-ارزش تصفیه سهام (Liquidation Value)

این روش ارزشگذاری مطلوب زمانی است که شرکت در حال تصفیه است، شرکت در زمان تصفیه تمام دارایی های خود را به فروش می رساند و از محل منابع حاصل شده تمامی بدهی های خود را پرداخت می کند، از تقسیم مازاد منابع حاصل از فروش دارایی ها و تسویه بدهی ها و تمامی هزینه های تصفیه، بر تعداد سهام عادی، ارزش تصفیه شرکت محاسبه خواهد شد.

۵-ارزش جایگزینی (Replacement Value)

برای محاسبه ارزش جایگزینی باید فرض کنیم چنانچه همین الان بخواهیم یک شرکت با همین وضعیت فعلی راه اندازی کنیم به چه میزان منابع نیاز داریم ، از تقسیم مجموع منابع مورد نیاز برای راه اندازی یک شرکت با وضعیت فعلی بر تعداد سهام عادی ، ارزش جایگزینی هر سهم محاسبه خواهد شد.

ب- ارزشگذاری بر اساس سودآوری شرکت:

در این بخش به روش های ارزشگذاری سهام بر اساس سودآوری شرکت می پردازم.

یکی از مهمترین معیارهای ارزشگذاری اوراق بهادار، ارزش ذاتی است که بر اساس ارزش فعلی جریانات نقدی که در آینده ایجاد خواهد شد، محاسبه می گردد.

طبیعی است که جریانات نقدی هر سهم ارتباط مستقیم با سودآوری شرکت دارد به عبارتی شرکتی که سود دارد به سهامدار سود نقدی خواهد پرداخت و شرکتی که زیان داشته باشد طبیعتا سود نقدی هم نخواهد داشت.

ارزش ذاتی سهام قیمتی است که عوامل اصلی و موثر در ارزش سهام را در نظر گرفته و آن را از قیمت جاری بازار متمایز می‌کند، بنابراین قیمت بازار سهام ممکن است از قیمت ذاتی آن بالاتر یا پایین تر باشد که سهامداران علاقه مند به شناسایی سهامی هستند که زیر ارزش ذاتی معامله می شود.

ارزش ذاتی سهام ارزش واقعی یک شرکت یا یک دارایی است که بر پایه بررسی تمام ابعاد کسب و کار مورد نظر مانند صورت‌های مالی، پتانسیل رشد شرکت و لحاظ کردن دارایی‌های مشهود و نامشهود انجام گرفته است.
ارزش فعلی جریانات نقدی که سهام یک شرکت در آینده برای سرمایه‌گذاران ایجاد می‌کند، تعیین کننده ارزش ذاتی سهام است و به طور کلی هر شرکت ۲ جریان نقدی در آینده برای سهامدار ایجاد می کند:۱- سود نقدی مجامع ۲- قیمت فروش سهام

برای محاسبه جریانات نقدی آتی هر سهم به اطلاعات زیر نیاز داریم:

-اطلاعات سود هر سهم (EPS)و سود نقدی هر سهم (DPS)

– نرخ تنزیل جریانات نقدی آتی ( هزینه حقوق صاحبان سهام )

– نرخ رشد سود در آینده

با توجه به اینکه مدل های مختلفی برای ارزشگذاری وجود دارد در ابتدا با مدل گردون شروع می کنیم.

۱-مدل گردون:

این مدل برای شرکتهایی که در دوران ثبات هستند و نرخ رشد یکسانی دارند کاربرد دارد.

در این مدل برای محاسبه ارزش ذاتی سهام از فرمول زیر استفاده می کنیم:

(نرخ رشد-هزینه حقوق صاحبان سهام )/سود نقدی مورد انتظار سال بعد=ارزش ذاتی

سود نقدی مورد انتظار سال بعد:

برای محاسبه این عدد باید آخرین سود نقدی اعلام شده شرکت را در (نرخ رشد شرکت + ۱ )ضرب کنیم.

به عبارتی فرض کنید شرکت در سال ۱۳۹۸ مطابق با صورت مالی رقم ۱۰۰۰ ریال سود داشته و در مجمع عمومی عادی سالیانه معادل ۵۰ درصد آن را ( ۵۰۰ ریال ) تحت عنوان سود نقدی پرداخت نموده است.

برای محاسبه سود نقدی سال بعد کافی است رقم ۵۰۰ ریال در (نرخ رشد شرکت +۱) ضرب کنیم.

اما برای محاسبه نرخ رشد شرکت در این مدل باید به چند آیتم توجه کنیم:

۱- نرخ رشد مورد نظر باید کوچکتر یا مساوی از نرخ رشد اقتصادی باشد که شرکت در آن فعالیت می کند به عبارتی باید در ابتدا نرخ رشد اقتصادی را محاسبه نماییم و بر اساس آن نرخ رشد شرکت را محاسبه نماییم، طبیعی است در شرایطی که رشد اقتصادی یک کشور منفی است نمی توان انتظار رشد مثبت در شرکت را داشت ،معمولا نرخ رشد یک شرکت مخصوصا در دوران ثبات نمی تواند از نرخ رشد اقتصادی بیشتر باشد، طبیعی است رفته رفته با ورود شرکتهای رقیب، پیشرفت تکنولوژی، بزرگتر شدن اندازه اقتصاد نرخ رشد شرکت از نرخ رشد اقتصادی کوچکتر خواهد شد.

۲- در این مدل هرگز نرخ رشد سود تقسیمی شرکت با هزینه حقوق صاحبان سهام برابر یا بیشتر نخواهد شد و به عبارتی همیشه هزینه حقوق صاحبان سهام همیشه باید از نرخ رشد شرکت بیشتر باشد

به طور کلی مدل گردون مناسب شرکتهایی است که با نرخ مساوی و یا کمتر ازنرخ رشد اقتصادی رشد می نمایند و دارای سیاست تقسیم سود معین و سازمان یافته ای هستند.

مثال. با فرض اینکه شرکت الف در سال ۱۳۸۹ به ازای هر سهم مبلغ ۳۰۰ ریال سود اعلام نموده که در مجمع عمومی عادی سالیانه ۷۰ درصد آن به عنوان سود نقدی تصویب و پرداخت گردید ، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام شرکت (ROE) معادل دوازده درصداست، نرخ بازده بدون ریسک معادل ۸ درصد ، صرف ریسک بازار معادل ۱۵ درصد است و بتای شرکت نیر معادل نود درصد است، اقدام به محاسبه ارزش ذاتی هر سهم بر اساس مدل گردون می نماییم:

سود نقدی هر سهم معادل ۲۱۰ ریال است (۳۰۰ ضربدر ۷۰ درصد)

نرخ رشد شرکت برابر است با درصد سود تقسیم نشده ضربدر نرخ بازده حقوق صاحبان سهام به عبارتی در این شرکت نرخ رشد برابر است با :

۳۰ درصد ضربدر ۱۲ درصد که برابر می شود با ۳.۶%

برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام از فرمول زیر استفاده میکنیم

Cost of Equity = Risk-Free Rate of Return + Beta * (Market Rate of Return – Risk-Free Rate of Return)

بنابراین هزینه حقوق صاحبان سهام معادل است با :

برای محاسبه ارزش ذاتی هر سهم کافی است:

سود نقدی سال آینده را که معادل است با (۱.۰۳۶*۲۱۰) تقسیم بر (۲۱.۵% منهای ۳.۶% )نماییم که برابر می شود با ۱۲۱۵ ریال

اما همان طور که میدانیم شرکتها معمولا در دوران مختلف نرخ های رشد متفاوتی را تجربه می کنند و نرخ رشد شرکت در دوران رشد با دوران بلوغ و افول متفاوت خواهد بود، نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری بنابراین گاها برای محاسبه ارزش ذاتی هر سهم ممکن است مجبور باشیم از ۲ نرخ رشد استفاده نماییم که در مرحله اول نرخ رشد بی ثبات است و در مرحله دوم نرخ رشد ثبات خواهد داشت.

بنابراین در این مدل با جای یک نرخ رشد عملا از دو نرخ رشد استفاده خواهیم کرد

به طور مثال فرض کنید شما می خواهید سهام یک شرکت استارتاپی را ارزشگذاری کنید.

نوع عملیات و فعالیت شرکتهای استارتاپی به گونه است که در صورت موفقیت در بازار معمولا در سالهای اول با نرخ رشد بسیار بالایی همراه هستند و به مرور زمان با وجود رقبای جدید و پیشرفت تکنولوژی نرخ رشد شرکت به ثبات نسبی می رسد که بعد از آن حفظ آن نرخ رشد کار بسیار سختی خواهد شد.

طبیعی است برای ارزشگذاری این شرکت نمیتوانیم از یک نرخ رشد استفاده کنیم و باید از حداقل ۲ نرخ رشد استفاده گردد.

در کشورهایی که به دلایل تورمی نرخ تنزیل بالا است معمولا ارزش فعلی جریانات نقدی بعد از ۵ یا ۱۰ سال عملا به سمت صفر میل می کند و تاثیر زیادی بر محاسبات نخواهد داشت اما واقعیت این است که به هر حال شرکت بعد از دوران رشد بالا به فعالیت خود ادامه خواهد داد و باید در محاسبات ارزش ذاتی سهم لحاظ گردد.

بنابراین برای محاسبه ارزش ذاتی سهام در این روش باید از فرمول زیر استفاده نماییم:

ارزش فعلی قیمت نهایی +ارزش فعلی سودهای تقسیمی دوره رشد بالا=ارزش سهام

به عنوان مثال با توجه به اطلاعات زیر ارزش سهم را با استفاده از مدل تنزیل سود تقسیمی ۲ مرحله ای محاسبه می نماییم:

مرحله اول : شرکت با رشد بالا

سود هر سهم در سال ۸۵ = ۳۰۰۰ ریال

نسبت پرداخت سود نقدی = ۴۰ درصد

بازده حقوق صاحبان سهام در سال ۸۵= ۳۰ درصد

نرخ بازده بدون ریسک = ۱۰ درصد

صرف ریسک بازار= ۱۸ درصد

مرحله دوم: دوران ثبات

نرخ بازده حقوق صاحبان سهام = ۱۵درصد

برای محاسبه قیمت سهام باید ابتدا ارزش سهم را برای ۵ سال اول ( مرحله رشد )محاسبه نماییم، برای این کار کافی است از جدول ذیل استفاده نماییم:

ارزش فعلی سود نقدی هر سهمسود هر سهمسال
۱۰۷۵۱۴۱۶۳۵۴۰۱
۹۶۵۱۶۷۰۴۱۷۷۲
۸۶۵۱۹۷۱۴۹۲۸۳
۷۷۵۲۳۲۵۵۸۱۶۴
۶۹۵۲۷۴۴۶۸۶۲۵
۴۳۷۵جمع کل

برای محاسبه سود هر سهم از نرخ رشد ۱۸ درصد استفاده نمودیم (g=18%)

برای نرخ تنزیل از نرخ ۳۱.۶ درصد ( k=31.6%)

با توجه به اینکه شرکت بعد از ۵ سال اول وارد مرحله ثبات می شود بنابراین برای تعیین ارزش سهم کافی است terminal price هر سهم را محاسبه نماییم که برای محاسبه آن به سود نقدی سال ۶ نیاز داریم که با توجه به اینکه نرخ رشد دوران ثبات معادل ۵ درصد است بنابراین سود هر سهم برابر است با :

سود نقدی هر سهم برابر است با :

بنابراین ارزش ترمینال هر سهم برابر است با :

۴۸۲۷ تقسیم بر ۲۳% که برابر است با ۲۰۹۸۸

با توجه به اینکه ارزش ترمینال سهم در پایان سال پنجم محاسبه شده است باید ارزش فعلی آن را محاسبه نماییم که برابر است با :

۲۰۹۸۸ تقسیم بر (۱.۳۱۶) به توان ۵ که برابر است با ۵۳۱۸

حال برای محاسبه ارزش کل سهم کافی است عدد ۴۳۷۵ را با عدد ۵۳۱۸ جمع نماییم که معادل می شود با ۹۶۹۳

نرخ بازگشت سرمایه انسانی (ROI) چیست و چگونه حساب می‌شود؟

نرخ بازگشت سرمایه انسانی، یک عدد است. این عدد، از فرمول‌ها و محاسبات ریاضی مخصوصی به دست می‌آید. این عدد، مشخص می‌کند که سرمایه گذاری انجام شده، چقدر سودآوری داشته است.

همان‌طور که می‌دانید، در هر فعالیت تجاری و اقتصادی، سرمایه‌هایی حضور دارد. این سرمایه‌ها، به عنوان نیرو محرکه‌ی آن صنعت و فعالیت به شمار می‌آیند. کل فعالیت، در راستای افزایش سرمایه‌ی اولیه و سودآوری بیش‌تر انجام می‌گیرد. بنابراین آگاهی از سود و میزان سودآوری آن فعالیت اهمیت ویژه‌ای خواهد داشت.

معیاری که برای بررسی سودآوری فعالیت استفاده می‌شود، محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه خواهد بود. در حقیقت نرخ بازگشت سرمایه در هر سرمایه گذاری، نسبت سود حاصل شده بر اساس هزینه‌ی اولیه خواهد بود. بنابراین سرمایه گذار با توجه به این ارزیابی درک می‌کند که عملکرد سرمایه گذاری‌شان به چه صورت بوده و آن را با سایر موارد مشابه، مقایسه می‌کند.

فرض کنید شما مبلغی پول در اختیار دارید. دو تا کار «الف» و «ب» برای سرمایه‌ گذاری پول شما، پیشنهاد می‌شود. شما کدام کار را انتخاب می‌کنید؟ بدون شک، کاری را انتخاب می‌کنید که سرمایه‌ی شما را توسعه‌ی بیش‌تری دهد. به عبارت دیگر، انتخاب شما، کار با سودآوری بالاتر خواهد بود. بنابراین شما باید با یک سری محاسبات ریاضی ساده، حساب کنید که هر یک از کارهای «الف» و «ب» چقدر سودآوری داشته‌اند. سپس می‌توانید کار سودآورتر را برای سرمایه گذاری خود انتخاب نمایید.

در این مطلب از بلاگ کارساز قصد داریم تا سرمایه‌ی انسانی را تعریف نموده و بر اساس آن به شما بگوییم که نرخ بازگشت سرمایه انسانی چیست؟ در این مطلب می‌آموزید که چرا این عدد و چنین محاسباتی در سرمایه گذاری الزامی و بااهمیت است. اگر به دانستن چنین مواردی مشتاق و نیازمند هستید، در مطالعه‌ی این مطلب درنگ نکنید!

زمان تقریبی مطالعه: 6 minutes

نرخ بازگشت سرمایه انسانی چگونه محاسبه می‌شود

روش محاسبه نرخ بازگشت سرمایه انسانی

سرمایه‌ انسانی

در بخش مقدمه، شما تعریفی از نرخ بازگشت سرمایه را دانستید. در آن تعریف، به سرمایه‌ی اقتصادی اشاره شده بود. اما همان‌طور که می‌دانید، سرمایه‌ها تنها به دارایی مالی و پول خلاصه نمی‌شود. بخشی از سرمایه، دارایی‌هایی نامحسوس و نامشهودی مانند «کارکنان» خواهد بود. هر اندازه که کارمندان ماهرتر و متخصص‌تری در یک مجموعه حضور داشته باشند، این سرمایه کلان‌تر و باارزش‌تر محاسبه می‌شود. به این سرمایه، سرمایه‌ی انسانی گفته می‌شود. سرمایه‌ی انسانی را با HC نیز می‌شناسند و نمایش می‌دهند. بنابر این تعریف، سرمایه‌ی انسانی می‌شود مجموع تمام دانش، مهارت، سلامت و آموزش تمام پرسنل و کارمندان در یک مجموعه یا تیم.

این مسأله خیلی اهمیت دارد که چه اندازه روی این بخش از مجموعه، سرمایه‌گذاری می‌کنید. فراموش نکنید که شما کارهای تیم را به پرسنل می‌سپارید. بنابراین هر اندازه که پرسنل توانمندتر و بامهارت‌تری را داشته باشید، بهتر می‌توانید کارها را سامان‌دهی کنید.

نرخ بازگشت سرمایه انسانی (ROI)

سرمایه انسانی در یک سازمان، یک معیار استراتژیک را به وجود می‌آورد. طبق این معیار می‌توان درک نمود که پول و هزینه‌های صرف شده برای کارمندان، چه ارزشی داشته است. همان‌طور که می‌دانید برای هر نیرو در سازمان، هزینه‌هایی وجود دارد. برخی از این هزینه‌ها به صورت یک‌بار هستند و برخی دوره‌ای تکرار خواهند شد. هزینه‌هایی مانند استخدام، برای هر نیرو تنها یک بار صرف می‌شود. اما هزینه‌هایی مانند پاداش، آموزش و … امکان تکرار شدن به صورت دوره‌ای را دارند. این هزینه‌های صرف شده می‌بایست از ارزش نهایی و ارزش مالی به دست آمده از طریق پرسنل کم‌تر باشد. به عبارت دیگر باید در این مورد به سودآوری برسیم. این امر تعریفی برای نرخ بازگشت سرمایه‌ی انسانی خواهد بود.

نرخ بازگشت سرمایه‌ی انسانی، می‌تواند به شما نشان بدهد که برنامه‌ی هزینه‌های شما برای پرسنل مجموعه چقدر نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری صحیح بوده است. گاه ممکن است شما علیرغم صرف هزینه‌های بالا، بازخورد خوبی نداشته باشید. عدم توجه به این موضوع می‌تواند هزینه‌های زیادی را از شما صرف کند در حالی‌که هیچ نتیجه‌ای از آن نمی‌گیرید. بنابراین اگر این پارامتر را به ازای سرمایه‌های انسانی خود، به دست آورید؛ بهتر می‌توانید مدیریت مالی را انجام دهید.

محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه انسانی

حساب کردن نرخ بازگشت سرمایه انسانی همیشه کار آسانی نیست. چگونه می‌خواهید بفهمید که فلان آموزش و فلان هزینه‌ای که کردید، در درآمدزایی و سودآوری شما تأثیر داشته یا نه؟ همان‌طور که می‌دانید متغیرهای زیادی هستند که می‌توانند در حصول و یا عدم حصول یک نتیجه‌ی دلخواه و مثبت، تأثیرگذار باشند. به طور مثال در نظر بگیرید که شما برنامه‌ای را برای آموزش یک زبان برنامه نویسی جدید روی کارمندان خود اجرایی کرده‌اید. حال اگر نتایج نهایی، نتایج مورد انتظار شما نباشد، لزوما ایراد از این برنامه‌ی آموزشی نخواهد بود. ممکن است بازار و یا شانس برای شما خوب و درست اتفاق نیافتاده باشد. ( در این زمینه مطالعه مطلب “آموزش کارمندان به صورت موثر و بهینه چگونه انجام می‌شود” می‌تواند به شما کمک کند.)

با وجود این دشواری‌ها، مؤسسه‌ای به نام ROI توانسته است فرمولی را برای محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه‌ی انسانی ایجاد کند. بد نیست که بررسی مختصری بر روی روش پیشنهادی این مؤسسه داشته باشیم. در این روش، می‌بایست مراحل زیر برای به دست آوردن نتایج و محاسبات مربوطه، طی شود.

  • برنامه ریزی ارزیابی
  • جمع آوری داده‌ها
  • جداسازی پارامترهای مؤثر
  • تحلیل داده‌ها به خروجی مالی

مزایای محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه انسانی

محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه انسانی به مدیریت مجموعه، دید بهتری برای اخذ تصمیم‌های استراتژیک خواهد داد. این معیار، به شاخص‌های مالی مربوط می‌شود و بنابر آن می‌توان مدیریت مالی بهتری انجام داد. برخی از مزایای محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه انسانی در ادامه‌ی این مطلب، عنوان شده‌اند.

  • با محاسبه‌ی نرخ بازگشت سرمایه انسانی، شما می‌توانید میزان خروجی حاصل از صرف هزینه و سرمایه گذاری‌های انجام شده را بسنجید.
  • ROI با ارائه دادن تصویری از بازخورد عملیات و نقشه‌های فعلی، می‌تواند به اخذ تصمیم‌های بهتر برای مجموعه کمک کند. این پارامتر هم‌چنین در کاهش و بهینه سازی هزینه‌ها نقش مهمی را ایفا می‌نماید.
  • نرخ بازگشت سرمایه انسانی می‌تواند پلن‌های بازاریابی مختلف را با هم مقایسه کند. شما در محاسبات نرخ بازگشت سرمایه، به یک عدد می‌رسید. عدد قابل مقایسه با اعداد به دست آمده از فعالیت‌های دیگر و نقشه‌ها و سیاست‌های دیگر خواهد بود.
  • ROI سودآوری و کسب درآمد از طریق کار را بهبود می‌بخشد. چرا که نقش این پارامتر در اتخاذ سیاست‌های سودآوری، بسیار بولد و مهم است.
  • محاسبات نرخ بازگشت سرمایه به شما کمک خواهند کرد تا برنامه‌های بدون سودآوری را ببینید و بتوانید برای ادامه‌ی مسیر، برنامه را ببندید.

به عنوان کلام آخر، باید بگوییم که اگر می‌خواهید بازخورد تصمیم‌ها و تلاش‌هایی که برای یک مجموعه انجام داده‌اید را ببینید، می‌بایست به محاسبات ROI یا همان نرخ بازگشت سرمایه انسانی بپردازید. نتایج حاصل از این محاسبات به شما کمک می‌کند تا برنامه‌های بهتر و سیاست‌های جدیدی را برای بهبود اوضاع و سودآوری بیش‌تر بچینید. بنابراین نمی‌توان نقش محاسبات نرخ بازگشت سرمایه انسانی را در موفقیت مجموعه نادیده گرفت. امیدواریم بتوانید با این محاسبات، روند رو به رشدی را در مجموعه‌ی خود به وجود آورید.

نسبت سود خالص (EBT) به فروش

نسبت سود خالص به فروش حاصل تقسیم میزان سود خالصی است که از فروش به دست می آید. حال می خواهد این فروش هر چیزی مثل فروش کالا، انجام خدمات، انجام کار پیمانکاری و . باشد. قطعاً اطلاعات حسابداری اول از همه برای مدیران شرکت و هیات مدیره ی آن مهم است زیرا بر اساس این اطلاعات به تصمیم های مهمی در رابطه با شرکت می رسند.

همچنین شایان به ذکر است که محاسبه ی نسبت سود خالص به فروش برای سهام داری که قصد سرمایه گذاری در آن شرکت را دارد مهم و حیاتی است زیرا آن فرد متوجه می شود که این شرکت قابلیت سرمایه گذاری را دارد یا خیر. برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش بعدی مراجعه کنید.

سودآوری شرکت

قطعاً همه ی شما می دانید که سود هر شرکت نشان دهنده ی موفق بودن در کسب و کار است. اگر نسبت سود خالص به فروش زیاد نباشد و به بیانی دیگر پایین بودن سود به این معنا است که آن دسته از هزینه هایی که به منظور تأمین مالی لحاظ شده است فقط یک عدد بوده اند و در فروش نقشی نداشته اند.

علاوه بر سود خالص بر فروش با شاهد نسبت های دیگری از سود هستیم مثل سود عملیاتی بر فروش و سود خالص بر دارایی‌. اولین نسبت حاصل تقسیم سود عملیاتی بر هزینه است‌‌.

دومین نیز یعنی سود خالص بر دارایی حاصل تقسیم سود بر دارایی های شرکت است. تمام این نسبت ها برای این است که مدیران و یا حتی افراد خارج از شرکت برای تجزیه و تحلیل باید یک سری نکات را بررسی کنند و به دنبال ارتباط آن ها با یک دیگر باشند. حسابدار با محاسبه دقیق این نسبت ها کمک به سزایی به مدیرها و افراد ارشد یک شرکت می کنند.

EPS چیست؟

EPS به معنای «سود هر سهم» (Earnings Per Share) برابر با نسبت سود یک شرکت به تعداد سهام عادی در دست سهامداران آن است.

عدد حاصل از این تقسیم، به عنوان شاخص سودآوری یک شرکت مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برای یک شرکت معمول است EPS را که برای اقلام غیرمترقبه و رقیق‌شوندگی احتمالی نیز تنظیم شده است، گزارش کند. هرچه EPS یک شرکت بالاتر باشد، سودآوری بیشتری خواهد داشت.

افزایش تعداد سهم می‌تواند به دلیل مواردی مانند افزایش سرمایه، عرضه عمومی سهام و… باشد.

یکی از مؤلفه‌های اصلی است که برای محاسبه قیمت به درآمد (P/E) استفاده می‌شود (E در P/E به EPS اشاره دارد).

فرمول محاسبه ی EPS

مقدار سود هر سهم با تقسیم درآمد خالص بر تعداد سهام موجود به دست می‌آید.

در مواردی می‌توان در صورت و مخرج کسر تغییراتی انجام داد که می‌تواند به دلیل اختیار معامله، اوراق قرضه قابل تبدیل به سهم و یا ضمانت باشد.

در صورت محاسبه EPS برای عملیات مستمر، صورت کسر اهمیت بیشتری دارد.

فرمول محاسبه EPS به صورت زیر است:

سود هر سهم

برای محاسبه EPS یک شرکت، از ترازنامه و صورت سود و زیان برای یافتن تعداد سهام عادی پایان دوره، سود پرداخت شده سهام ممتاز (در صورت وجود) و درآمد خالص یا سود استفاده می‌شود.

استفاده از میانگین وزنی سهام عادی در دوره گزارش دقیق‌تر است، زیرا تعداد سهام ممکن است با گذشت زمان تغییر کند.

سود هر سهم و اقلام غیرمترقبه

اقلام غیرمترقبه (Extraordinary Items) نیز اقلامی‌ بااهمیت‌ و بسیار غیرمعمول‌ است‌ که‌ منشأ آن‌ رویدادهایی‌ خارج‌ از فعالیت‌های‌ عادی‌ شرکت‌ است.

سود هر سهم را ممکن است چه عمدی و چه ناخواسته با چند عامل تحریف شود.

تحلیلگران برای جلوگیری از متداول‌ترین روش‌هایی که ممکن است در EPS تحریف ایجاد کند، از تغییرات مختلفی در فرمول EPS استفاده می‌کند.

فرمول محاسبه EPS به استثنای اقلام غیرمترقبه به شکل زیر است:

سود هر سهم و عملیات مستمر

محاسبه EPS با در نظر گرفتن عملیات مستمر بدین شرح است:

سود هر سهم

EPS پایه و رقیق شده

EPS پایه هر یک از این شرکت‌های منتخب را محاسبه می‌کند. EPS پایه رقیق شدن سهام را که ممکن است توسط شرکت صادر شود لحاظ نمی‌کند.

رقیق شدن سهام (Stock Eilution) کاهش درصد سهام مالکان در اثر ارزش‌گذاری جدید یک شرکت است.

هنگامی که ساختار سرمایه یک شرکت شامل مواردی از قبیل اختیار معامله سهام، ضمانتنامه‌ها و واحدهای سهام غیر قابل معامله (RSU) باشد، این سرمایه‌گذاری‌ها – در صورت اعمال شدن – می‌توانند تعداد کل سهام موجود در بازار را افزایش دهند.

برای نشان دادن بهتر اثرات اوراق بهادار اضافی بر درآمد هر سهم، شرکت‌ها EPS رقیق شده را نیز گزارش می‌دهند که در آن، فرض می‌شود تمام سهام منتشره عرضه شده‌اند.

مثال

فرض کنید تعداد کل سهام قابل انتشار و عرضه شرکت انویدیا در سال مالی منتهی به سال ۲۰۱۷، تعداد ۳۳ میلیون بوده است.

اگر این تعداد به کل سهام ممتاز آن اضافه شود، میانگین وزنی متوسط ​​رقیق شده آن ۵۹۹ میلیون + ۳۳ میلیون = ۶۳۲ میلیون سهم خواهد بود.

بنابراین، EPS رقیق شده شرکت ۶۳۲ / ۳٫۰۵ = ۴٫۸۲ دلار خواهد بود.

سود هر سهم و سرمایه

جنبه مهم EPS که اغلب مورد توجه قرار نمی‌گیرد، سرمایه‌ای است که برای تولید سود (درآمد خالص) مورد نیاز است.

دو شرکت می‌توانند EPS مشابهی داشته باشند، اما یکی از آن‌ها با ممکن است با سرمایه کمتری به این عدد رسیده باشد.

این شرکت در استفاده از سرمایه خود برای کسب درآمد کارآمدتر خواهد بود و در صورت برابری همه موارد دیگر، از نظر کارآیی یک شرکت «بهتر» است.

معیاری که می‌تواند برای شناسایی شرکت‌های کارآمدتر مفید باشد، بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) است.

انواع سود هر سهم

براساس مبدأ داده‌ها، سه نوع سود سهم وجود دارد:

دنباله‌دار یا تحقق یافته (Trailing EPS):

در این نوع EPS که بر اساس بر اساس عدد سال قبل است، از چهار سه‌ ماهه درآمد قبلی و اعداد واقعی به جای پیش‌بینی استفاده می‌شود.

نسبت P به E اغلب با استفاده از EPS دنباله‌دار محاسبه می‌شود، زیرا نشان دهنده آن چیزی است که در واقعیت اتفاق افتاده است، نه آنچه که ممکن است رخ دهد.

جاری (Current EPS):

به طور معمول، چهار سه ماهه از سال مالی جاری را شامل می‌شود که برخی از آن‌ها ممکن است سپری شده و برخی هنوز به مرحله بعدی نرسیده باشند.

در نتیجه، برخی از داده‌ها بر اساس ارقام واقعی و برخی بر اساس پیش‌بینی است.

پیش‌بینی شده (Forward EPS):

EPS پیش بینی شده درآمد پیش بینی شده هر برگ سهام و مقدار سودی هست که یک شرکت به طور عام در شروع سال مالی خودش پیش بینی می کند که تا در پایان همان سال مالی که تعیین کرده است به آن دست یابد.

شرکت‌های بورسی در هر سال موظف به این هستند تا پیش از شروع سال مالی جدیدشان یک پیش بینی منسجم از عملکرد مالیشان به بازار بورس ارائه دهند.

که در آن پیش بینی برطبق عملکرد گذشته آن‌ها و همین طور بر طبق نظر کارشناسان شرکت و مدیران سود هر سهم برای سال مالی آینده شرکت خود پیش بینی می کنند.

به این نوع در اصطلاح eps پیش بینی شده اطلاق می گردد. همانطور که از نامش هویدا است، یک نوع پیش بینی است که تا بحال محقق نشده است.

نمایش درآمد هر سهم در سایت TSETMC

به اصطلاح همان سودی هست که شما می‌بایستی در سایت tsetmc به عنوان عدد روبروی eps شرکت‌ها مورد نظرتان مشاهده کنید.

پس باید این نکته را فراموش نکنید که عددی که در سایت tsetmc به عنوان سود هر سهم یک شرکت می‌بینید، فقط پیش بینی شرکت مورد نظرتان از میزان سودی هست که در پایان آن سال بدستتان خواهد رسید.

هیچ گونه تضمینی و ضمانتی وجود ندارد که حتما می‌بایستی در پایان سال این درصد برای شرکت مورد نظرتان حاصل گردد.

تفاوت DPS و EPS چیست؟

سود تقسیم شده به ازای هر سهم (Dividends Per Share) یا DPS (سود نقدی)، بخشی از سود شرکت است که به هر سهامدار پرداخت می‌شود.

افزایش DPS یک راه عالی برای یک شرکت است تا عملکرد قدرتمندی را به سهامداران خود نشان دهد. به همین دلیل، بسیاری از شرکت‌هایی که سود دارند، بر افزودن DPS تمرکز می‌کنند.

در واقع، می‌توان گفت که EPS برابر با DPS منهای مجموع اندوخته قانونی، اندوخته طرح و توسعه و سود انباشته است.

چگونه سود هر سهم یک نماد را ببینیم؟

برای مشاهده EPS یک نماد، کافی اس به سامانه کدال مراجعه کرده و نماد مورد نظر را جستجو کنید.

پس از آن باید صورت سود و زیان شرکت را که در آنجا بارگذاری شده است، دریافت و مشاهده کنید که EPS نیز در آن موجود است.

EPS

نحوه ی ثبت نام در سایت کدال

عوامل موثر در بدست آمدن درآمد هر سهم

یکی از فاکتورهای اساسی EPS که غالبا در محاسبات از آن چشم پوشی می شود، میزان سرمایه لازم برای رسیدن به درآمد خالص است.

دو موسسه می توانند از سود پیش بینی شده یکسانی برخوردار باشند اما یکی از آن ها این میزان سود را به ازای هر سهم (EPS) را با سرمایه ‌گذاری کمتری کسب کرده است.

واضح است شرکتی که با سرمایه کمتری بتواند بازدهی بیشتری داشته باشند، کارایی بیشتری دارد و در صورتی که تمامی جوانب یکسان باشد، معمولا گزینه بهتری برای سرمایه‌ گذاری محسوب می شود.

سهامداران همچنین باید از تغییرات سود پیش بینی شده مطلع باشند.

دقت داشته باشید که روی یک فاکتور به نمادی مثل EPS یا P/E به تنهایی اکتفا نکنیم و آن ها را با دیگر ملاک و شاخص ها مورد ارزیابی قرار دهیم.

مهمترین مزیت های تغییرات

همه فعالان بازار، سال ها از توقف طولانی نمادها و نبود ضوابطی مشخص در این مورد گلایه به حقی داشتند.

بر این اساس مهمترین مزیت تغییرات اعمالی، کاهش زمان توقف نمادها به شکل اساسی و ساختارمند است.

سود هر سهم

بعد از این دیگر نماد شرکتی برای طولانی مدت بسته نخواهد ماند و در این صورت می توان از سازمان بورس مطالبه کرد

کاربرد درآمد هر سهم در بورس

EPS، نه تنها در محاسبه وضعیت مالی فعلی شرکت کمک می‌کند، بلکه با استفاده از آن می‌توانیم عملکرد گذشته شرکت را هم بررسی کنیم.

برای مثال، شرکتی که سود هر سهم آن هر سال رو به افزایش است، گزینه قابل اعتمادی برای سرمایه‌گذاری است؛ اما شرکت‌هایی که EPS منظمی ندارند، معمولا توسط سرمایه‌گذاران انتخاب نمی‌شوند.

یک راه برای این که EPS کاربرد بیشتری برای ما داشته باشد، مقایسه آن در سال‌های مالی مختلف، با یکدیگر است.

یکی از پرکاربردترین اصطلاحات بورسی انواع eps بین سرمایه گذاران تازه کار و همچنین حرفه ای بازار است.

هرکجا که وضعیت سهام یک شرکت از سمت تحلیلگران بازار و سرمایه گذاران مورد بررسی و تحلیل قرار بگیرد به نوع مستقیم یا غیر مستقیم پای سود هر سهم هم در میان است.

به عبارت دیگر سود هر سهم یکی از مهم ترین اصطلاحاتی است که به اشکال گوناگون بر نرخ سهام شرکت‎های در بورس تاثیر بسزایی می گذارد.

هنگامی که شما در بورس سرمایه گذاری خود را شروع می کنید در همه حال به اشکال گوناگونی با این کلمه روبه‌رو هستید و برای موفقیت خوب است آن را بلد باشید.

تعدیل سود هر سهم

از آنجایی که eps پیش بینی شده تنها یک نوع پیش بینی ساده است، در نتیجه احتمال دارد که در طی سال چندین بار عوض شود و تغییر پیدا بکند.

چرا که شرایط احتمال دارد در طول یک سال تغییر پیدا بکند.

به طور مثال احتمال دارد با گذشت عملکرد شرکت بهتر یا بدتر شود یا رخداد ویژه‌ای در روند سودآوری شرکت اتفاق افتد.

ممکن است شرکت به این دلایل پیش بینی eps اولیه را افزایش یا کاهش بدهد. به این رخداد نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری تعدیل eps یا به عبارت دیگر تعدیل سود نیز گفته می‌شود.

شرکت های بورسی وظیفه دارند پس از گذشت هر فصل از سال مالی خودشان، گزارش عملکرد وظیفشان را به طور رسمی اعلام بکنند.

پس از آن مجددا یک eps پیش بینی شده برای ادامه سال مالی خودشان همانند عناوین گفته شده ارائه بدهند.

این eps جدید می تواند نسبت به eps پیش بینی شده پیشن متمایز نباشد یا حتی تفاوت تازه‌ای پیدا کرده باشد و شرکت تعدیل سود انجام بدهد که این به عملکرد آن شرکت در ۳ ماه پیشش بستگی دارد.

آیا درآمد هر سهم هم دچار نوسان می شود؟

با توجه به اقتصاد کشور و با توجه به اینکه بازار مقصد هر شرکت چه شرایطی دارد ممکن است مقدار eps هم تغییراتی داشته باشد .

نکته ی آخر

از آنجایی که سود پیش بینی شده به ازای هر سهم می تواند در طول سال تغییراتی داشته باشد و ملاک محکم جهت خرید برای سهامدار به حساب نمیاید.

سازمان بورس و اوراق بهادار در سال نود و شش تصمیم گرفت فاکتور سود پیش بینی شده را حذف کند.

به جای آن فقط از سود محقق شده استفاده شود که با توجه به اتفاقاتی که ممکن است برای اقتصاد هر کشور و در نهایت بازار های مقصد ایجاد شود تصمیم معقولی به نظر میرسد.

همه چیز در مورد eps (سود هر سهم یا سود پیش بینی هر سهم) و نحوه محاسبه و بررسی و تعریف آن

این نسبت که برای ارزشیابی قیمت سهام که به صورت ریال بیان می شود. از تقسیم سودخالص سهامداران عادی بر تعداد سهام عادی به دست می آید. نتیجه نسبت نشان می دهد که به ازای یک سهم، چه میزان عایدی به دست آمده است و هر چقدر نتیجه نسبت بیشتر باشد، گویای عملکرد مطلوب شرکت است، از این نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری نسبت برای ارزشیابی سهام نیز استفاده می شود که با توجه به قیمت بازاری سهام(قیمت معاملاتی سهم)، ارزش سهام در آینده نیز معلوم می گردد(معین الدین و دیگران-۱۳۹۰).

سود هر سهم بدین صورت اندازه گیری می شود:

میانگین موزون تعداد سهام عادی / (سودسهم سهام ممتاز-سود خالص)

برای محاسبه میانگین موزون تعداد سهام عادی باید نکات زیر را در نظر گرفت:

۱-انتشار سهام جدید از تاریخ انتشار به عنوان عامل مثبت نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری در میانگین لحاظ می گردد.

۲-بازخرید سهام از تاریخ بازخرید به عنوان عامل منفی در میانگین لحاظ می گردد.

۳-ابطال سهام از محل سهام بازخریدی در میانگین بی تاثیر است.

۴-توزیع سودسهمی، تجزیه سهام و معکوس تجزیه، عطف به ماسبق می شود و از ابتدای سال در نظر گرفته می شود(معین الدین و دیگران -۱۳۹۰).

سود هر سهم (EPS) یکی از آماره های مالی بسیار مهم است که مورد توجه سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی می باشد. EPS از تقسیم سود پس از کسر مالیات شرکت، بر تعداد کل سهام، محاسبه می شود. که نشان دهنده سودی است که شرکت در یک دوره مشخص به ازای یک سهم عادی بدست آورده است (نوو، ۱۳۸۵). اولین جزء محاسبه ی EPS درآمد (درآمد اختصاصی سهامداران عمومی) است. در واقع درآمد سهامداران عمومی، باقی مانده سود، پس از توزیع سهم کارفرمایان، عرضه کنندگان، ارائه دهندگان خدمات، صاحبان سهام ممتاز و بستانکاران می باشد. دومین جزء EPS تعداد سهم منتشر شده در بازار توسط شرکت است. لازم به ذکر است، تعداد سهام موجود بازار را به عنوان جزئی از EPS شرکت تلقی می شود تا بتوان میزان مطالبات سهامداران عمومی را نسبت به درآمد در هر واحد اندازه گیری نمود به عبارت دیگر EPS مقدار سودی است که به هر سهم اختصاص می یابد با محاسبه سطح درآمد شرکت از این روش می توان به میزان درآمدی که هر فرد کسب می کند، دست یافت. با اینکه اجزای EPS ظاهرا ساده به نظر می رسد اما در واقعیت این طور نیست و این عناصر کاملا پیچیده اند. به عنوان مثال، تخمین تعداد سهام در بازار کاری ساده نیست چرا که به مرور زمان تعداد سهام دایما در حال تغییر یا جابه جایی است به طوری که انتشار سهام یا بازخرید سهام توسط شرکتها، تعداد سهام موجود در بازار را تغییر می دهد و با عرضه مقدار زیادی سهام توسط یک شرکت در انتهای یک دوره مالی، تعداد متوسط سهام در انتهای دوره بسیار بیشتر از اوایل دوره خواهد بود که به این ترتیب در محاسبه EPS مشکل ایجاد می کند.

اهمیت EPS و کاربردهای آن
سود منبع اصلی تأمین جریان نقد و زایش ثروت است. تعیین سطح سود که برای مقاصد تجزیه و تحلیل مالی مربوط باشد یک فرآیند تحلیلی پیچیده می باشد. با توجه به تفاوت ارقام سود شرکتهای مختلف و نیز تغییر ارقام سود یک شرکت در طی دوره های زمانی مختلف، مقایسه پذیری این ارقام تا حدودی مشکل می باشد. یکی از روش های استاندارد نمودن رقم سود ، تبدیل آن به یک مبلغ سود هر سهم می باشد. این اهمیت و حساسیت EPS باعث شده است که اولاً محاسبه و گزارش EPS واقعی و پیش بینی طبق قوانین بازار سرمایه بسیاری از کشورها الزامی گردد، ثانیاً مراجع تدوین استاندارد های حسابداری نیز الزامات معینی را جهت نحوه محاسبه و افشاء آن وضع نمایند تا سودمندی EPS را از طریق افزایش قابلیت مقایسه (بین شرکتها و طی دوره های مختلف) و کاهش صلاحدید مدیریت ارتقاء دهند.
براساس تحقیقات تجربی انجام شده در سایر کشورها، EPS استفاده های زیر را دارد :

  1. ارزیابی، تعیین و قضاوت در خصوص قیمت سهام. تحلیل گران مالی با ضرب EPS در رقم P/E درخصوص پایین یا بالا بودن قیمت سهام قضاوت می کنند. این دو رقم به طور گسترده در تصمیمات سرمایه گذاری استفاده می شود و حتی بورس اوراق بهادار نیز بر همین مبنا در خصوص معقول بودن قیمت، قضاوت می کند. به دلیل اهمیت EPS، ضروری است رویکردی یکنواخت برای محاسبه آن وجود داشته باشد.
  2. پیش بینی EPS های آینده و نرخ رشد آن بر قیمت سهام تأثیر دارد. سهامداران و تحلیل گران، EPS های گزارش شده را برای بر آورد EPS های آینده و برآورد نرخ رشد آتی به کار می برند و در واقع توان زایش ثروت شرکت را ارزیابی می کنند.
  3. ارزیابی پوشش سود نقدی و توانایی پرداخت سود سهام. یکی از معیارهای قضاوت درخصوص توان پرداخت سود سهام در زمان حال و آینده، مبلغ EPS می باشد. اگر چه سایر ملاحظات مالی و سرمایه گذاری، در نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری تعیین خط مشی تقسیم سود مؤثر است ولی مسلم است که بدون وجود سود، امکان پرداخت سود سهام نمی باشد.
  4. قضاوت درخصوص وضعیت شرکت و عملکرد مدیریت و نیز ترسیم تصویری از آینده. رقم EPS نسبت به بازدهی نقدی (سود سهام) مبنای قابل قبول تری برای مقایسه عملکرد شرکت و مدیریت می باشد. اگر چه جریان های نقدی عامل مهم در ارزیابی ارزش شرکت است ولی اعتقاد بر این است که EPS معیار بهتری برای مقایسه عملکرد شرکت طی سالهای مختلف و نیز با رقبا می باشد.
  5. برآورد قدرت سودآوری و ارزیابی سطح و روند سود. بهترین برآورد ممکن از متوسط سود یک شرکت که انتظار حفظ و یا تکرار آن با درجه ای از نظم در یک محدوده زمانی آتی می رود را قدرت سودآوری می گویند. بیشتر مدلهای ارزیابی به نحوی قدرت سودآوری را از طریق یک عامل یا ضریب که هزینه سرمایه و نیز ریسک و بازده های مورد انتظار آتی را در بر می گیرد، سرمایه ای می کنند. EPS در صورتی برای ارزیابی قدرت سودآوری مناسب است که با تأکید بر اقلام مستمر سود و زیان محاسبه شده باشد. تحلیل گران بر شناسایی اجزائی از جریان درآمد و هزینه تمرکز می کنند که با ثبات و قابل پیش بینی باشند.
  6. نسبت P/E یا قیمت به سود یکی از خلاصه های مهم مالی است که براساس سود هر سهم محاسبه می شود و دوره مورد انتظار برگشت سرمایه گذاری را نشان می دهد و معکوس آن را نیز نرخ بازده مورد توقع حسابداری را نشان می دهد .

محدودیت های EPS
تأکید شده است که کاربران اطلاعات مالی صرفا بر یک رقم، EPS، تمرکز ننموده و از سایر اطلاعات نیز در مدل های تصمیم گیریشان استفاده نمایند. با این وجود حتی در استفاده از EPS به همراه سایر اطلاعات نیز باید به محدودیت هایی که در اندازه گیری آن وجود دارد، توجه شود. محدودیت های EPS به شرح زیر است:

  1. EPS مبتنی بر سود تاریخی است. مدیریت ممکن است در گذشته تصمیماتی گرفته باشد که سود جاری را افزایش دهد، ولی در آینده رشد سود کاهش یابد. بنابراین رشد EPS نمی تواند پیش بینی کننده قابل اتکایی برای نرخ رشد آتی باشد. به عبارت دیگر به کیفیت سود نیز باید توجه شود.
  2. EPS بدون توجه به تورم محاسبه می شود. نرخ رشد واقعی EPSممکن است متفاوت از نرخ رشد اسمی آن باشد.
  3. EPS متأثر از انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات توسط مدیریت است و این امر بر مقایسه بین شرکتها تأثیر می گذارد.
  4. با توجه به این که تغییر پذیری سود، نشانه ای از ریسک شرکت می باشد و باعث نوسان قیمت بازار سهام می گردد، مدیران تمایل به هموارسازی سود از طریق انتخاب روش های حسابداری و زمانبندی معاملات دارند. بنابراین EPS ممکن است متأثر از صلاحدید مدیران باشد.
  5. EPS متأثر از ساختار سرمایه است. مثلاً تغییرات در تعداد سهام ناشی از صدور سهام جایزه (سود سهمی) بر مبلغ EPS دوره های جاری و گذشته تأثیر می گذارد و این مسئله مقایسه بین شرکتها را مشکل می نماید.

انواع EPS
برای یک شرکت بیش از یک نوع EPS وجود دارد که انواع مختلف آن با توجه به تغییر در روش تخمین تعداد سهام موجود در بازار، تغییر خواهد کرد. نوع اول EPS تحت تأثیر تغییرات بالقوه تعداد سهام موجود و حق تقدم و اختیار خرید و فروش در بازار قرار نمی گیرد و نوع دیگر آن که تحت تاثیر تغییرات تعداد سهام شرکت های بازار (سهم های منتشر شده جدید توسط شرکتها ) و حق تقدم و اختیار خرید و فروش قرارمی گیرد. البته این موضوع در مورد بازار ایران صدق نمی کند. در بازار فقط یک نوع EPS وجود دارد و از آنجا که بر حسب مقدار سرمایه ثبت شده در زمان تشکیل مجمع سالانه، محاسبه می شود، مگر اینکه حق تقدم ها به صورت سرمایه افزودنی قبل از تشکیل مجمع به سرمایه شرکت افزده شود که در این صورت میتوآن از آن بهره گرفت. براساس اصول و قوانین پذیرفته شده در آمریکا، شرکت های آمریکائی باید هر دونوع EPS را درصورت های مالی خود داشته باشند: چرا که EPS دراین کشور هر سه ماه یک بار اعلام خواهد شد و در مواردی که شرکت سود ده نیست، ازاین قاعده مستثنی می شود، چرا که با محاسبه تعداد سهم های جدید اضافه شده در بازار ( که از حق تقدم ها و اختیارها ناشی می شوند) مقدار زیان کوچک تر از حد واقعی آن نشان داده می شود و دومین مشکلی که در محاسبه تعداد سهام موجود در بازار برای محاسبه EPS وجود دارد این است که در ترازنامه شرکتها در بخش اوراق بهادار، هیچ گاه از میانگین تعداد سهم های موجود در بازار استفاده نمی شود بلکه تعداد سهامی را که در همان روز بستن ترازنامه، در دست صاحبان سهام است استفاده می کنند. همچنین این تعداد شامل اوراق تبدیلی نیز نمی شود چرا که EPS را کاهش می دهد بنابراین سرمایه گذاران باید در هنگام محاسبه EPS هر دوی این موارد را در نظر بگیرند. EPS به عنوان درآمد هر سهم، میزان سودآوری شرکت را نشان می دهد چرا که در هر شرکت درآمد هر سهم را به کل سهام شرکت تعمیم می دهند و براساس آن تصمیم می گیرند.

تعدیل EPS چیست؟
مدیران شرکت در ابتدای سال مالی با توجه به چشم انداز فعالیتهای شرکت EPS معینی را پیش بینی و اعلام می کنند. اما در طی سال با توجه به روند فعالیت ممکن است تغییر در اصلاح در EPS اعلام شده ضروری به نظر رسد، لذا براساس عملکرد شرکت EPS جدیدی اعلام می کنند که به آن تعدیل EPS گفته می شود.

DPS یا سود تقسیمی هر سهم ۲

هر سال شرکتها بخشی از سود خالص را مطابق قانون و بخشی را براساس نیاز شرکت نزد خود نگهداری می کنند و مابقی را بین سهامداران تقسیم می نمایند. به مقدار سودی که شرکت تقسیم می کند و به طور نقدی به دست سهامدار می رسد DPS یا سود تقسیمی گفته می شود به عبارت دیگر DPS بخشی از سود پس از کسر مالیات به ازاء هر سهم ۳ است که توسط شرکت پرداخت می گردد. سود پرداختی هر سهم از تقسیم کل سود پرداختی ( مصوب مجمع عادی سالانه ) بر تعداد سهام شرکت به دست می آید. چون DPS سود نحوه محاسبه سودآوری در سهام گذاری بخشی از EPS می باشد که سهامداران در مورد تقسیم آن نظر می دهند معمولا” کمتراز EPS می باشد . البته چنانچه تمام سود تقسیم شود EPS و DPS برابر می باشد در بعضی موارد خاص نیز DPS بیشتر از EPS است که این مبلغ اضافی معمولا” از محل سود انباشته سالهای قبل تامین می شود . البته این وضعیت اکثرا” نشان دهنده بی برنامه بودن شرکت می باشد چون سود انباشته همان سود سالهای گذشته است که توزیع نشده است و معمولا” جهت انجام برنامه ای خاص در شرکت باقی مانده است و توزیع آن در سالهای بعد نشانه خوبی نیست. باشروع فصل مجامع شرکتهای بورس موضوع تقسیم سود (DPS) ذهن تمامی سهامداران شرکت های بورسی را به خود جلب کرده به خصوص سهامداران حقیقی که ازاین راه امرار معاش می کنند.

اینکه چه میزان از سود تحقق یافته هر سهم به صورت نقدی توزیع شود و چه میزان در شرکت باقی بماند تصمیمی است که در مجمع عادی سالیانه توسط هیات مدیره به مجمع پیشنهاد داده می شود و سپس به تصویب سهامداران می رسد. براساس قانون تجارت در صورت تصویب در مجمع عمومی عادی سالانه تقسیم سود تصویب شده، حداکثر ظرف ۸ ماه ازتاریخ تصویب به سهامداران می بایست پرداخت گردد. البته سود پرداختی یاDPS تنها به سهامدارانی پرداخت می گردد که درتاریخ برگزاری مجمع مالک آن میزان سهم باشند.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.