مضرات ترید در خلاف جهت روند


پرچم صعودی

چگونه در فارکس کال مارجین نشویم؟

در این مقاله قصد داریم تا بررسی کنیم که چگونه‌ در فارکس کال مارجین نشویم. اما در ابتدا باید تعریف کال مارجین را بدانیم و به طور دقیقتر کال مارجین در فارکس را بشناسیم. پس از آن می‌توانیم راه‌های جلوگیری از این وضعیت را فرا گرفته و حتی اگر زمانی معاملات خود را در آن گرفتار دیدیم، به سادگی از آن خارج شویم. پس با ما همراه باشید تا وضعیت مهم کال مارجین را بشناسیم.

کال مارجین چیست؟

مارجین همان سرمایه معامله‌گر است که باید برای تضمین معاملات مورد استفاده قرار گیرد. استفاده از اهرم در معاملات باعث می‌شود تا معامله‌گران با مبلغی بالاتر از سرمایه اصلی خود به معامله ورود کنند. در حقیقت مارجین مقدار پولی است که تریدر باید در حساب معاملاتی خود موجود داشته باشد تا در شرایط احتمالی درگیری در ضرر و زیان، بتواند ضررها را جبران کند.
با بیشتر بودن اهرم استفاده شده توسط یک معامله‌گر، میزان مارجین درگیر در معامله کمتر خواهد بود. با این حال ریسک معامله بیشتر و امکان مواجه شدن با کال مارجین در معامله نیز بالا می‌رود. حرکت بازار خلاف روند قابل انتظار ترید، مارجین کاربر را کاهش می‌دهد. رسیدن مقدار مارجین به درصد معین مارجین کال، موجب ارسال پیام مارجین کال از طرف بروکر به معامله‌گر می‌شود. بنابراین کال مارجین یا مارجین کال پیامی است که به تریدر اعلام می‌کند تا موجودی حساب معاملاتی خود را افزایش داده یا برای داشتن مارجین بیشتر برای معاملات، برخی از موقعیت‌های معاملاتی خود را ببندد.

به این ترتیب کال مارجین یک هشدار برای آگاهی از قرار گرفتن در شرایط ضرر و زیان در موقعیت‌های معاملاتی است. کال مارجین در بازار فارکس و بازار آتی کالا بسیار رایج است. البته در بازار ارزهای دیجیتال نیز کال مارجین مشابه با بازار فارکس قابل استفاده است.

چطور از گرفتار شدن در وضعیت کال مارجین جلوگیری کنیم؟

در ادامه قصد داریم تا روش‌های جلوگیری از ورود و درگیری در وضعیت مارجین کال را بررسی کنیم:

1- مارجین کال را به خوبی بشناسید. قدم اول شناخت این وضعیت است. تا درک درستی از این که مارجین کال چیست و چگونه کار می‌کند نداشته باشید، عملا جلوگیری از آن ممکن نخواهد بود. در حالی که این مفهوم اهمیت زیادی به خصوص در بازارهای مالی بین‌المللی مانند فارکس دارد، بیشتر معامله‌گران تازه‌وارد در وهله اول روی سایر مباحث معاملاتی متمرکز می‌شوند و از اهمیت آن غافل می‌شوند. البته مباحثی مانند تحلیل تکنیکال و استفاده از اندیکاتورها نیز در جای خود اهمیت به سزایی در موفقیت معاملاتی دارد. مانده حساب، مارجین استفاده شده، مارجین آزاد و سطح مارجین آیتم‌های مهم برای درک وضعیت مارجین کال محسوب می‌شوند.
اگر بدون در نظر گرفتن مؤلفه‌های مارجینی، معاملات خود را باز ‌کنید، باید منتظر بمانید تا به صورت ناگهانی با یک مارجین کال مواجه شوید. عدم توجه به این وضعیت به قطع یقین شکست معاملاتی را در پی خواهد داشت.
با رسیدن سطح مارجین حساب معاملاتی به مبلغی کمتر از حداقل سطح مارجین، وضعیت مارجین کال رخ می‌دهد. بروکر پیام مارجین را برای کاربر ارسال کرده و از او تقاضای شارژ حساب معاملاتی را می‌کند تا حداقل نیاز مارجین تایید شود. این فرآیند به شکل خودکار از طریق ایمیل یا اعلانی در پلتفرم معاملاتی به تریدر اطلاع داده می‌شود.

2- قبل از شروع معاملات و باز کردن یک موقعیت معاملاتی نیازهای مارجین را بشناسید. مفهوم مارجین کال به ویژه هنگامی که در حال ارسال سفارشات پندینگ به بروکر هستید، اهمیت زیادی دارد. گاهی سفارشی ثبت می‌شود و تا زمان لمس قیمتی عدد مورد نظر یا زمان انقضای سفارش، در لیست سفارشات بروکر باز می‌ماند. سفارش پندینگ تاثیری در حساب معاملاتی ندارد و مارجین برای آن اعمال نمی‌شود. اما این شرایط تریدر را مقابل ریسک انجام شدن سفارش باز یا پندینگ گذاشته و چنانچه به نظارت مارجین توجه نکنید، ممکن است به سادگی با انجام آن به وضعیت مارجین کال وارد شوید.
برای جلوگیری از چنین وضعیتی برای هر معامله باید سطح موجودی خود را با در نظر گرفتن سفارشات باز محاسبه کنید. حتی بد نیست اگر با در نظر گرفتن سرمایه درگیر در معاملات و سفارشات پندینگ، باز هم مبلغی را در حساب معاملاتی خود به صورت دست نخورده قرار دهید.

3- استفاده از حد ضرر یا استاپ لاس برای جلوگیری از مارجین کال را فراموش نکنید. حد ضرر یکی از اولین مفاهیمی است که زمان ورود به بازارهای مالی باید فرابگیرید. استفاده از حدضرر به خودی خود می‌تواند شما را از مضرات ترید در خلاف جهت روند لمس ضرر و زیان‌های هنگفت نجات دهد. حد ضرر یک سفارش توقف معاملاتی است که به بروکر ارسال می‌شود تا زمانی که قیمت در خلاف جهت معامله حرکت کرد، فعال شود.
اگر بدون سفارش حد ضرر معامله کنید و درگیر موقعیت معاملاتی شوید که لحظه به لحظه به سقوط خود ادامه می‌دهد، علاوه بر این که ممکن است کل سرمایه درگیر را از دست دهید، ممکن است در یک نقطه قیمتی مارجین کال نیز شوید. یک استاپ لاس می‌تواند از ضرر بیشتر جلوگیری کرده و این در نوع خود از مارجین کال شدن جلوگیری می‌کند.

4- یکی دیگر از دلایل گرفتاری معامله‌گران در وضعیت مارجین کال قضاوت اشتباه در مورد حرکات قیمتی است. اما دلیل اصلی حرکات بزرگ و ناگهانی در بازار است. اگر شما پیش‌بینی می‌کنید که موقعیت معاملاتی هیچ آینده‌ای نخواهد داشت، نباید به سرعت یک موقعیت بزرگ فروش باز کنید. این نوع معامله احتمال مارجین کال را افزایش می‌دهد. بهتر است برای جلوگیری از آن تقسیم حجم معاملات را به استراتژی معاملاتی خود وارد کنید.
با حجم کمتر شروع کنید و چنانچه قیمت موافق انتظار شما حرکت کرد، وزن معامله را بیشتر کنید. با این کار می‌توانید در صورت قدم اشتباه، جلوی ضرر و زیان بیشتر را بگیرید. افزودن معامله‌های جدید و تناسب‌گذاری می‌تواند ضررهای احتمالی را کمرنگ کند. البته در این شرایط استفاده از حد ضررهای متفاوت ریسک ضرر شما را در معامله پخش کرده و احتمال مارجین کال شدن را در مقایسه با یک معامله بزرگ و یکباره کاهش ‌دهد.

چگونگی خروج از وضعیت کال مارجین در فارکس

برای این که از وضعیت کال مارجین خلاص شوید می‌توانید از دو روش مختلف استفاده کنید. اگر از این وضعیت خارج نشوید، نمی‌توانید معاملات جدیدی باز کرده و ریسک لیکوئید شدن را کم کنید. انتخاب هر یک از این روش‌ها باید با توجه به شرایط معاملاتی باشد. در روش اول که روشی ساده برای خارج شدن از این وضعیت است، کافی است تا موجودی حساب معاملاتی خود را افزایش دهید و به این ترتیب حساب معاملاتی خود را از وضعیت کال مارجین خارج کنید. اگر آینده موقعیت‌های معاملاتی باز خود را درخشان می‌بینید، این روش می‌تواند روش مناسبی برایتان باشد.
در روش دوم می‌توانید بخشی از معاملات باز خود را ببندید تا با بستن آن‌ها مارجین درگیر آزاد شود. عکس حالت قبل این روش در زمانی که اطمینان زیادی به آینده معامله وجود ندارد می‌تواند انتخاب مفیدی باشد.

البته از ترکیب این دو روش نیز می‌توان استفاده کرد و در موقعیت‌های معاملاتی مختلف با توجه به شرایط از هر کدام از این دو روش خروج از کال مارجین استفاده کرد و وضعیت حساب معاملاتی را بهبود بخشید.

سخن پایانی
کال مارجین پیام هشداری مضرات ترید در خلاف جهت روند برای تریدرهای بازارهای مالی است. این پیام که از طرف بروکر صادر می‌شود، تریدرها را از وضعیت بد حساب معاملاتی آگاه می‌کند. این پیام کاربران را هشیار ساخته تا با بررسی شرایط بازار تصمیماتی که منجر به جلوگیری از لیکوئید شدن حساب معاملاتی می‌شود، اتخاذ کنند. در حقیقت می‌توان گفت که مارجین کال یک مزیت برای معامله‌گران محسوب می‌شود. اما از طرفی نباید از وضعیت بحرانی و فشار حاصل از دریافت این پیام از جانب بروکر غافل شد. به عبارتی درگیری در چنین وضعیتی می‌تواند باعث مختل شدن فکر معامله‌گر و حتی زیر پا گذاشتن استراتژی معاملاتی شود.

دقت داشته باشید که پس از دریافت این هشدار امکان ورود به معاملات جدید تا خروج از وضعیت موجود، وجود نخواهد داشت. برای این که بدانید چگونه‌ در فارکس کال مارجین نشوید ابتدا باید بدانید که به عنوان یک تریدر باید با موقعیت‌های معاملاتی خود چه کنید. برخی تریدرها حتی زمانی که با مارجین کال مواجه هستند، به درستی نمی‌دانند که وارد چه وضعیتی شده‌اند. موفقیت معاملاتی تنها تمرکز روی کسب درآمد نیست. برای هر موفقیت معاملاتی ابتدا باید خطرات راه را بشناسید و اولویت اصلی خود را روی مدیریت ریسک بگذارید.

آموزش کامل تکنیک های معاملاتی پرایس اکشن البروکس

در این مقاله قصد داریم شما را با تکنیک های معاملاتی پرایس اکشن البروکس آشنا سازیم. و مرحله به مرحله تمام تکنیک های معامله گری را پیاده سازی کنیم تا شما بتوانید درک درستی از پرایس اکشن داشته باشید.

آموزش پرایس اکشن

این چارت یک ساعته بازار استرالیا است که مشاهده می کنید. یک حرکت بسیار قوی ایجاد شده که قطعا نمی تواند توسط معامله گران خورد و یا نوسان گیران باشد. این حرکت بر اساس ورود بانک و موسسات ایجاد شده است. در این قسمت یک محدوده تقاضا قوی داریم. در چنین موقعیت هایی اول باید محدوده تقاضا را ترسیم کنیم .

آموزش پرایس اکشن

چگونگی رسم یک محدوده تقاضا:

در چارت بالا که مشاهده می کنید یک حرکت شارپ داریم که شروع این حرکت را به عنوان کندل بیس در نظر می گیریم .

برای ترسیم یک محدوده بیس از شدو کندل بیس که مشخص کردیم تا انتهای بدنه کندل بیس یک محدوده حفاظت شده رو رسم می کنیم که به آن محدوده تقاضا میگوییم.

ترسیم محدوده تقاضا به این معنا نیست که مضرات ترید در خلاف جهت روند الان باید وارد بازار شویم بلکه یکی از قدم های ورود ورود به معامله است. دلیل انجام این کار، برسی سطح مورد نظر و ارزش ورود و سرمایه گذاری را دارد یا خیر.

آموزش پرایس اکشن

در چارت بالا که همان ادامه چارت قبلی هست(چارت یک ساعته بازار استرالیا) محدوده تقاضا خوبی را ترسیم کردیم و باید ارزش سطح این محدوده را بدست بیاوریم.

مواردی که برای انتخاب یک سطح مناسب باید رعایت شود:

همان طور که ملاحظه می فرمایید در چارت بالا حرکت قوی و سریع بوده و بازار زمان زیادی را روی سطح صرف در جا نزد نکرده است.

و این نشانه دهنده ورود بانک ها و موسسات به بازار است و این حرکت قوی توسط بانک یا موسسات ایجاد شده است.

کندل های بزرگ نشان دهنده این هستند که سرمایه زیاد وارد بازار شده تا این قیمت با سرعت بالایی تغییر کند.

قدرت حرکت با شکست سطح قبلی تایید می شود.

همان طور که در چارت بالا ملاحظه نمودید سطح بکر هست و برای اولین بار قرار است لمس شود. این فاکتور ها به ما کمک می کند که سطوح مناسب را انتخاب کنیم. و هر سطحی را سطح مناسب در نظر نگیریم، چون بازار دائم در حال ایجاد سطوح مختلف می باشد.

آموزش پرایس اکشن

چگونه ریسک به ریوارد را انتخاب میکنیم؟

در چارت بالا همان طور که می بینید با مشخص کردن ریسک به ریوارد، مشخص می شود که سطح شرایط مناسبی برای ورود دارد و یا ارزش معامله کردن را دارد . با توجه به اینکه سطوح خوبی داریم ولی برای ورود باید بقیه فاکتور ها را نیز باید چک کنیم.

محدوده طلایی فیبوناچی

فاکتور بعدی که باید چک کنیم عدد طلایی فیبوناچی هست. اگر از ابزار فیبوناچی استفاده کنیم می بینیم که قیمت به محدوده طلایی برخورد کرده است.

محدوده طلای= ۶۱.۸ % فیبوناچی

برای ترسیم فیبوناچی دو نقطه کف و سقف هست که قیمت در حال نوسان و اصلاح حرکت است.

آموزش پرایس اکشن

ملاحظه می فرمایید که با استفاده از ابزار فیبوناچی مطمئا شدیم که سطح تقاضای ما در محدوده طلایی فیبوناچی قرار دارد. پس این فاکتور هم ورود ما را به معامله تایید می کند.

حال باید تایم بالاتر ( تایم روزانه) را برسی کنیم تا متوجه شویم در جهت بازار در حال معامله هستیم یا خلاف جهت روند اصلی بازار می خواهیم معامله کنیم.

آموزش پرایس اکشن

همان طور که ملاحظه می کنید در تایم روزانه که تایم بالاتر ما هست بازار در روند نزولی قرار دارد و ما می خواهیم خلاف جهت بازار معامله کنیم. که کار صحیح نمی باشد و ریسک بسیار بالایی دارد.

ترید خلاف جهت روند بازار

در چنین مواقعی ما دو راهکار داریم :

  • با اینکه محدوده قوی و قابل قبولی داریم معامله نکنیم و منتظر نشانه های بازگشت باشیم
  • با دیدن الگوی کندلی خیلی قوی با علم به ترید در خلاف جهت بازار معامله کنیم. در چنین مواردی با پذیرش ریسک بالا تصمیم می گیریم خلاف جهت روند وارد معامله شویم.

حال ما خلاف جهت بازار وارد معامله شده ایم چون محدوده خیلی قوی داریم که از طول کندل ها و همچنین حرکت شارپ کندل ها مشخص هست که روند بسیار قوی شروع شده و همچنین ریسک یه ریوارد بسار خوبی هم داریم. علاوه بر این موارد، در نقطه طلایی فیبوناچی هم قرار گرفته است که این نقطه بسیار قوی است

آموزش پرایس اکشن

ملاحظه می فرمایید که قیمت به سطح تقاضا ما برخورد کرده و قیمت از سطح دفع شده این حرکت نشان دهنده این است که فروشندگان حمایت قوی را پیدا کرده اند و نمی توانند سطح را بشکنند. شدو ها نشان می دهند که در هر دو حرکت ایجاد شده توانایی شکست سطح را ندارند.

تله فروش

در شکست اول به یک مورد دیگر که قدرت سطح را تایید می کند و نشان می دهد که فروشندگان در تله خریداران ( تله فروش) گیر افتاده اند و این دستکاری بازار که اصتلاحا به آن شکست جعلی می گویند. این شکست جعلی همیشه توسط بانک ها و موسسات به وجود می آیند.دلیل ایجاد این شکست های جعلی زدن استاپ (حد ضرر) تریدرهای خورده پا را بزند و خلاف جهت حرکت مورد نظر حرکت کند.این اتفاق را در چارت بالا ملاحظه کردید.

یک کندل پین بارداریم که روی محدوده تقاضا بوجود آمده است و نشان می دهد که شروع یک فشار خرید را در پیش داریم. این دقیقا کندل مورد نظرما هست که برای تایید ورود ما به مارکت است. اصطلاحا به آن کندل تایید می گوییم. این پین بار ورود ما را به مارکت تایید می کند.

آموزش پرایس اکشن

ایجاد این کندل پین بار ما را تحریک و تشویق به اردر گذاشتن می کند. پس ما باید در کلوز کندل پین بار وارد معامله شویم و حد ضرر را زیر شدو دورترین کندل نزولی قرار می دهیم (بلند ترین شدو را در نظر می گیریم) و تارگتمان (حد سود) را در اولین سطح عرضه قرار می دهیم.

آموزش پرایس اکشن

ریسک به ریوارد

و اما همانطور که می بینید از فرمول ساده محاسبه ریسک به ریوارد هم استفاده می کنیم.

ریسک یا استاپ، برابر است با فاصله ورود تا استاپ.

ریوارد یا حد سود، برابر است با فاصله ورود تا تارگت.

پس ما ۲۵ پیپ ریسک میکنیم و قرار هست اگر قیمت در جهت تحلیل ما حرکت کرد ۸۳ پیپ سود بگیریم. که ریسک به ریوارد ۱:۳ را برایم ما فراهم می کند.

پس از پیدا کردن استاپ، تارگت و ریسک به ریوارد باید حجم معامله را بر اساس درصدی از حساب مشخص کنیم.

اگر برای ۲۵ پیپ استاپلاس ۳۰۰ دلار در نظر بگیریم، به ازای هر پیپ طبق محاسبه (۳۳۳ دلار/۲۵ پیپ = ۱۳.۳۲ دلار به ازای هر پیپ) ریسک کرده ایم.

با فرض اینکه حساب شما ۰۰۰/۱۰ دلار باشد، در حقیقت شما ۳% سرمایه خود را در این معامله ریسک کرده اید. یعنی ۳۳۳دلار یا به عبارتی۳% پولمان را ریسک کرده ایم.

اگر قرار باشد به ازای هر پیپ ۱۳ دلار ضرر کنید و قیمت ۲۵ پیپ حد ضررتان را بزند ۳۰۰ دلر ضرر می کنید. که همان ۳% سرمایه تان است.

اگر ریسک شما بیشتر از ۲۵ پیپ باشد، به فرض مثال:۱۰۰ پیپ باشد باید حجم تان را مجدد تنظیم کنید. که ضررتان ۳۰۰ دلار بماند.

اگر می خواهید حد ضررتان را دورتر بگذارید، باید حجمتان را کم کنید ریسک سرمایه تان ثابت بماند.

آموزش پرایس اکشن

همانطور که مشاهده می کنید روند در جهت تحلیل ما حرکت کرده و ۸۳ پیپ به ما سود رسانده است با ریسک به ریوارد ۱:۳ .

فرض کنید حساب شما ۱۰۰۰۰ دلار بود و شما در هر ترید فقط ۳% ریسک کنید و شما در طول یه هفته ۱۰ ترید با ریسک به ریوارد ۱:۳ انجام داده اید.

اگر قیمت در جهت تحلیل شما حرکت کند۹% سود می کنید که معادل( ۳*۳۳۳=۹۹۹ دلار ).

و زمانی که بازار استاپ شما را بزند شما ۳۳۳ دلار ضرر داشته اید.

شما از این ۱۰ تریدی که انجام داده اید ۷ معامله ضرر ده و ۳ معامله سود ساز داشته اید.

۷ ترید ضرر ده*۳۳۳= ۲/۳۳۱ دلار ضرر

۳ ترید سود ده* ۹۹۹= ۲/۹۹۷ دلار سود

همانطور که ملاحظه فرمودید در این حالت که بدترین سناریو بود را در نظر گرفتیم که شما۷۰% پوزیشن های شما ضرر ده بوده و فقط ۳۰%سود ساز داشته اید. شما ۲/۹۹۷ دلار سود کرده اید و ۲/۳۳۱ دلار ضرر که برایند شما می شود ۶۶۶ دلار سود.این عمل قدرت و اهمیت بسیار بالای ریسک به ریوارد را نشان می دهد.

نحوه معامله در بازار رنج به زبان ساده و عامیانه

نحوه معامله در بازار رنج

در حال حاضر افراد معمولا با روندها و نحوه معامله در بازارهای صعودی و نزولی آشنا شده اند ولی بازارهای رنج شرایطی متفاوت از بازارهای نزولی و صعودی دارد و لازم است برای فعالیت در این بازار، نحوه معامله در بازار رنج را بلد باشید. بازار رنج به بازاری که روند مشخصی ندارد و نوسان های موقت و در چهارچوبی خاص دارد گفته می شود و به همین لحاظ نحوه معامله در بازار رنج با بازارهای رونددار فرق می کند و در این مطلب ابتدا دقیق تر خواهیم گفت که بازار رنج چیست و در ادامه نیز شما را با نحوه معامله در بازار رنج آشنا خواهیم کرد که نکات ساده ولی کاربردی در آن نهفته است، پس تا انتها همراه کد بورسی بمانید.

نحوه معامله در بازار رنج

بازارهای مالی همواره روندی را دنبال می کنند که این روند یا صعودی است یا نزولی و یا خنثی. در واقع حالت خنثی یا رنج نسبت به روندهای صعودی و نزولی به صورت معمول بیشتر دیده می شود. بازارها تنها در ۳۰ درصد اوقات ترند یا روند می‌ شوند و در سایر اوقات خنثی هستند. این واقعیت برای تریدرهایی که به دنبال یافتن تغییرات قیمت عمده هستند، مشکل به وجود می آورد. در سایر زمان‌ ها بازارها تمایل دارند که در داخل یک رنج حرکت نمایند. یک رنج تریدینگ وقتی اتفاق می افتد که بازار به طور مداوم در یک برهه زمانی خاص بین دو قیمت یا سطح در نوسان باشد.

دقیقا مانند پیگیری روند که در هر چارچوب زمانی امکان‌ پذیر است، معاملات رنج یا خنثی نیز در همه چارچوب‌ های زمانی وجود دارند؛ از نمودارهای کوتاه‌ مدت پنج دقیقه‌ ای گرفته تا نمودارهای بلند ماهیانه یا سالیانه. به صورت معمول در زمان پیگیری روند، معامله‌ گران با مسیر کلی روند همسو می‌ شوند و در افت‌ های یک روند صعودی، خریداری کرده و در آغاز روندهای نزولی، به فروش می رسانند. از طرفی استراتژی رنج تریدینگ این اجازه را به معامله گران می دهد مضرات ترید در خلاف جهت روند که هر دو کار را به صورت هم زمان انجام دهند؛ چرا که بنا به تعریف آن، قیمت بین دو سطح مشخص نوسان انجام خواهد داد و نه خیلی افزایش قیمت خواهیم داشت و نه خیلی کاهش قیمت را تجربه خواهیم کرد.

منظور از بازار رنج چیست؟

به صورت کلی می توان گفت که این شرایط شک و تردید را در بازار نشان می‌ دهد. در این موقعیت هنوز نقدینگی برای آغاز یک حرکت پرقدرت در بازار وجود ندارد و همچنین اخباری که در بازار شنیده می شود نیز متضاد و مبهم است و در نتیجه سهامداران گیج هستند. یکی از حائز اهمیت ترین تفاوت‌ های بین بازار رنج و رونددار این است که حجم معاملات در بازارهای رنج کم تر می باشد.

در بازار رنج شرایط به شکلی است که می بایست به سودهای کم در محدوده ۱۰ الی ۲۰ درصد قناعت کرد. هنگامی که در بازاری رنج قرار داریم، اگر معامله گر به دنبال سودهای بسیار بزرگ باشد، همین سود های کوچک در چهارچوب را نیز از دست می دهد. نکته حائز اهمیت دیگری که در این بازارها باید به آن توجه داشته باشید، این است که باید حد ضرر خود را در بازار رنج بزرگ‌ تر از بازارهای رونددار قرار دهید، لذا بهتر است در بازارهای خنثی، حد ضرر کمی پایین‌ تر از کف محدوده رنج باشد.

درست است که در بازارهای خنثی، سقف‌ ها و کف‌ ها نظم مشخصی ندارند، ولی دو حالت ویژه در چنین بازاری وجود دارد. در این حالات، قله‌ ها و دره‌ ها از نظم خاصی پیروی می کنند که در قالب الگوهای اصلاحی می‌ توان آن‌ ها را مورد بررسی قرار داد. این الگوها، الگوهای اصلاحی مثلث و کانال افقی نام دارند. به صورت معمول در انتهای یک حرکت رونددار چنین الگوهایی شروع مضرات ترید در خلاف جهت روند می شوند. در نهایت یک حرکت پرشتاب دیگر ایجاد می شود. به عبارتی این الگوها نشان خواهند داد که بازار در بین دو حرکت رونددار استراحت می نماید.

معامله در بازارهای رنج چگونه است؟

در ابتدا لازم است تریدر رنجی را که در آن معامله می‌ شود، تشخیص دهد. به صورت معمول قیمت باید حداقل ۲ بار از یک محدود حمایتی برگردد و همچنین ۲ بار از محدوده مقاومتی خارج شود تا بتوانیم نتیجه گیری کنیم که در بازار رنج و خنثی قرار داریم و در غیر این صورت، به احتمال زیاد قیمت در یک روند صعودی در حال ایجاد یک کف قیمت بالاتر و یک اوج قیمت بالاتر است یا در یک روند نزولی در حال ایجاد یک اوج قیمت پایین‌ تر و یک کف قیمت پایین‌ تر خواهد بود.

همین که رنج را تشخیص دادید، باید به دنبال موقعیتی برای خرید و وارد وضعیت شدن برای استفاده از این بازار رنج بگردید. در این راستا هم می توانید به صورت دستی وارد وضعیت شوید و در سطح حمایتی خرید خود را انجام دهید و در سطح مقاومتی بفروشید، هم می‌ توانید از سفارش لیمیت برای ورود به وضعیت در جهت درست در زمانی که بازار به سطح مقاومت یا حمایت می‌ رسد استفاده نمایید. در ادامه ۴ روش ورود به پوزیشن های رنج را شرح دادیم؛

۱) استفاده از پرایس اکشن برای ورود به پوزیشن : وقتی که شرایط بازار برای انجام معامله مناسب باشد، پرایس اکشن نیز می تواند بسیار کمک کننده باشد. با استفاده از سیگنال‌ های پرایس اکشن برای ترید در سطوح حمایت و مقاومت محدوده رنج مورد نظر، می‌ توان معامله را به بهترین و مطمئن ترین شکل انجام داد ولی یکی از بهترین روش ها برای معامله در این حالت، با تکیه بر روش شکست‌ های نامعتبر قابل انجام است. وقتی که از این شیوه استفاده کردید و سیگنال ورود صادر شد، احتمال موفقیت شما بسیار بالاست.

در اکثر محدوده‌ های رنج بازار، حداقل یک سیگنال با استفاده از شکست ها ایجاد می شود که سیگنالی قوی محسوب می شود. بدین ترتیب بازار در جهتی معکوس حرکت می کند و به سمت دیگر محدوده رنج می‌ رود. بیشتر تریدرها به دنبال آن هستند تا نقطه ورود خود را با شکسته شدن محدوده رنج تعیین نمایند، ولی چنین معاملاتی به صورت معمول به ضرر تریدر منجر خواهد شد. وقتی که شاهد یک شکست معتبر در محدوده رنج بازار هستیم، قیمت حداقل چند روز بیرون از محدوده رنج بسته می شود.

معامله در بازار رنج

در واقع بعد از آن شاهد یک پولبک خواهیم بود و چنانچه این پولبک بتواند قیمت را متوقف کند، می توانیم این طور بگوییم که سطح موردنظر نگه داشته شده است. این شرایط می‌ تواند شکست محدوده رنج را تایید کند. البته توجه به این نکته نیز ضروری است که به منظور پیش‌ بینی شکست محدوده رنج، هیچ روشی تعبیه نشده است، لذا باید صبر کنید تا شکست اتفاق افتد و بعد از آن برای انجام کار درست اقدام کنید.

۲) استفاده از حد ضرر در معاملات رنج : دقیقا مانند هر نوع معامله دیگری، مدیریت ریسک مناسب در این نوع معاملات نیز الزامی می باشد. اصل رنج تریدینگ این است که قیمت‌ ها با محدوده حمایت و نقاط مقاومت تماس برقرار می کنند و به این خاطر که قیمت‌ ها به صورت معمول تنها به این نقاط محدود نمی‌ شوند، رنج‌ های معاملاتی تریدرهای زیادی را جذب می‌ کنند که بدین ترتیب می‌ توانند موجب افزایش نوسان شوند.

لذا قیمت بین این نقاط نوسان خواهد کرد و معامله‌ گران محتاط به دنبال کاهش ضررهای گسترده‌ تر اطراف این نقاط هستند و کاهش چشم گیر در حجم معاملات ایجاد خواهد شد. با این تصمیم، تریدرها زیادی از بازار خروج می کنند تا معاملات موفق خود را انجام دهند. برای گذاشتن سفارش استاپ لیمیت یا حد ضرر توجه به پهنای رنج معاملاتی و همچنین فواصل، بسیار حائز اهمیت است. چنانچه رنج خیلی تنگ باشد، آن وقت نقطه استاپ لاس در فاصله لازم، امکان دار ضریب ریسک به پاداش مناسب به وجود نیاورد.

۳) معامله در زمان شکست رنج : وقتی که بازار برای مدتی طولانی در محدوده‌ های تنگ و فشرده نوسان داریم، نهایتا روند قیمت با حرکت به سمت بالا یا پایین، این محدوده را خواهد شکست. در نظر داشته باشید که بازار از هر سمتی که خارج شود، در همان جهت، حرکتی قدرتمند را آغاز خواهد کرد. چنانچه از رنج‌ زدن بازار مدت زیادی گذشته باشد، حرکت عمودی که به دنبال این اتفاق دیده خواهد شد، ابعادی بزرگ دارد.

در نظر داشته باشید که هر چقدر زمان رنج زدن بازار بیشتر باشد، حرکت بعدی نیز اندازه بزرگ تر خواهد داشت. با چشم خود نیز قادرید این موضوع را درک کنید. کافی است طول محدوده رنج را در ذهن خود به میزان ۹۰ درجه بچرخانید تا بتوانید حرکت عمودی قیمت را در گام‌ های بعدی مجسم کنید. قیمت یک حرکت عمودی را حداقل به اندازه این چرخش ۹۰ درجه، ثبت می کند.

۴) استفاده از اندیکاتورها در هنگام رنج تریدینگ : معامله کردن در یک رنج تنها به سطوح حمایت و مقاومت احتیاج دارد، ولی امکان استفاده از اندیکاتورها هم در آن وجود دارد. بعضی از اندیکاتورها، مانند شاخص قدرت نسبی یا همان RSI، استوکاستیک، و یا شاخص کانال کالایی یا همان CCI می‌ توانند به منظور تایید شرایطی مانند خرید بیش از حد و فروش بیش از حد که بیشتر تغییرات قیمت را در بالا یا پایین رنج معاملاتی همراهی می‌ کنند، مورد استفاده قرار گیرند.

عملکرد معامله‌ گر در بازارهای خنثی

در زندگی روزمره ما همیشه و به هر طریقی در حال انجام معاملات مختلف هستیم. به عنوان مثال در خرید مایحتاج روزانه هم به نوعی معامله می کنیم. به صورت کلی افراد صبر می‌ کنند تا قیمت‌ ها کاهش یابد و به کف نزدیک شود و در ادامه خرید خود را انجام می دهند. در بازار نیز معامله‌ گری در شرایط رنج دقیقا به همین صورت است و باید خریدهای خود را در نزدیکی کف کانال رنج انجام دهید. در این حالت به صورت معمول خریدها در قیمت‌ های منفی و حتی در صف فروش انجام می شود و بعد از آن زمانی‌ که قیمت به سقف محدوده رنج می‌ رسد، این توانایی را دارید که سهامی را که با قیمت پایین خریده اید، گران تر به فروش برسانید. در حقیقت می توان گفت در این بازارها قاعده “خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا” یا همان احمق بزرگ تر حکم فرما خواهد بود.

مثلا در بازار بورس به صورت کلی در شرایطی که قیمت به کف محدوده رنج می‌ رسد، شاهد آنیم که اخبار و شایعات منفی فراوانی در مورد سهام شرکت‌ ها به گوش می‌ رسد. در این زمان سهم‌ ها با صف فروش روبرو خواهند شد. فشار عرضه سنگین می شود و قیمت به کف محدوده رنج برخورد می کند. در این زمان معامله کردن در فشار ترس و اضطراب موجود در بازار کار آسانی نیست و معامله‌ گران قادر نیستند به سادگی احساسات خود را کنترل نمایند. هنگامی که تریدر بتواند خلاف جهت آب شنا کند، می‌ تواند به موفقیت دست یابد. یک تریدر حرفه‌ ای می بایست در بازارهای رنج به صف‌ های فروش حمله کند نه در صف های خرید سنگین و پست سر معامله گران دیگر قرار بگیرد!

این بدین معنی است که وقتیکه معامله‌ گران از ریزش بازار هراس دارند و نگران از دست دادن سرمایه‌ های خود هستند، شما می‌ توانید برای خرید اقدام نمایید. در این شرایط نگران تفاوت بین تحلیل خود و دیگران نباشید، به این خاطر که در بازارهای مالی به صورت معمول بیشتر افراد در اشتباهند! این موضوع هم در بازار رنج و هم در بازار رونددار دیده می شود.

لذا هنگامی که بازار به سقف خود نزدیک شد و همه معامله‌ گران از سودهای حاصل شده رضایت داشتند و به آینده امیدوار بودند، شما باید بترسید و محتاطانه عمل کنید که این یعنی باید بتوانید سودهای کوچکی را که تا به امروز کسب کرده اید را سیو سود کنید. اگر دوست دارید آموزش سیو سود در بورس را می توانید از طریق این مطلب به صورت رایگان و به زبانی ساده یاد بگیرید.

نتیجه گیری و کلام پایانی

شناسایی بازار رنج و رونددار و درک مفاهیم مربوط به آن از جمله مواردی است که تریدرهای برای معامله و فعالیت در این نوع بازار باید حتما به آن تسلط کافی را داشته باشند. همان طور که گفتیم، هنگامی که قیمت‌ ها در یک بازه زمانی در محدوده ثابتی نوسان می کند، بازار در شرایط رنج قرار دارد، ولی وقتی که شاهد تشکیل کف و سقف‌ هایی در قیمت‌ های بالاتر یا پایین‌ تر هستیم، بازار روند صعودی و یا نزولی دارد که با توجه به قله های و کف های قیمتی می توان این موضوع را دقیقا تشخیص داد.

برخلاف تصور بعضی از تریدرها بر این باورند که در بازار رنج معامله کردن کار درستی نیست، ولی نکته ای که در این خصوص وجود دارد اینجاست که این بازار هم می تواند مثل بازارهای رونددار برای شما سود به همراه داشته باشد، ولی تریدرها می بایست بتواند شرایط را به درستی شناسایی کنند تا در ابتدا ضرر نکنند و در عین حال سود نیز به دست آورند. چنانچه از رنج‌ زدن بازار مدت زیادی گذشته باشد، حرکت عمودی که در پی این رویداد به وجود خواهد آمد، ابعادی بزرگ دارد. در چنین شرایطی کافی است طول محدوده رنج را در ذهن خود به میزان ۹۰ درجه بچرخانید تا از میزان حرکت عمودی قیمت در گام های بعدی قیمتی اطلاع یابید.

همان طور که در ابتدای مطلب قول دادیم، نحوه معامله در بازار رنج خدمت شما عزیزان شرح دادیم.

همچنین اگر دوست دارید نحوه ترید ارزهای دیجیتال + نکات شگفت انگیر معامله رمزارزها را یاد بگیرید، این مقاله بهترین و سریع ترین راه برای این کار است.

فشردگی در پرایس اکشن RTM

فشردگی در پرایس اکشن RTM

آشنایی با مبحث فشردگی در پرایس اکشن RTM یکی از موارد مهم جهت موفقیت در بازار ارزهای دیجیتال است، فشردگی (CP) شکلی از رفتار قیمت است که به تریدر یا معامله گر نشان می دهد قرار است به زودی در نمودار یک تغییر روند به وجود بیاید، فشردگی در واقع همان الگوی Wedge در تکنیکال کلاسیک است که به دو نوع Wedge صعودی و نزولی دیده می شود، حتی اگر آشنایی خاصی با الگوهای کلاسیک نداشته باشید می توانید زمانی که قیمت به صورت فشرده و با حالت خستگی به سمت بالا و یا پایین در حرکت بود بدانید که این همان فشردگی و یا CP حرکت کردن قیمت است، این به معنای تسویه در بازارهای مالی است، بانک ها و موسسات و یا هر اسمی که سایر سبک ها بر روی پول های بزرگ نام نهاده اند، زمانی که در حال سیو سود هستند، مضرات ترید در خلاف جهت روند حالت CP را می سازند، همه این حرکت کردن قیمت مهم است و بعد از این حرکت در صورت نبود نفوذی در سطح (اینگلف) روند قیمت تغییر می کند.!

یکی از پیش نیازهای مقاله فشردگی در پرایس اکشن RTM مقاله آموزش پرایس اکشن RTM و مقاله محدوده قیمت در RTM است که پیشنهاد می شود حتما مطالعه کنید.

مفهوم فشردگی در پرایس اکشن RTM

مفهوم فشردگی در پرایس اکشن RTM

زمانی که فشردگی در نمودار ارزهای دیجیتال رخ می دهد کف عرضه یا تقاضا از بین می رود همین امر باعث می شود قیمت، حرکت های شارپ و بدون دردسری را بزند؛ در فشردگی قیمت خودش را به یک ناحیه عرضه یا تقاضا واقعی می رساند سپس به سمت نواحی ای با نقدینگی زیاد رفته که این تغییر بر روی نمودار رمز ارز مورد نظر بازار ارزهای دیجیتال (کریپتوکارنسی - cryptocurrency) قابل تشخیص است؛ تریدرها می توانند این مناطق را هدف های خود قرار دهند. همچنین معامله گران می توانند نقطه ای که از آن فشردگی شروع می شود را هم به عنوان تارگت قیمت در نظر بگیرند. زاویه فشردگی نباید کمتر از 45 درجه باشد چرا که در غیر این صورت تبدیل به یک روند صعودی یا نزولی شده و دیگر نمی توان اسم فشردگی را بر آن نهاد؛ البته نظرات زیادی وجود دارند که حتما نباید این زاویه رعایت بشود چرا که شروط زیاد باعث ناکارآمدی تحلیل خواهد شد، باید این نکته را در نظر داشته که برخوردهای به MPL صورت می گیرد که در ادامه به بررسی ام پی ال نیز خواهیم رسید.

فشردگی تقاضا در پرایس اکشن RTM

فشردگی تقاضا در پرایس اکشن RTM

در این الگو قیمتی، قیمت در ابتدا یک زون قدرتمند تقاضا یا عرضه را تشکیل می دهد، سپس به زون تقاضا برگشته و FTB رخ می دهد در همین لحظه قیمت شروع به صعود کرده اما در مسیر صعود و رسیدن به زون عرضه، پشت سر هم زون های تقاضا تشکیل می دهد به طوری که این زون ها تقریبا همدیگر را تاچ می کنند و هر زون توسط قیمت تست می شود یعنی این زون ها Fresh بودن خود را از دست می دهند و برای هرکدام FTB رخ می دهد. تست شدن زون های تقاضا باعث می شود تا Pending order هایی که خریداران در طول مسیر برای خرید گذاشته بودند مصرف شود و وقتی قیمت به زون عرضه می رسد و با اوردرهای فروش مواجه می شود عملا هیچ اوردر خریدی را در مقابل خودش نبیند و با قدرت تمام توسط زون عرضه به پایین به اصطلاح هل داده می شود.

  • زمانی که فشردگی رخ می دهد، تارگت قیمت همان جایی می شود که فشردگی از آنجا آغاز شده است.
  • فشردگی عرضه نیز این نکات بالا را باید دارا باشد.
  • در فشردگی عرضه قیمت با رسیدن به زون قدرتمند عرضه با شتاب زیادی به سمت پایین سقوط می کند و تا جایی که فشردگی از آنجا شروع شده است، پایین می آید.

هرگاه یک زون قدرتمند عرضه یا تقاضا رسم می کنید (مثل CAPS,FL,FTRو. ) و منتظر گرفتن پوزیشن در آن هستید، باید به مسیری که قیمت تا رسیدن به آن طی می کند نیز دقت کنید مضرات ترید در خلاف جهت روند و در صورت رخ داد فشردگی اعتبار خیلی بیشتری به زون عرضه یا تقاضای خود اضافه کنید.

طبق گفته بهینه ترین روش پرایس اکشن یعنی مدل ال بروکس، قیمت همیشه در داخل یک کانال قرار دارد، گاهی اوقات، معامله گران باید تایم فریم های بالاتری را بررسی کنند، چراکه این امر می تواند به آن ها جهت یافتن کانال های بیشتر کمک کند.

جهت آشنایی با پرایس اکشن و تحلیل نمودارها می توانید دوره پرایس اکشن را تهیه کنید.

الگوی Wedge

الگوی Wedge

الگوی Wedge کلاسیک در واقع همان منطقه ای است که فشردگی در آن رخ می دهد. برای همین است که قیمت در خلاف جهت الگوی Wedge پرتاب می شود چرا که قبل از آن با ایجاد فشردگی در الگو، اوردرها مصرف شده اند و قیمت با رسیدن به یک زون قدرتمند عرضه یا تقاضا با قدرت تغییر جهت داده است. قدرت یک فشردگی به تعداد زون ها و تعداد تست شدن هایی است که در طول مسیر اتفاق می افتد.

راه های مختلف تشخیص فشردگی در پرایس اکشن RTM

تشخیص فشردگی در RTM
تست کردن زون ها توسط ساختار قیمتی کندل های RBR, DBR, RBD, DBD
وجود بیس های زیاد و پشت سرهم فشردگی را تائید می کند
صعود و نزول های کوچک قیمت را با خط به یکدیگر وصل کنید، دلیل این کار این است که تشخیص داده شود آیا هر صعود با یک نزول جواب داده شده است یا خیر.

نکات تکمیلی فشردگی در پرایس اکشن RTM

به عنوان یک معامله گر باید از CP فقط برای تائید بیشتر زون های قدرتمند (FL, FTR, CAPو. ) استفاده کنید و هرگز بر مبنای CP وارد معامله و ترید نشوید؛ در صورت وجود یک زون Departure در مسیر برگشت، می توانید وارد پوزیشن معامله شوید.

الگو قیمتی 3DRIVE در پرایس اکشن RTM

الگو قیمتی 3DRIVE در پرایس اکشن RTM

الگو 3drive مانند فشردگی یک مفهوم approach است، به عبارت دیگر این الگو شیوه نزدیک شدن قیمت به زون را بررسی می کند. الگو قیمتی 3D به این صورت است که قیمت در راه رسیدن به زون عرضه/تقاضا، سه مثلث صعودی/نزولی می سازد. این الگو نوعی فشردگی است چرا که در صورت رسیدن به زون مورد نظر معامله گر، انتظار می رود که قیمت با قدرت برگردد؛ البته این نکته لازم به ذکر است که شما به عنوان یکی از تریدرهای حوزه ارزهای دیجیتال نباید تنها با دیدن این الگو وارد معامله شوید.

آشنایی بیشتر با الگو 3DRIVE در پرایس اکشن RTM

در الگو 3d فقط تشکیل 3 مثلث صعودی یا نزولی، اهمیت زیادی دارد و اتفاقات قبل از تشکیل این 3 مثلث نباید شما را تحت تاثیر بگذارد، چرا که در پرایس اکشن مدل RTM ساخت این سه مثلث می تواند یک فشردگی زیادی را به وجود بیاورد و در قدم بعدی که قیمت به سمت زون قوی برسد پیش بینی می شود قیمت با یک قدرت خاصی خلاف جهت را پیش بگیرد.

مصرف سفارشات در فشردگی

مصرف سفارشات در فشردگی

سوالی که در حرکت قیمت به صورت کمپرس یا فشرده پیش می آید این است که قیمت چه چیزی را مصرف کرده است؟ جواب بسیار ساده است، قطعا سفارشی در آن جا وجود دارد مضرات ترید در خلاف جهت روند که قیمت توانسته است به آن جا واکنشی نشان بدهد، پس قیمت سفارش را مصرف می کند، زمانی که قیمت در حال فشرده بالا رفتن و یا پایین آمدن است، قیمت به مناطقی تحت نام MPL که مخفف عبارت (Max Pain Level) است، معنی این عبارت به ما می گوید که این محدوده بیشترین حد درد معامله گران است، برای همین برای سایر فعالین بازار که با سبک آر تی ام معامله می کنند مهم است.

MPL در RTM

MPL در RTM

زمانی که قیمت خلاف تصورات تریدرها عمل می کند، اکثریت تریدرها در آن ناحیه حد ضرر می خورند، این ناحیه درد و ضرر زیادی را به معامله گران بازاهای مالی وارد می کنند، این ضربه، در آینده نیز می تواند واکنش بسیار خوبی را برای ترید کردن در آن نواحی مهیا کند! ام پی ال همانند تصویر بالاست، فرض کنید شما با یک الگو سر و شانه مضرات ترید در خلاف جهت روند طرف هستید اما این الگو تنها شونه چپ و سر دارد. از شونه چپ پس از اینکه قیمت قسمت سر را ساخت، اف تی آر بگیرید، این بهینه شده منطقه MPL است اما می توانید از شونه چپ تا قسمت سر را به عنوان فضای کلی ام پی ال در نظر داشته باشید، ورود به این محدوده می تواند وکنش های سودسازی را برای شما به ارمغان داشته باشد، همان طور که در تصویر مشخص است، در انتهای باکس اف ال این مناطق شکل می گیرند و MPL را باید در انتهای باکس ها به دنبالش باشید، همچنین برای پیدا کردن شونه چپ باید به دنبال سطحی باشید که به وسیله قیمت شکسته شده است، این شکست باعث شده است که معامله گران حد ضرر بدی را تجربه کنند چرا که بعد از زدن حد ضرر آن ها قیمت به سمت تحلیل آن ها حرکت کرده است.

آموزش الگوی پرچم در تحلیل تکنیکال

الگوی پرچم (Flag Pattern) یا مستطیل یکی از الگوهای قیمتی مهم در تحلیل تکنیکال است. پرچم یک الگوی کوتاه‌مدت در دل یک روند نزولی یا صعودی بلندمدت محسوب می‌شود. از نظر ساختار شبیه یک پرچم روی میله است. از این الگو برای تشخیص ادامه‌ی روند استفاده می‌شود و در واقع یکی الگوهای ادامه‌دهنده‌ی معتبر به حساب می‌آید. کار با این الگو بسیار ساده است. در این مطلب از چشم بورس با الگوی پرچم و نحوه‌ی معامله با آن آشنا می‌شوید.

اگر با الگوهای قیمتی آشنایی ندارید، پیشنهاد می‌کنیم پیش از شروع مطلب زیر را بخوانید:

الگوی پرچم چگونه کار می‌کند؟

الگوی پرچم مناطقی از تثبیت قیمت در میانه‌ی یک روند است. قیمت در این مناطق در خلاف جهت روند اصلی استراحت می‌کند. پس از شکست، قیمت با سرعت نسبتا زیاد روند اصلی را ادامه می‌دهد. این الگو به طور معمول از 5 تا 20 شمع تشکیل می‌شود و یک الگوی کوتاه‌مدت است. قسمت انتهایی پرچم نباید از نصف میله عبور کند. پرچم‌ها می‌توانند صعودی و یا نزولی باشند.

آموزش الگوی پرچم

آموزش الگوی پرچم

اجزای الگوی پرچم

این الگو در پنج مرحله تشکیل می‌شود. مراحل تشکیل این الگو به شکل زیر است:

  • روند قوی پیش از تشکیل الگو
  • کانال تثبیت
  • الگوی حجم
  • یک شکست
  • تاییدی که در آن قیمت در همان جهت روند قبلی حرکت می‌کند.

خطوط روند در الگوی پرچم موازی هستند، اگر خطوط همگرا شوند به آن الگوی کنج یا گُوِه می‌گویند. پرچم‌های صعودی و نزولی از نظر ساختار بسیار شبیه به هم هستند، اما از نظر جهت روند و الگوی حجم کمی متفاوت‌اند. در پرچم صعودی قبل از تشکیل الگو، حجم افزایشی و در زمان تکمیل شدن الگو حجم کاهشی است. در حالی که در پرچم نزولی قبل از تشکیل الگو، حجم افزایشی است اما در حین کامل شدن الگو حجم تقریبا ثابت می‌ماند.

نقطه‌ی شکست ویژگی دیگر الگوهای مستطیل محسوب می‌شود. در هنگام تشکیل الگو حجم معاملات کاهش می‌یابد و معامله‌گران اصطلاحا دست به ماشه هستند. در زمان استراحت قیمت، معامله‌گران منتظر هستند تا روند بعدی شروع شود. پس از شکست، دوباره حجم افزایش می‌یابد.

الگوی پرچم صعودی

در پرچم صعودی در انتهای روند با افزایش حجم شاهد خارج شدن تعدادی از معامله‌گران کوتاه‌مدت هستیم. سپس معامله‌گران تازه‌نفس در یک ساختار در حال تثبیت به مرور وارد می‌شوند. آنها تمایل دارند قیمت را در روند قبلی حفظ کنند و شاهد صعود دوباره هستیم.

در این مثال از پرچم صعودی، قیمت در روند اولیه افزایش می‌یابد. سپس در منطقه‌ی تثبیت شاهد کاهش قیمت هستیم. ممکن است در نقطه‌ی شکست شاهد حجم بالا نباشیم، اما تحلیلگران ترجیح می‌دهند شکست با افزایش حجم همراه باشد. افزایش حجم به معنای ورود موج جدیدی از سرمایه‌گذاران برای ادامه‌ی روند صعودی است.

الگوی پرچم صعودی

پرچم صعودی

الگوی پرچم نزولی

پرچم نزولی نیز بسیار شبیه به پرچم صعودی است. در این الگو تعدادی از فروشندگان کوتاه مدت خارج می‌شوند و پس از یک دوره‌ی تثبیت، فروشندگان بلندمدت دوباره قیمت سهم را به پایین می‌کشند. در پرچم نزولی، همیشه حجم کاهش نمی‌یابد. روند نزولی با ترس و بدبینی همراه است. معامله‌گران با کاهش قیمت ترجیح می‌دهند به سرعت از معامله خارج شوند. به بیان دیگر، هیجان بیشتری در روندهای نزولی وجود دارد. در روندهای نزولی در هنگام تشکیل الگو حتی ممکن است حجم افزایش یابد.

الگوی پرچم نزولی

پرچم نزولی

چگونه با الگوی پرچم معامله کنیم؟

برای معامله با این الگو باید سه محدوده‌ی کلیدی را مشخص کنیم: نقطه‌ی ورود، حد ضرر و حد سود.

نقطه‌ی ورود

حتی اگر به تحلیل خود کاملا مطمئن هستید، بهتر است منتظر شکست اولیه باشید. معامله‌گران معمولا پس از شکست الگو یک کندل صبر می‌کنند. علاوه بر این، پولبک و تروبک به خطوط روند شکسته شده نقطه‌ای بسیار امن برای ورود است.

خط ضرر

از پایین‌ترین نقطه‌ی الگو به عنوان حد ضرر استفاده کنید. پایین‌ترین نقطه جایی است که نمودار خط روند پایینی را لمس می‌کند. حتی برای معاملات بلندمدت می‌توانید حد ضرر را کمی پایین‌تر قرار دهید.

حد سود

به دو شکل می‌توانید حد سود را تعیین کنید. فاصله‌ی بین خطوط روند می‌تواند یک حد سود باشد. البته این رویکرد بسیار محتاطانه به حساب می‌آید. رویکرد خوشبیانه‌تر استفاده از اندازه‌ی میله‌ی پرچم است. در این رویکرد انتظار می‌رود که نمودار قیمت پس از شکست به اندازه‌ی میله رشد خواهد کرد. به شکل زیر نگاه کنید:

نحوه‌ی معامله با الگوی پرچم

نحوه‌ی معامله با الگوی پرچم

سخن پایانی

در این مطلب با الگوی پرچم و نحوه‌ی معامله با آن آشنا شدیم. پرچم‌ها الگوهایی پرکاربرد برای نوسان‌گیری و معاملات کوتاه‌مدت هستند. این الگو ساختار پیچیده‌ای ندارد، اما کار با آن نیازمند تمرین و تجربه است.

به خاطر داشته باشید پرچم‌ها ممکن است انتهای روند نیز تشکیل شوند پس نقطه‌ی شکست و تایید بسیار مهم است. همچنین می‌توانید از پولبک‌ها استفاده کنید. حتما به روند کلی بازار توجه کنید. الگوهای قیمتی وقتی کارآمد هستند که با روند کلی بازار هماهنگ باشند. پوزیشن گرفتن بر خلاف جهت بازار همیشه با ریسک زیادی همراه است.

به عنوان نکته‌ی پایانی، به یک روش بیش از حد تکیه نکنید. الگوهای قیمتی را در کنار سایر روش‌های تحلیل تکنیکال مانند اندیکاتورها یا الگوهای شمعی استفاده کنید.

سوالات متداول

الگوی پرچم یک الگوی قیمتی (نموداری) است. این الگو در میانه‌ی روند تشکیل می‌شود و یک محدوده‌ی استراحت و تثبیت قیمت است.

پرچم‌ها به دو دسته‌ی پرچم صعودی و پرچم نزولی تقسیم می‌شوند.

پرچم‌ها دو جزء اصلی دارند: میله (صعود یا نزول قبل از تشکیل پرچم) و پرچم (کانالی که قیمت در آن نوسان می‌کند)



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.